كلينتون: آمريكا در كنار مخالفان در ايران ايستاده است

 وزير امورخارجه آمريكا ضمن انتشار بيانيه‌اي بر حمايت واشنگتن

 

ازاغتشاشگران در ايران تأكيد كرد.


 از انتخابات رياست‌جمهوري سال گذشته در ايران تا كنون مقامات آمريكايي و همچنين رسانه‌هاي اين كشور بشدت بر حمايت از اغتشاشگران در ايران و دامن زدن به ناآرامي‌ها در اين كشور تأكيد داشته و به اين مسئله نيز صراحتا اذعان داشته‌اند.
در همين راستا نيز "هيلاري كلينتون " وزير امورخارجه آمريكا روز گذشته ضمن انتشار بيانيه‌اي كه در پايگاه اينترنتي "وزارت امورخارجه آمريكا " منتشر شد، اعلام كرد: تمام آن دسته از ايرانياني كه مي‌خواهند عقايد خود را آزادنه بيان كنند و براي حقوق بشر و آزادي‌هاي اصلي خود مي‌جنگند، بدانند كه تنها نيستند. آمريكا و جامعه بين‌المللي در كنار شما ايستاده است.
كلينتون در ادامه اين بيانيه كه بدنبال انتشار قطعنامه جديد مجمع عمومي سازمان ملل درباره وضعيت حقوق بشر در ايران منتشر شد، گفت: آمريكا از قطعنامه مجمع عمومي سامان ملل كه از دولت ايران خواسته است تا به تعهدات خود در خصوص حقوق بشر در اين كشور به طور كامل پايبند باشد، استقبال مي‌كند. اين قطعنامه همچنين بر ضرورت اجازه ايران به انجام تحقيقاتي مستقل و معتبر در خصوص اتهامات مربوط به نقايض حقوق بشر در اين كشور تأكيد مي‌كند.
اين‌ها همه در حالي است كه وزارت امور خارجه روسيه چندي پيش با استناد به گزارش نهايي كارگروه شوراي حقوق‌بشر سازمان ملل، از توصيه‌هاي سازمان ملل به مقامات آمريكا در رابطه با رعايت حقوق‌بشر و رفع مشكلات داخلي اين كشور خبر داده بود و خود واشنگتن نيز در گزارشي به سازمان ملل اعتراف كرد كه سوابق آمريكا از لحاظ حقوق بشر پايين‌تر از حد ايده‌آل بين‌المللي است.
هيلاري كلينتون در ادامه بيانيه خود ضمن تلاش براي مداخله در امور داخلي ايران مدعي شد: جامعه بين‌المللي درباره سوء استفاده‌هاي مربوط به حقوق بشر در ايران و وضعيت اسفناك شهروندان ايراني كه با شكنجه به دست دولت اين كشور مواجه هستند، بشدت نگران است. قطعنامه روز گذشته سازمان ملل شدت اين وضعيت را به ويژه آزار، شكنجه و سركوب مخالفان سياسي، مدافعان حقوق بشر و طيف وسيعي از نمايندگان جامعه مدني با تكيه به خشونت مورد تأييد قرار داد. اين قطعنامه منعكس كننده نگراني ما در رابطه با شمار رو به افزايش زندانيان سياسي در ايران است كه براي كسب حداقل حقوق خود به اعتصاب غذايي روي مي‌آورند كه زندگي آنها را تهديد مي‌كند. اين حقوق در قانون اساسي خود ايران نيز عنوان شده است و پايبندي ايران به تعهدات بين‌المللي را مي‌طلبد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 11:59  توسط شهاب حسین زاده  | 

 

یا واهب العطایا............

جواب مجیب اجابه اجابت پاسخ پاسخها پاسخی فلق شفق شفقت مشفق مشفقی مشفقین مشفقه مشفقات مشفقان دلسوز دلسوزی دلسوزان مثل مثال تمثیل تمثال همچون همچنان مانند ماننده مانستن مانندگی همانند همانندی نکته نکات نقطه نقاط جالب جلب قاب قابی قالب قالبی قلب کادر کادری حاشیه ای حواش حواشی روبرو رو به رو رودررو رو در رو عزیز عزیزی عزت عز اعزا اعزاء عزه عزیزه عزیزات عزیزان معز معزز ضمن ضامن ضامنی تضمین تضامن تضامنی تضمینی ضمان ضمانت مضمون متضمن بسم باسم باسمه باسمات بسمی تبسم ابتسام ابتسامه ابتسامات خند خنده دار خنداننده خندان خندون خندونک خندونه لب خند لبخند لبخنده لبخندی قه قه قاه قاه قا قا قاقا قاهقاه قهقه قهقهه انگیز انگیزه انگیزنده انگیزیدن انگیزاننده بر انگیخت انگیخته انگیختن برانگیخت برانگیز برانگیخته برانگیختن برانگیزاننده گزین گزید گزیده برگزیده گزینه گزیدن گزینش گزینی فروغ افروغ فروخ فرخ افروز افروزه افروخت افروخته افروختن فانوس فانوسی چراغ چراغی مصباح صبح صبوح مجسمه مجسم تجسم تجسمی اجسام جسم جسمی تندیس تن دیس گلدیس گل دیس گلی مه دیس مهدیس وصف وصفی صفت صفتی صفات اوصاف توصیف توصیفی صفاتی اوصافی صاف صافی تصفیه صف ردیف ردیفی مرادف مترادف طبقه بندی تک تا تکتا یک تا یکتا شخص تشخص شخصی تشخصا تشخصی شخصیت متشخص تشخیص تشخیصی خاص خاصه خواص خواصی خاصی خصوص خصوصی خصوصیت تخصص متخصص ویژه ویژگی کلید کلیدی کلیدواژه کلیدواژگان واج واژ واژه واژگان کلمه کلمات کلیم کلیمی متکلم تکلم تکلمی زبان لغت لغه لغات نامه لغتنامه کیف کیفی کیفیت کم کمی کمیت شماره شمارش شمارشی شمارنده بشمار عدد عددی اعداد رقم رقمی ارقام چگونه چگونگی طرز طراز تراز طریق طرق طریقه طریقت سوال سؤال سوالات سؤالات پرسشها تصنیف صنف صنفی اصناف انصاف نصف نصفه منصف نصفی منصفی منصفانه بین بینی بینابین بینابینی میان میانه روی وسط وسطی وسطا وسطها اوسط توسیط توسط وسیله بوسیله وسایل وسائل وسل توسل اتصال متصل متصله اتصالات توصل واصل وصال وصل فصل مفصل مفصلی فصول فصلی مکن مکنت تمکن مکین مکینه مکینات ممکن امکان امکانات ماشین ماشینی ماشینیسم ماشینیزم فرح فرحت فرحه مفرح تفریح تفریحی تفریحات تفریحاتی افسونگر افسونگری همسرا همسرایی همسرایان همسران همسر همسری محکم محکمی استحکام استحکامی مستحکم مستحکمی استحکامات نظم نظام منتظم منتظمی انتظام انتظامی نظامی نیرو نیروان نیروها نیروهای طبیعت اسم اسامی اسما اسماء سما سماء آسمان آسمانی فلک الافلاک فلکی افلاک عرش عرشی فرش فرشی قالی گلیم گلیمی گبه جاجیم جاجیمی حصل حاصل حصول تحصیل محصول تحصیلات محصولات حواصل حواصیل کسب کسبی کاسبی کاسب منقش منقوش نقشی نقشین نقشینه کلبه خانه خانگی دژ قلعه قلاع قصر کاخ کاخها تالار تالاری تالارها لحف لحاف ملحفه ملابس لباس البسه ملبس ملبوس جامه جامگان جوانه نو جوان جوانی جوانها جوانان نوجوان نوجوانی نوجوانها نوجوانان نو نویی تازه تازگی طراوت مطر باران عمق عمیق اعماق عمقی مطالعه مطالعات مطالعاتی تعارف تعارفی متعرف متعارفی خدمت خدمه خدم خادم خدام خدمات خدماتی ملاقات ملاقی ملاق ملاقه تلقی ترقی مترقی ارتقاء ارتقای ارتقا پله پلکان پلگان ستون سرستون عمود عمید عماد عمد عمدی بعمد تعمد تعمدی تعمدا فرصت فرصتها مهلت زر زری زرین طلا طلایی طلائی نوع انواع تنوع تنوعی متنوع نوعی ضیف اضاف اضافات مضاف مضافا اضافی اضافه مضافی مضافت مضافتی ضیافت ضیافی فراوان فراوانی وفور نعم نعمت انعام انعمه خور خوراک خوراکی خوردن خوردنی خورش غذا غذایی غذائی تغذیه طعم طعام طعمی طعامی اطعمه طبخ طباخ طباخی مطبخ مطبخه مطبخی مطابخ آشپز آشپزباشی آشپزخانه نوش نوشی نوشین نوشیدن نوش آب نوش آبه نوشابه اشربه میوه جات بلندا رفع مرفوع تهیه مهیا شبانگاه شبانگاهی خان خوان سفره خواندن خواندنی خواننده خوانندگی حیط حیطه محیط محیطی احاطه محاط محاطی حیاط محوطه دور تا دوری دورتادور دورتادوری دورادور دورا دور سلط سلطه تسلط مسلط جن جنی اجنه جان مجنون مجنونی جنون جنونی مجانین انبوه انبوهی شجع شجاع شجاعان شجاعت شجاعی شجاعه شجاعات شجعان دلیر دلاور دلیری دلاوری یار یاور یاری یاوری یاران یارانه میلاد مولود مولودی ولادت ولد ولدان والدین والد والده انس انیس انیسه انیسات مانوس أنس أنیس مأنوس موانست موانسه مؤانست مؤانسه مونس مونسه مونسات یونس مونسی یونسی الف الفت ألف ألفت مالوف مألوف مولف مؤلف مؤلفان مؤلفین تألیف تالیف تألیفات تماس تماسی مماس تماسی مماسی مس حی آزرم آزرمگین شرم شرمگین حیا حیاء احیا احیاء استحیا استحیاء حجب حاجب حجاب محجب محجبه حجابی محجبی محجبات حاجبه لبس لباس البسه ملبس پوشش پوششی پوشال پوشان پوشانده پوشاندن پوشا نسا نساء نسوان کشف کاشف کشفی کاشفی کاشفین کاشفان اکتشاف اکتشافی مکتشف مکتشفی مکتشفین مکتشفان کاشفانه مکاشفه مکاشفت مکاشفان مکاشفین کره کرات زمین زمینی آغوش آغوشی گرم پذیر پذیرش پذیرفت پذیرفتن پذیرا پذیرایی پذیرنده اولیا اولیاء ولی ولایت والی مولی اولی مولا مولانا مولوی ساده سادگی پیچ پیچیده پیچیدگی پیچان پیچش چرخان چرخید چرخیده چرخش چرخشی چرخنده چرخند چرخ گردون گرد گردش گردشی گشت گردان گردید گردیده گردیدن گردند گردنده گشتن گشتا گشتاور فخر فاخر فخور فخار فخاران فخری افتخار افتخاری فاخری فخوری افتخارات مفتخر مفتخرین مفتخرات امپراطور امپراتور امبراطور امبراتور امپراطوری امپراتوری امبراطوری امبراتوری امپراطوران امپراتوران امبراطوران امبراتوران خسرو خسروان خسروی کیخسرو کیخسروی شاه شاهان شاهانه شاهانشاه شاهی شاهنشاهی شه شهی شهان شهنشه شهنشهی پادشاه پادشاهی پاشا پاش باش باشا باشی پاشی بک بکی بیک بیکی بیگ بیگی سلطان سلطانی سلطه سلطنت سلط امیر امیری امر امارت امارات آمر آمرون آمرین سر سبز سرسبز سرسبزی سر سبزی جمل جمال جمالی جمیل جمیله جمیلات اجمل تجمل تجملی متجمل تجملات تجملاتی فرد افراد مفرد مفردات فردی منفرد منفردی مشبه تشبیه شبه شبیه شباهت مشابه مشابهت تشابه متشابه مشابهی متشابهی شبیهه تشابهی اشتباه اشتباهی اشتباها اشتباهات تابع تبع متبوع توابع تابعه تبعیت مژده مژدگان مژدگانی جذب جاذب جذاب جاذبه جذابیت مجذوب جذبه شیفت شیفته شیفتن شیفتگی شیفتگان شفته شنفت شنفتن شنفته شنود شنوده شنودن شنید شنیده شنیدن شنیدار شنیداری صدا صدایی صوت صوتی اصوات مراکز مرکز تمرکز مرکزی مرکزیت متمرکز کانون کانونی شاعرانه شاعرانگی حس حسی حواس حواسی احساس احساسی احساسات احساساتی حس برانگیز حس و حال حالت حالی خیل خیال خیلی خیالی خیالات خیالاتی تخیل تخیلی مخیله خاطر خاطره خطور خاطرات نویس نویسه نوسان نویسنده نویسندگان نوشت نوشته نوشتن نبشت نبشته نبشتن نفع منفعت انتفاع انتفاعی نافع منتفع سود سودی سودا بهره ثمر ثمره مثمر ثمرات فیض فیضی فیاض فیاضی فیوض افاضه افاضت افاضات مستفیض حتم حتما حتمی محتوم سرنوشت اقبال قابل قبول قبل قبلی قبال مقابل قابله قابلی استقبال مستقبل مقبول مقابله روبرو روبرویی رو به رو رویی آ آی آیا آیند آینده نگری آیندگان توبا توبی طوبی طوبی شجر شجره اشجار مشجر مشاجره مشاجرت شبک شبکه مشبک مرغ مرغی مرغان پرنده پرندگان پرواز پروازی بر برد برده برنده برندگی برندگان سبق سابق مسابقه مسابقات نمونه بودن نمونگی دوره دوران دایر دایره دایری دوار دائر دائره دائری سهم سهام سهمی بیضی هذلولی هذلول مدیر مدیری مدیریت مدبر دبر مدبری تدبیر تدبر متدبر مدبری متدبری مثبت ثبت ثابت تثبیت مفید فایده فائده فائد فوائد فواید استفاده مستفید عصر اعصار عصار عصاری معاصر رویایی رویت رویا رؤیا رؤیایی رؤیت ناز نازی نوازش نوازنده نوازندگی نواختن نواخته نواخت یکنواخت شوق شوقی شایق شائق مشتاق تشویق مشوق تشویقات مشوقین مشوقات مشوقان ذوق ذوقی مذاق ذایقه ذائقه سلیقه سلایق سلائق اوصیا اوصیاء وصی وصیت سفارش سفارشی وکیل وکیلی وکالت موکل موکلی موکلین طول طولا طویل طولانی مستطیل عرض عریض عریضه عرایض عرائض کوه کوهی کوهستان کوهستانی صخره سنگ سنگلاخ سنگلاخی بانو بانوان بانوها دربار درباری درگاه درگاهی در گوهر جوهر جواهر جواهرات جوهره گوهره گوهری جوهری گنج گنجی گنجین گنجینه برکت تبرک متبرک تبارک برک برکه مبارک مبارکی بارک بارکه برق برقی براق بارقه درخش درخشش درخشان درخشانی درخشنده درخشندگی ظاهر حضر حضور حاضر حضرت حضرات حضیر تجربه مجرب جرب تجربی آزمایش آزمون امتحان امتحانات امتحانی ممتحن محن ممتحنین ترجمه ترجمان مترجم مترجمی مترجمین خواب خوابی بیدار بیداری جن جان اجنه جنی بخش بخشش بخشنده بخشندگی بخشیدن بخشود بخشوده بخشودگی بذل بذله گو مبذول اشرافیت اشرافیون اشرافیان تشریفات تشریفاتی آشتی آغازه آغاز آغازی آغازین آغازیان بدا بدئ بدء بدأ ابتدا ابتداء مبتدی ابتدایی دبستان ادبستان دبستانی دولت دولتی دولتها آرا آرای آری آرایه آراست آراسته آراستگی آراستن رای رأی آراء موزه گالری دهکده ده کده دهات روستا روستایی روستاییان روستائیان روستا زاده روستازاده روستا زادکان روستازادگان شهر شهرک شهرها شهرکها شهرسازی مدن مدنی تمدن متمدن مردمان قانون قانونی مقرر مقرری مقررات قرر قرار قراری خوشبخت خوشبختی خوشی سعد سعدی سعید سعیدی سعادت مسعود ساعد مساعد مساعدت حفظ حافظ حافظه حفاظت محافظت محفوظ آسان آسانی یسر یاسر یسری سرع سریع سرعت سرعتی مسرع تسریع سارعوا فی الخیرات تند تندی قوه قوت قوتی قوتو قوی اقویا اقویاء قوا قوای قواء مقوی مقوا تقویت تقویتی شاهکار شاهکارها شاهکارهای هنری سعی ساعی مساعی داعی دعوا دعوت مدعو مدعوین سبب اسباب مسبب علت معلول علی علیت علل سبک مسبک سبیکه سبکها همکاری همکار همکاران بسیج بسیجی تشریک شرک شریک شراکت مشارکت شرکا شرکاء اشتراک مشترک شورا شوراء شورای شوری مشورت مشاور مشاوره مشاورت جلس جلوس جلسه مجلس مجالس حفل محفل محافل ظهر ظهور ظاهر ظاهری تظاهر ظاهرا متظاهر مهمان مهمانی میهمان میهمانی مهمانان میهمانان نیا نیایی نیای نیایش باغ باغی باغات زرع زراعت مزرعه مزروع مزروعی مزارع کشت کار کشتکار کشاورز کشاورزی کشاورزان فلاحت فلاحتی فلاح دهگان دهکان دهقان دهقانان دهقانی حمل حامل حمال احتمال محمول محموله عمد عمود عماد عمید اعتمد اعتمادی معتمد معتمدین آین آیین آئین آیینی آئینی آیینه آئینه آینه عروس عروسی عروسک عروسکی منزل کلبه خانه خونه تابع تابعه تبعه تبعیت توابع هم همین همان همانی مرفه رفاه رفاهی مرفهی نگاشت نگاشته نگاشتن نگاریدن نگارید نگاریده نگر نگرش نگارش نگاری نگاره نگار نگارا نگاران نگارنده جاندار جانداران جان دار جان داران قوم قومی قومیت اقوام قوام قوامی قوامین مقاوم مقاومت تقویم تقویمی تقویمات گاهنامه بوم بومی عبور عابر معبر معابر عبر عبرت اعتبار اعتباری معتبر دسته بندی دستها دست دستی دستگاه جایگاه ایده آل گرا ایده آلیست ایده آلیسم ایده آل گرایی ایدئولوپی جهان بینی جهانبینی سند اسناد مسند مستند استناد اسنادی برنامه ریزی نویسی بابرنامه خدا پسندانه خداپسندانه آباد آباده آبادی آبادان آبادانی گروه گروهی رأفت رئوف رئوفی رفع رفعت رفیع رفیعی بیش بیشی پیش پیشی بیشه جنگل جنگلی شروعی شرعی مشروع مشروعه مشروعیت عکسی معکوس منعکس انعکاس انعکاسی بازتاب بازتابی بازتابیده عکسها شایست شایستن شایسته شایستگی شاید بایست بایستن بایسته بایستگی باید شع شعشع شعاع اشعه شعع تشعع تشعشع متشعشع فریشته فریشتگان نگه بان نگاه بان نگهبان نگهبانی نگاهبان نگاهبانی پاس دار پاسدار پاسداری پاسداران پاس بان پاسبان پاسبانی پاسبانان نطق منطق ناطق ناطقه منطقی ناطقی پند نصح نصیح نصیحت ناصح نصوح ناصحین خیرخواه خیرخواهی شکیب شکیبا شکیبایی دل شکیب دلشکیب نماد نمادی نمادین سمبل سمبلیک سمبلی سمبلیسم سیستم سیستماتیک سامان سامانه دستگاه دستگاهی جهاز جهز جهیز جهیزیه مجهز تجهیز تجهیزات مجهزات نتیجه انتاج منتج نتایج نوباوه نو باوه نوباوگان نو باوگان باور باوری خودباور خودباوری بارور باروری دلبر دلبری ملح ملیح ملاح ملاحت دلبسته دلبستگی وابسته وابستگی عنصر عناصر عنصری طرز نوش نوشی نوشین ظرف ظریف ظرافت ظروف پیوند پیوندی پیوسته پیوستگی عقد عقید عقیده عقاید عقائد اعتقاد اعتقادی معتقد ازدواج مزدوج زن و شو زن و شوی زن و شویی زنوشویی زناشویی زن و شوهر زنی و شوهری عروس داماد دامادی عروسی آیین آیینی مراسم زنان زنانه زنانگی مردان مردانه مردانگی جوانمرد جوانمردی جوانمردان جوانمردانه مزج مزاج ممزوج آمیز آمیزی آمیزش آمیخت آمیختن آمیخته آمرزش آمرز غفر غفران غفور غفوری فرد مفرد مفرده مفردات فردی سمت سو سوی جهت جهات طرف طرفه اطراف انجام طوف طواف طایف طائف طایفه طائفه طوائف طوایف مربی مربیان مربا مربیها سحر ساحر ساحره ساحری مسحور اسحار مسجود مسجد مساجد شبح اشباح بست بسته بستن بند بندی رقم ارقام مرقوم مرقومه مرقومات استقلال مستقل مستقلا نزول نازل نزولات شان شأن منزل منزلت نذر نذور نذورات نیاز نیازی نیازها نیازمند نیازمندی نیازمندان احتیاج حوائج محتاج محتاجتن محتاجین احتیاجات احتیاجی ما یحتاج مایحتاج کمک کمکی کمکها یاری مساعدت مساعده مساعدی مساعد تساعد تصاعد تصاعدی سنج سنجش سنجیدن سنجیده سر سرانه مالیات سطح سطحی مسطح تسطیح ارض اراضی نشر ناشر انتشار انتشارات انتشاراتی منتشر منتشرات نشری نشریه سر سرور سروی سروران سری سران سروان سروانه سروی سرو میوه جات میوجات تاثیر تأثیر متاثر متآثر اثرات مزین مزینی مزینه مزینات صحبت صحاب صحابه اصحاب مصاحب مصاحبه افشان افشانی افشاندن افشانه ضرب ضربی ضریب مضرب مضارب مضربه مضربی تضارب گوهر گوهری جوهر جواهر جواهری جواهرات پدید آورنده پدیده پدیدآورنده پدیدآوردن آور آورد آورده آوردن بلغ بالغ بلوغ مبلغ تبلیغ تبلیغی تبلیغات بلیغ رس رسان رسی رسانه رساندن رسانی رسا رسای رساندنی جد جدی جدا جدیت خزن خازن خازنی خزانه خزینه مخزن مخازن گنج گنجی گنجینه کنز کنوز عطا عطاء انجمنی هیات هیئت هیأت هیاتی هیأتی هیئتی هیت هیتی وزن وزنه وزنی اوزان توزین وزین وزیر وزر وزرا وزرای وزراء ویزری وزارت طاق طوق طاقه طاقت آماده آمادگی آمده آمدن تکریم اکرام کرامت مکرم اکرم حامی حمایت پشتیبان پشتیبانی عمق عمقی عمیق اعماق وفا دار وفا داری وفادار وفاداری عهد پیمان پیمانی پیمانه معاهده تعهد متعهد ملاقات تلاقی علق علقه علقی متعلقه متعلقات تعلیق تعلیقی تعلیقات یکپارچه یکپارچگی بامداد بامدادی بامدادان پگاه پگاهی حین حینی حینا عین عینی عینا وحی الهام الهامی الهامات ملهم اقتباس اقتباسات مقتبس هم اهم مهم مهمی اهمیت مهمه مهمات ادب اداب آداب آدابی ادبی ادابی ادبیات یادبود یادبودی یادگار یادگاری یادگاران یاد گار یاد گاری یادگاران روزگار روزگاری روزگاران یاد بلد بلدی بلاد خیره کننده عون معین معاون معاونت معاونی معاونین معاونان معاونات استعانت استعانه مستعین مستعان فرست فرستاد فرستاده فرستادن عزم عزیم عزیمه عزیمت اعزام عازم عازمان عازمین عازمات اولوالعزم اولی العزم رسخ رسوخ راسخ راسخان راسخین راسخون درست درستی درستکار درستکاری راست راستی راستین درستکردار درستکرداری افق افقی ابنیه دلدار دلداری ندا نادی نادیه نادیا خوش خوشا خوشان خوشک خنک خنکا خنکی خنکای صرف صرفه مصرف مصرفی کالا کالاها اجناس جنس قدم قدمی اقدام اقدامات اقدامی تقدیم تقدیمی متقدم تقدم متقدمین قلم قلمی اقلام مداد مدادی دخل داخل دخیل مدخل مداخل نهر نهری انهار نهرین رجح رجحان ترجیح ارجح مرجح ترجیحا ترجیحات تدریج تدرج تدریجی تدریجا سفر سفری مسافر مسافرت مسافرتی موزیک موزیکال شعب شعبه سنت سنی تسنن شیع شیعه تشیع شایع شایعه شیوع شایعات تشییع اهل اهلی تاهل تأهل متاهل متأهل پریرو پریروی پریرویان خوبرو خوبروی خوبرویان صمم تصمیم صمیم صمیمی صمیمیت صمیمانه افراشته افراشتن افراشت من تو او ما شما ایشان بلا بلیه ابتلا شق اشتقاق مشتق مشتقات مشق مشقی مشک مشکی پدید پدیده پدیدار پدیداری حق حقی حقا حقان حقانی حقانیت تبدیل بدل مبدل تبدیلی مبدلی بدلی بدلیجات کتابخانه کتابخوانی مسابقه سبق سبقت سابق سابقه اسبق سوابق مسبوق آیین آیینه آیینی آئین آئینه آئینی نو نویی نوی تازه جدید نوآور نوآوری پیشه وری شغل شاغل اشتغال شغلی اشتغالات مشغول مشغولی مشغولیت نمر نمره نمرات مشق مشقی تمرین تمرینی تمارین تمرینات ممارسه ممارست ممارسات پاکدامن پاکدامنی پاک دامنی پاکی دامن دامان دامانی پاکدامان پاکدامانی شامل شمل شمول مشمول مشمولی مشمولیت مشمولین جهانشمول شمال جنوب شرق غرب شمالی جنوبی شرقی غربی شهد مشاهده مشاهدات مشهود مشهودات شاهد شاهدان شاهدین عین عینی شور مشورت مشوره اشاره اشارات مشار مشارالیه مشاوره مشاور مشاورت مشاورین مستشار مستشاران داور داوری قضاوت قاضی القضات قضات دادار اخرا حرکت تحریک محرک متحرک تحرک حرکات تحریکات تحرکات تکان رکب مرکب مرکبی ترکیب ترکیبی مرکبه مرکبات ترکیبات رکاب رکابی ترکیب بندی صمد صمدی بی نیاز نیازی مشی تماشی تماشا درگاه بارگاه خیل خیلی بس بسیار زیور زیبا زیبنده زیب زیبه رها رهایی آزاد آزادی آزاده آزادگی آزادگان آزادیخواه آزادیخواهان گلشن گلشنی دفتر دفاتر دفتری شاگرد شاگردی شاگردانه شگرد روش متد متود اتود اتد ورز ورزش ورزشی ورزیده ورزنده کارورز کار ورز کارمند کار مند کارمندی کارمندان کارورزان کارگر کارگری کارگران کاری رو روی رویه رویا رویان رویش روینده روییدن روییدنی رستن رستنی رسته رشته پوی پویه پویش پویا پویید پوییده پوییدن پویا نما نمایی نمایش پویانما پویانمایی دانشگر دانشگرا دانشگران گر گری گرا گرایی گرام گرم گرامی دانشجو دانشجویی دانشجویان خیرین مجمع جوامع الجوامع سازمان یافته سازمانی صح صحه صحت تصحیح مصحح مصححین مصححه مصححات مشکوه مشکاه مشکات تلاش تکاپو تک و پو تک و تا تکتا حجم حجیم احجام استوار استواری استواران ایزد ایزدی یزدان یزد یست یشت یسن یشن پرستش عبادت اله الاه الله الهه الاهه الهی الاهی سر سرور چرخ چرخش گرد گردش گشت گشتاور گشایش گشوده مینو منو منوچهر مینوچهر چهر چهره پارسا پارسایی پارسایان مزه خوشمزه طعم طعام طعمه خوشطعم شور شیرین ترش ملس روایات روایت روایتی راوی حکایات حکایت حکایتی حاکی حادث حادثه حوادث حدث حدوث احداث حدیث احادیث حدس حدسی حدسیات تخمین تخمینی فیلسوفان فیلسوفانه همراه همراهی شور شادی شعف مشعوف شاعف مشعف شفع شفاعه شفاعت شفیع شافع زهد زاهد زاهدان زاهده زاهدات زاهدین زاهدون زهدانیت تقوی تقوا عضویت هیج مهیج هیجان هیجانی هیجانات تهییج ماجرا ماجرایی ماجراجو ماجراجویی انگیز انگیزه انگیختن انگیخته فیروز فیروزی پیروز پیروزی طرب مطرب مطربه مطربین مطربات شیوا شیوایی سلیس سلاست خنیا گری خنیا گر خنیاگر خنیاگری صور صوری صورتی سیر سیری سیرت نهاد نهاده نهادن تمیز تمیزی نظف نظیف نظافت تنظیف اولی اولین اولی اولویت اوایل اول اواخر بالاخره اخره آخره اخر اخری اخرین آخر آخرین آخری عمدا عمده عمدگی دراز بلند بالا والا والله دخت عیش عیشی عایش عایشه عیاش عیاشی عشر عشرت معاشرت عاشر معاشر معاشره غمزه ناز اطوار طور کلان تر کلانتر کلانتری خرم خرمی خرام خرامه خرامان خرامیدن رفت رفتن رو روش منش دایره دوار دوایر گرد گردان گردنده

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 11:57  توسط شهاب حسین زاده  | 

فرازهایی در باب پیشینه کبوتردر ایران

مقدمه : بدلیل اینکه در شروع مباحث اولیه آموزش ، قدری ضیق وقت داشتیم ، مجبور بودیم با توجه به گذشت فصل و همچنین نیاز روزمره علاقه مندان ، بصورت سلسله وار و با در نظر گرفتن زمان پیش رو ، صرفا" مباحث آموزش را به پیش بردیم . بنابراین از اولین مباحث آموزش تا هم اکنون ، نیاز به یک مقدمه اساسی برای این سرگرمی مفرح احساس می شد که حقیر خلاصه قسمتی از مطالب در نظر گرفته شده برای کتاب را بانضمام قسمتهایی از یادداشتهای پراکنده ، تقدیم حضورتان می نمایم . در اینجا جا دارد که از جناب آقای حسین مٌجنی و همچنین دوست فرزانه ام آقای شاپور جالینوسی نهایت سپاس و امتنان را داشته باشم و برای این عزیزان سلامتی و عزت روزافزون آرزومندم . چکیده دیباچه : کبوتر که از دیرباز بعنوان پیام آور آرامش ، شادی و سمبل صلح و دوستی شناخته شده است پرنده ای است که به دو صورت اهلی ( خانگی ) و وحشی       ( صحرایی )  یافت می شود . واژه کبوتر ، واژه اصیل پارسی است که از دو واژه کبود ( آبی ) و ( تر ) تشکیل شده است که در زبان هندی باستان به آن Kapota و در زبان پهلوی به آن Kapotan گفته می شد . در فارسی محاوره ای و عامیانه به آن کفتر و در برخی نقاط جنوبی کشورمان به آن کپتر می گویند . چنانچه در لغت نامه های فارسی همانند دهخدا یا معین جستجو نمائیم نامهایی به این پرنده زیبا نسبت داده شده که برخی از آنها عبارتند از : کفتر یا کبتر ، حمام یا حمامه ، نامه بر ، کبوتر یا کوتر ، فاخته ، عضر ، رقاء ، سعدانه ، صلصله و .... از بین نژادهایی که در نقاط مختلف کشورمان بصورت بومی نگهداری می شوند معمولا" این نژادها معروفیت خاصی دارند : نژادهای خارجی شامل : نژاد شاهی The King ، نژاد گوشتی و غول پیکرهومر Giant Homer ،       ( هومر نویسنده و شاعر نابینای یونانی و خالق حماسه ایلیاد و اودیسه ) ، نژاد رنت The Rant ، کارنیه Carneau ، موندین Mondaine ، رولر Roller ، تیپلر هندی ، پاکستانی و .... و نژادهایی چون چتری ، بغدادی   ( نوعی نامه بر ) ، شامی ، چشم تلسکوپی ، یاهو ، فری هلندی ، نقشی قزوینی ، نقشی مشهدی ، طوقی همدانی ، سینه دم سیاه کرمانشاهی ، نقشی اصفهانی ، نژاد گرمسیری دزفولی  و جنوبی ، نژاد قمی ، نژاد کاشی و .... نژاد تهرانی مشتمل بر سه گونه : کبوتر شهرری ، کبوتر دولاب و کبوتر شمیران که هر کدام از این نژادها ، خصوصیات و ویژگیهایی مختص به خود را دارا می باشند که پرداختن بدانها از حوصله این مقال خارج می باشد . در مورد رواج نگهداری و آموزش کبوتر و پرورش نژادهای مختلف آنگونه که اکنون متداول است همانگونه که پیشتر اشاراتی داشتم به عهد قاجار و علی الخصوص به شاهزادگان ، وزراء ، درباریان و اقشار مرفه جامعه نظیر بازاریان ، تجار ، اعیان ، اشراف ، خان زاده ها ، ملاکین ، افراد صاحب نفوذ و غیره به ویژه در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار بر می گردد .

قدمت و پیشینه کبوتر : همانگونه که استحضار دارید امروزه هزاران و شاید بدون اغراق میلیونها نفر در سرتاسر کره خاکی به پرورش و تربیت کبوتر ( کبوترداری ) با عشق و علاقه زائدالوصفی مشغولند که تعداد زیادی از آنها نیز از این راه امرار معاش کرده و بسیاری دیگر نیز علاوه بر اینکه بصورت یک تفریح به آن میپردازند بلکه بصورت کاملا" حرفه ای در مسابقات شرکت کرده و حتی از طریق انجمن ها ، کلوپ ها و جمعیتهای مختلف طرفدار در این خصوص ، جوایز قابل توجهی را نیز بخود اختصاص داده و بسته به نوع آزادی این رشته در جوامع ، از طریق جراید و مجلات موجود ، صاحب شهرتی عالمگیر شده اند . اگر قدری به عقب تر برگردیم در کتب قدیمی نظیر تورات به صراحت آمده است : مادامیکه کشتی نوح پیامبر ، گرفتار آن توفان سهمگین که وعده حق تعالی بود گردید ، کبوتر ، در حالیکه شاخه ای از برگ درخت زیتون بر منقار گرفته بود بدنبال آن سفینه پرواز می کرد و بدین سبب استکه کبوتر به پیام آور آرامش ، صلح و دوستی شهره گردید . هیچکس نمی تواند بدرستی ادعا کند که کبوتر از چه زمانی پیدا و اهلی شد اما آنچه مسلم است و از روی کتیبه هایی که بهمراه قدری موم و عسل ( که هنوز عسل مذکور ، خواص خود را داراست و فقط قدری کدر و تیره شده است ) در یکی از اهرام سه گانه مصر پیدا گردید ( خئوپس – کفرن – میکرینوس ) مشخص گردید که این پرنده زیبا از حدود سه هزار سال پیش از میلاد مسیح زندگی می کرده است و فراعنه مصر از آن بعنوان پیک استفاده می کردند . در میان کشفیات مهمی که درمحل قبور برخی فراعنه پیدا شد ، ( این قبور به قبرهای ستونی Columnar Catacombs معروف می باشند  و مانند یک کوره آجر پزی عظیم یا یک دودکش خیلی بزرگ در دل زمین حفاری شده اند و همینطور که شما از پلکان ، بطرف قعر استوانه می روید در کنار پاگرد راه پله ها ، شما قبور مختلفی را می بینید . ) در دره پادشاهان موسوم به King Of Valley که در آنجا 62 فرعون شناسایی گردید در کمال شگفتی و در کنار اجساد برخی فراعنه به بقایای بجامانده از کبوتران نیز برخوردند که بهمراه همسر و اموال فرعون و طبق آداب و رسومی خاص با ایشان دفن گردیده بودند . توضیح مهم : زبان مصریان باستان ، قبطی بود ( Captic ) و با توجه به اینکه برخی از آنان از سر سلسله اقوام اولیه اینکاها بودند ( که بعدها در قسمتهای مختلف جهان پراکنده شدند ) بنابر رسم و رسوم و فرهنگ قوم اینکا که به زندگی دوباره پس از مرگ اعتقاد داشتند می بایست پس از مرگ ، کلیه اموال و دارایی هایشان را با متوفی و برای زندگی آینده با آنان دفن می کردند ! بهرتقدیر ، در یونان باستان نیز همانند مصر، کبوتر، علاوه بر اینکه مقدّس بود بعنوان پیک و قاصد از آن استفاده می شد تا جائیکه صدها سال بعد ، نام برندگان مسابقات المپیک را به پای آنها بسته و به قصد عزیمت به وطنشان آنان را رها می کردند . بنابراین پس از مصر ، کشورهای ایران ، یونان ، چین و در نهایت امپراطوری روم باستان ، پیشینه دارترین مراکز پرورش و نگهداری از کبوتر بوده اند . امروزه اسنادی موجود است که نشاندهنده آنست که کورش کبیر، پادشاه ایران زمین ، همان کسی که برای اولین بار در طول تاریخ بشر و در منشور جهانی حقوق بشر، قانون برده داری را حذف کرد ، ابداعات و ابتکاراتی را ( مانند انواع قوانین شهری و شهر وندی و حتی قانون بیمه و ... ) به نام خود به ثبت رساند ، برای ارسال اخبار محرمانه به سایر نقاط امپراطوری وسیع ایران آنزمان ، از کبوتر استفاده می نموده است . ( ذکر یک نکته : برای اینکه بدانیم که در میان پادشاهان ایران چه افراد بزرگ و نام آوری وجود داشته اند بد نیست بدانید که کورش کبیر اولین کسی استکه دست دادن را بهنگام رسیدن دو فرد بهمدیگر ابداع کرد و همین مسئله باعث محبوبیت صد چندان وی در نزد رهبران سایر کشورها و بلاد گردید و این رسم تا امروز نیز همچنان پا برجاست .... )

ژول سزار ، امپراطور افسانه ای روم نیز نخستین کسی بوده است که برای فتح گال( فرانسه امروزی ) از کبوتران نامه بر استفاده کرده است . همچنین نقل است که کبوتری نامه بر ، پیام شکست ناپلئون بناپارت را در برابر انگلستان و آلمان و در جنگ واترلو ، به حکومت لندن رسانید . اسنادی دیگر حاکی از آنست که در دربار شاهان قدیم ایران ، مشاغل و مناصبی بسیار مورد توجه بوده است که یکی از آنها مربی کبوتران نامه بر بوده که دارای ارج و قرب فراوانی بوده است و همواره به بهترین تربیت کنندگان کبوتران شاهی ، جوایز نفیسی داده می شده است . کهن ترین سند نوشتاری و مکتوب در مورد کبوتر طبق نظر پروفسور لپسیوس وبرج ، متعلق به کشور مصر و مربوط به سه هزار سال پیش است که نام کبوتر در ردیف اسامی غذاهای سلسله های پیش از آن آورده شده است . محقق دیگری بنام پلین می نویسد که رومی های باستان بهای بسیار گزافی را برای کبوتر می پرداختند و حتی نسبت نیاکان خود را نیز به کبوتر می دادند . در سال 1600 میلادی ، اکبرشاه گورکانی در هندوستان برای کبوتر اهمیت بسزایی قائل بود بطوریکه در سرای اختصاصی وی بالغ بر 20 هزار کبوتر یافت می شد که بسیاری از آن گونه های تحفه و کمیاب ، توسط حکام و سلاطین ایران و توران برای ایشان فرستاده می شد . بغیر از حرمسراها ، کبوتران زینت بخش باغهای خلفای عباسی و حتی ملک شاه سلجوقی بودند که ایشان از علاقه مندان و نگهدارندگان برجسته کبوتر در آن دوران بودند . افزون بر اینها ، کود کبوتر بشرطیکه بوسیله آب شسته شود و اسیدیته  بالا و مواد مضّرآن گرفته شود یکی از قویترین کودهای طبیعی شناخته شده می باشد که در مزارع و باغات ، توسط قدما استفاده می شده است . بنای برج های کبوترخانه در کنار مزارع و کشتزارها حکایت از این موضوع دارد . جهت اطلاع بد نیست بدانیم که قدیمی ترین اجداد کبوتر، متعلق به نژادی است که درجزیره موریس و بهمین نام یافت می شود .

نخستین پرورش دهندگان و واردکنندگان کبوتر در ایران به روایت تاریخ : رواج و نگهداری کبوتر آنچنانکه امروزه مرسوم است در اواسط دوران قاجار و در زمان ناصرالدین شاه بوده است . بنابر مستندات تاریخی ، نخستین پرورش دهنده و واردکننده گونه های مختلف این پرنده زیبا ، دوست محمدخان معیرالممالک ، داماد ناصرالدین شاه بوده است . در کتاب علی خان فرزند دوست محمد خان معیرالممالک چنین نقل شده است : آخرین همسر ناصرالدین شاه ، خجسته خانم ملقب به تاج الدوله دخترمیرزا عبدالصمد مستشار پستخانه ، دو فرزند بدنیا آورد . دختر ملقب به عصمت الدوله ، به همسری دوست محمدخان معیرالممالک در آمد ... وی نخستین کسی بود که کبوتران عمود پرواز را شناسایی و راه و روش نوینی را برای به پرواز در آوردن کبوتران دور پرواز ابداع کرده است . نبوغ ایشان باعث شد که در مدتی کوتاه و با تغییراتی که در ساختار و اصول این سرگرمی موجود بود روشی را ابداع کرد که ادامه آن شیوه امروزه به سبک و سیاق کنونی در آمده است . همچنین وی اولین کسی بود که مسابقه های کبوترپرانی یا گرو را برگزار کرد و ادامه آن را برای نسلهای بعد از خود به یادگار گذاشت . سالها بعد بدلیل اینکه این سرگرمی ، برای مردم کوچه و بازار جذاب و سرگرم کننده بود همه گیر شد و نظر شیفتگان بسیاری از اقشار مختلف ، به آن جلب شد بگونه ای که فرهنگ و آداب ویژه خود را پیدا کرد . نکته جالب توجه اینکه طبق اسناد خطی موجود بایستی عرض کنم که در کبوترخانه و مجموعه دوست علی خان بیش از 5 هزار کبوتر از انواع نژادها خصوصا" کبوتران عالی بلند پرواز وجود داشته است که همین نژادها بعدها توسط شاهزادگان و درباریانی که علاقه مند به نگهداری این پرنده زیبا بودند تکثیر و ازدیاد نسل شد اما  برجسته ترین افرادی که در این دوره نقش موثر داشتند عبارتند از : 1- شجاع السلطنه پسر امیر نظام داماد اتابک . 2- جهانگیر میرزا . 3- میرزا آقا سلطان . 4- شاهزاده مرآت السلطان . 5 – ملک الشعرای بهار . 6- عبدالصمد میرزا . 7 – مفاخرالسلطنه . 8 – مقبل الدوله . 9 – عبدالصمدمیرزا جهانبانی . 10 – نصرالله میرزا . 11- سردار معتضد . 12 – کسرهمایون . 13- شاهزاده میرزا حبیب رکنی . و .... اما برای پیگیری قسمت بعد و در ادامه چون بین کبوتر و هنر موسیقی ، ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد لطفا" به یک مقدمه توجه فرمائید : همانگونه که قبلا" هم خدمتتان عرض کردم در این سرگرمی مفرّح ، بسان رشته موسیقی و مباحث صدا و تقسیمات آوازی ، ما شش بخش داریم که سه بخش از صداها بنامهای سوپرانو ( صدای زیر زنانه ) ، متسو سوپرانو ( صدای متوسط زنانه )  و کنتر آلتو( صدای بم زنانه ) برای خانمها و سه بخش نیز بنامهای تنور ( صدای زیر مردانه ) باریتون ( صدای متوسط مردانه ) و باس ( صدای بم مردانه ) برای مردان موجود می باشند ، لذا در اینجا یک مبحث مهم می ماند و آن اینکه کدام صدا شش دانگ است ؟ افرادی که در صدا شش دانگ باشند همواره در تاریخ موسیقی ما بسیار کم بوده و هستند و جالب است حتی استادان بزرگی که در موسیقی کشور ما همواره مطرح بوده اند ( بغیر از چهار یا پنج مورد ) هیچکدام دارای صدای شش دانگ نبوده اند ؟! چون موسیقی ما از علم روز دنیا در باب صداسازی و پرورش استعدادهای اینچنینی کمتر بهره برده است و این بدان معناست که کشورهای پیشرفته در این عرصه و بدنبال نوآوریها و تکنولوژی ، به پیشرفتهای شگرفی دست پیدا کرده اند ! اما بهترین ویژگی یک صدای خوب چیست ؟ اولین خصوصیت لازم برای این موضوع ، وضوح صدای خواننده است که شما باید دقیقا" و براحتی بتوانید بفهمید که خواننده چه کلام شعری را می خواند و مثلا" اگر از خواندن آواز استاد .....  نتوانید بفهمید که ایشان چه شعری را دارند می خوانند و کلمه به کلمه آن را نفهمید دیگر نمی توانید بدیشان اطلاق شش دانگ صدا بدهید که البته بهتر است که در مقال و مجالی مناسب بدان بپردازیم ! با عنایت به مقدمه بالا نتیجتا" عرض می کنم  در عشق بازی نیز ما بمدت یکصد سال است که تنها از روشهای سنتی پیروی کرده ایم و در این مدت سعی نکردیم که از علم روز دنیا در زمینه های مختلف پرورش کبوتر و بویژه علوم دارویی آنها و فقط همان چیزهایی که شاید بدرمان می خورد مدد بگیریم ! البته باید اذعان داشت که بالغ بر 70 درصد از مقالات و تحقیقات ارائه شده در مورد کبوتر با آنچه که ما به واقع نیازمند آن هستیم ( شیوه کبکی بازی ایرانی ) هیچگونه تناسبی ندارد و یقینا" بدرمان هم نخواهد خورد اما در برخی موارد نیز نکات مهمی وجود دارند که باید از آنها مدد گرفت . مثلا" هنوز بعضی عشق بازان ما با تفکر قدیمی تصورمی کنند باید بصورت سنتی و هر چند صباحی یک بغل سبزی به کبوتران ، آنهم باید در زمانی که بصورت کاملا" وحشتناک گرسنه باشند بدهیم ! چون کبوتر تا حسابی گرسنه نباشد سبزی نخواهد خورد و این گرسنه گرفتن ، بسیار به حیوان لطمه خواهد زد . و گاهی بعنوان مثال چون در فلان مقاله خوانده و یا شنیده ایم که جوشانده فلان گیاه را بصورت فرمول وار درست کنیم و احتمالا" و نه صد در صد بوسیله آن ، فلان ایراد پرنده را رفع کنیم اقدام به تهیه و درست کردن آن می کنیم بی آنکه آن جوشانده ، خواص مد نظر را کاملا" دارا باشد . پس چه کنیم ؟ واقعیت اینست که امروزه انواع داروها و تونیک هایی با کیفیت عالی در بازار دارو ( داروخانه های دامی معتبر ) و مخصوص پرندگان از انواع عصاره سبزیجات و سیر و غیره گرفته تا انواع ویتامینها ، مکملها ، عناصر مورد نیاز ، آنتی بیوتیکها و ضد عفونی کننده ها و غیره .... موجود است که خوشبختانه تمامی آنها در داخل کشور و با قیمتی نازل قابل تهیه می باشد . بگذریم که برخی دوستان کم لطف ، خریدن سالیانه مثلا" یک محلول میکسودیل یا نئومریول فرانسوی را که هر کدام کمتر از 20 هزار تومان قیمت دارند را با چند قلم داروی احتمالی دیگر که جمع قیمت همگی آنها در نهایت کمتر از 100 هزار تومان خواهد شد رابسیار گران توصیف می کنند !؟ بنظر شما ، کبوترانمان ارزش 100 هزار تومان هزینه سالیانه دارو را ندارند ؟ این در صورتیست که هزینه برخی از این داروها را نیز بین چند نفر که نیازمند همان داروها هستند می توانیم تقسیم کنیم . حال به من بگوئید که چرا نباید ازاین داروها ، بجا و بمورد و با توجه به نیازمان استفاده کنیم ؟ خاطرم می آید که مثلا" برای اولین بار از طریق وبلاگ آقای مهندس حاج مهدی زاهدی مانند بسیاری موارد فنی دیگر که باز برای نخستین بار در آنزمان مطرح ساختم به دوستان خاطرنشان کردم که بعد از استفاده از آنتی بیوتیکها حتما" از ماست بصورت حل شده در آب آشامیدنی پرنده استفاده کنند تا سویه ها و گونه های مفید باکتریها و قارچهایی را که توسط آنتی بیوتیکها از بین می روند بصورت نسبی ترمیم و بازسازی کنیم ! بعد از مدتی پودر پروتکسین در بازار عرضه شد که خواص و کاربردی به مراتب وسیعتر از ماست داشت که آنرا نیز بدوستان معرفی و توصیه نمودم و شاهد بودم که برخی عزیزان دیگر که با موضوع هم مرتبط نبودند ، هزینه خرید یک پاکت از این پودر را که 3 الی 4 هزارتومان بود و برای بارها استفاده ، مناسب می باشد را بیهوده تلقی نمودند !؟ در مورد بیماریهای کبوتران در همه جا ( وبلاگهای داخلی و خارجی ) مطلب نگاشته شده اما این مطالب با چه محتوا و کیفیتی ارائه شده است ؟ اغلب مطالب ، صرفا" یک ترجمه ساده بوده که از روی کتابها و سی دی های موجود در بازار و برخی سایتهای خارجی نیزمی توان بدانها دسترسی پیدا کرد اما بنظر می رسد مهمترین عامل برای بیان این واقعیتها تنها علم و تجربه عالی نویسنده و درگیر بودن وی با موضوع و قدمت کافی او در این رشته می باشد که کمک می کند وی با درک بالایی اینکار را انجام دهد ، حق مطلب را بخوبی اداء کرده و دانش و تجربه را با هم در اختیار خواننده قرار دهد . پس سخنی که از عقل و دل بر آید لاجرم بر دل نشیند ! نمیدانم ، شاید هنوز کسی پیدا نشده که در مورد بیماریهای مهم کبوتران ، بصورت کامل و جامع و به زبانی ساده مطالبی کاربردی را عنوان نماید که حتی افراد عامه نیز بتوانند بخوبی درک کرده و استفاده نمایند و حتی به شرح پیشگیری و درمان کامل بیماریها از طریق داروهای موجود بپردازد و یا خواص داروهای جدید ساخته شده برای پرندگان و داروهای در دسترس پذیر را همراه با دوز آنها و برای سهولت در کار، به ما معرفی کند و متاسفانه اگر هم چنین شخصی پیدا شده و نتایج تحقیقات و تجربیاتش را از طریق آموزش و بسهولت در اختیار همگان قرار داد سعی در خفه کردنش می کنیم بدون آنکه به عواقب کارهایمان بیاندیشیم . وقتی ماهها بعد ، همان گفته های قبلی شخص آزموده را در قالب فرضیات جدید و یا در حد یک ترجمه حداقل اثبات نشده و تنها توسط مترجمان سختکوش و زحمتکشی که حقیر دست آنان را می بوسم اما شاید کمتر تجربه مفید علمی و تحقیقاتی هم در آن علم و همچنین قدمتی نا کافی در این سرگرمی مفرّح دارند خواندیم شروع به تحسین و تمجیدهای تصنّعی می کنیم؟! جالب اینجاست که دقیقا" همان کسانیکه شروع به عیبجویی و انتقادات اولیه از موضوع می کردند ، همانها اینبار داعیه صحت و اعتبار همان مطالب تکراری تازه مطرح شده را دارند ؟! بگذریم .... باری در مقوله عشق بازی ما مبحث شش دانگ بودن را داریم متاسفانه بسیاری از دوستان و علاقه مندان بی آنکه شناخت صحیح و صد درصدی از دیگر اساتید  داشته باشند صرفا" از روی شنیده ها و قرائن و روایت راویان نه چندان معتبر، در مدیحه سرایی و ستایش آنان اغراقهایی صورت می دهند که این امر می تواند نسل جدیدی را که مخاطب می باشد به کلی گمراه کند وچنانچه فردی خٌبره و آگاه تذکری دهد و یا ایراداتی فنی از برداشتها و کلام ایشان بگیرد متهم به حسادت و خدای ناکرده منافق بودن می گردد و این در حالیست که کسانیکه اطلاعات جامع ، کافی و متقن ، راجع به این مسائل دارند اگر کوتاه بیایند در حق تمامی دوست داران و نسلهای بعدی ، ظلمی فاحش انجام خواهند داد ! بنابراین ، تمامی آموزشها و مسائلی را که حقیر و دوستانم برای شما عزیزان آوردیم برای اینست که شما با خواندن مباحث آموزش ، هر چیز را که می شنوید و می بینید با مباحث آموزش تطبیق داده و با قوه درک و منطق خود بسنجید و اگر بنظرتان درست آمد بپذیرید و اگر چنین نبود باز هم تحقیق کنید تا به حقیقت دست یابید . همچنین تمامی مباحث آموزشی و مطالب مختلف و مندرج در آنها بگونه ای ویرایش و تنظیم نوشتار شده اند که برای هر کسی با هر سن و معلوماتی قابل فهم و اجراء می باشد و موکدا" تنها به مطالبی اکتفا گردیده که قابل استفاده و قابل اجراء برای عشق بازان به سبک و سیاق کاملا" ایرانی باشد و صرفا" از پرداختن به مطالبی که به هیچ عنوان ، مورد استفاده و کاربردی ندارند پرهیز گردیده است .... حال بیایید ببینیم که عشق باز شش دانگ کیست ؟ برای دانستن این موضوع به یکی از کامنتهای گذشته ام بسنده می کنم : عشق باز شش دانگ باید : 1 – از لحاظ اخلاق و کردار در محل سکونت و یا محلی که کبوتران را نگهداری می نماید باید الگو و نمونه باشد . 2 – دارای تمکن مالی خوب باشد تا بواسطه آن ، همه مشکلات نظیر : جا و مکان مناسب و اوقات خالی را بدینوسیله مرتفع نماید و بقولی از شکم زن و بچه خرج نکند . 3 – باید کبوتر شناس خوب و صاحب سبک باشد و آن 30 درصدی که گفتم روی زمین کبوتر را می شناسیم او نیز نیک بشناسد و کبوتر خوب را برای تکثیر نسل حفظ نماید . همچنین روی کبوترانش تعصب بیجا نداشته باشد و اگر به نسلهایی به مراتب بهتر از نسلهای خودش دسترسی پیدا نمود ، از آنها نیز مدد و بهره لازم را بگیرد و بدینوسیله به رکورهای بهتری دست یابد . 4 – باید شجاع باشد و دل به کبوتر نبندد ، کبوتر هوا کن و مربی خوبی باشد و بتواند آن 70 درصدی را که کبوتر باید واجد آن شرایط باشد از حیوان پرش بگیرد و در این زمینه استاد باشد . 5 – علاوه بر داشتن کبوتران اصیل باید در کار جفت کردن کبوتران نیز تبحر داشته باشد و بقولی اهمیت این مسئله را که از وجوه مهم این رشته است با تمام وجود درک کرده باشد و تمام پیشینه و اصالت کبوتران را برای جفت کردن بخوبی شناسایی نموده و در کار رسیدگی به کبوتران جوجه کشی ، تبحر داشته باشد بطوریکه قادر به پرورش جوجه های گردن کلفت و بقول معروف دو لایی باشد . 6 – باید نسبت به علم روز در مورد داروها و بیماریهای کبوتران آگاه وخٌبره باشد و در شرایط حساس از این وجه علم خود بخوبی استفاده نموده و با دوستان آگاه خود در این زمینه تبادل اطلاعات نماید . حال با توجه به عرائض بالا دقت نمائید وقتی می گوئیم فلان شخص ، کبوتر شناس خوبی بوده دلیل نمی شود که حتما" کبوتر هواکن یا مربی خوبی هم باشد یا مثلا" اگر کسی کبوتران عالی دارد حتما" از لحاظ اخلاق و معنویات هم مقبول باشد و یا اینکه اگر می گوئیم که کسی استاد و مربی بی نظیری در هوا کردن کبوتران بوده حتما" در سایر وجوه دیگرهم اشراف داشته است کمااینکه بسیاری از نام آوران گذشته و حتی امروزه نیز هر کدام صاحب یک یا چند ویژگی بالا بوده ومی باشند . نکته دیگر اینجاست که اگر مباحث آموزش وبلاگ را مو بمو و بدرستی انجام دهید به شما قول خواهم داد که به نتایج شیرینی دست یابید و بعد که صاحب این تجربه شدید با افراد سرشناس و مطرح که گروهای متعددی هم بسته اند به گفتگو بنشینید و در آنجا خواهید دید که بسیاری از مطالبی را که شما هم اکنون یاد گرفته اید آن دوستان با درصدی بمراتب پائینتر از شما می دانند و شاید تنها قدمت وتجربه ای از شما بیشتر دارند اما علم شما بسیار جلوتر از آنها بوده و بزودی و براحتی و با کسب تجربیات حقیر و همکارانم ، این شمائید که گوی سبقت را از تمامی آنان می ربائید .... پس صبور باشید و برای این پیشرفت ، قدری جدیت داشته باشید و همواره سعی نمائید یک رسول فرهنگی باشید تا آموخته های اثبات شده و مفید خودتان را بدیگرانی که امکانات اینترنتی نداشته اند منتقل نموده و متقابلا" از آنها نیز نکاتی اثبات شده را یاد بگیرید و خودتان نیز امتحان کنید . در این سرگرمی مفرّح ، همه چیز را خودتان به عینه تجربه کرده و ببینید و هیچگاه و در هیچ کجا ، بر اساس تعریف و یا مشاهدات دیگران ، چیزی را نپذیرید . حقیر و همکارانم امیدواریم از طریق این انجمن یا کلوپ و با استفاده از تجربه همه دوستان و خبرگان در این سرگرمی مفرح ، روی تمام وجوه فوق الذکر با مباحث آموزش کار کنیم و در این راه ، هر سختی و ناملایمتی را به جان و دل پذیرفتیم . راستی با توجه به عرائض ارائه شده ، آیا شما یک عشق باز شش دانگ می شناسید ؟

عده ای از عزیزانم نیز سئوال نمودند که چه هدف و انگیزه ای در پشت اشعار ابتدای مباحث وجود دارد ؟  آیا بحث خودنمایی و خودستایی حقیر مطرح بوده است ؟ در جواب بایستی عرض کنم : خیر ، استفاده از این اشعار ، تنها برای زینت دادن به مباحث مطروحه و تنها در جهت شعارهای ارائه شده در طول مباحث آموزشی و همچنین آمیختن این سرگرمی با مقوله ادب و هنر می باشد و بهیچوجه خدای ناکرده ، مسئله خودنمایی و از این دست مطرح نبوده است کما اینکه همین مهم باعث نوعی فرهنگ سازی و تاثیراتی اینچنینی گردیده تا در سایر وبلاگها و کامنتهای دوستان خواننده ، از شعرهای زیبایی استفاده کنند که لزومی هم ندارد حتما" خودشان سروده باشند . باری ،

من شعر نگفتم که شوم شاعر روز                     من چو شمعم که بسوزم شب و روز

در ادامه عرایض این پٌست ، بایستی ذکر نمایم از دیگر عشق بازان هم عصر شاهزادگان نامبرده قاجار، می توان از مردی بنام حاج حسن آقا نام برد که بسیار در این فن مشکل ، وارد و یکه تاز زمانه خویش بوده است . همانگونه که پیشتر نیز در مباحث آموزش عرض کردم کسیکه با این پرنده سرو کار دارد باید از فنون و شیوه های ارتباط با این پرنده برخوردار باشد و در ترو خشک کردن ، پرواز ، آب و دانه دادن به موقع ، به اندازه کافی کارآزموده باشد تا در روز مسابقه ( گرو ) پرواز خوب و با نشاطی را از کبوتران خود به نمایش گذاشته و از رکورد خوبی برخوردار شود . یکی از نوادگان ناصرالدین شاه در جایی می نویسد : من در ده سالگی به کبوتر رغبت به هم رسانیدم و برای نخستین بار بدستوردایی ام یعنی شاهزاده جهانگیر میرزا در باغ فردوس ( محله ای در نزدیک میدان تجریش ) برایم گنجه کوچکی ساختند و دو کبوتر از پدرم گرفتم و در آن انداختم . خیلی زود و پس از آن در زمره عشق بازان در آمدم و همواره بیش از 1000 کبوتر در سالهای بین 1303 تا 1315 شمسی داشتم . آنطور که در آنزمان مرسوم بود هر هفته جمعه ها به منزل یکی از کبوترداران اسم و رسم دار می رفتیم و طی صرف ناهار به تماشا و هنرنمایی کبوتران در آسمان نیلگون می نشستیم و با اساتید نیز گپ و گفتمانی هم داشتیم . در یکی از همان ایام بود که به منزل استاد ملک الشعرای بهار دعوت شدیم ! ایشان ضمن خیر مقدم و خوشامدگویی به حضار ، چکامه آبداری را که در باره کبوتران خود سروده بودند در برابر لانه و آشیانه ها با سبک گیرا و شیوای خود و در حالت اشاره به کبوتران برایمان خواندند و بر لطف محفل و حال عشق بازان ، دو چندان افزودند :

بیائید ای کبوتران زیبا ------- بدن کافور گون پاها چو شنگرف

بپرّید از فراز بام و ناگاه ------- به گرد من فرود آئید چون برف

سحرگاهان که این مرغ طلایی ------- فشاند پر ز روی برج خاور

ببینم تان به قصد خودنمایی ------- کشیده سر ز پشت شیشه و در

فرو خوانده سرود بی گناهی ------ کشیده عاشقانه بر زمین دٌم

چو گویی با نسیم صبحگاهی ------ نوید عشق آید زان ترنٌم

سحرگه سر کنید آرام آرام ------ نواهای لطیف آسمانی

سوی عاشق چو بفرستید پیغام ------ دما دم با زبان بی زبانی

مهیّا ای عروسان نو آئین ------ که بگشایم در آن آشیانه من

خروش بالهایتان هست آن دم ------ رود از خانه سوی کوی و برزن

شود گویی در از خٌلد برین باز ------ چو من بر رویتان بگشایم آن در

کنید افرشته وش یکباره پرواز ------ به گردون دوخته چون پولک و پر

توضیح : استاد بهار ، این شعر را در بهار سال 1303 سرودند و همچنین مدفن ایشان بمانند بسیاری از بزرگان اهل ادب و هنر این مرز و بوم مانند : قمرالملوک وزیری ، کلنل علینقی وزیری موسس هنرستان موسیقی ، روح الله خالقی ، داریوش رفیعی ، حسین یاحقی دایی زنده یاد پرویز یاحقی ، فروغ فرخزاد ، رهی معیری ، ایرج میرزا ، مرتضی خان محجوبی نوازنده شهیر پیانو ، رضا محجوبی ، حبیب سماعی ، حسین تهرانی ، رضاقلی ظلی ، دکتر سیاسی و ..... گورستان ظهیرالدوله واقع در خیابان دربند می باشد و چنانچه فرصتی داشتید حتما" بعدازظهر یکروز پنج شنبه سری به این گورستان متروکه بزنید و از قبور مهجور و فراموش شده این مفاخرملی بازدید نمائید . روح شان شاد باد .

ایجاد کبوترخانه ( کبوترخان ) : ایرانیان همواره در طی تاریخ نوآوری و خلاقیتهایی داشته اند که از آنجمله می توان از ایجاد کبوترخانه ها نام برد . کبوترخان به محلی اطلاق می شود که کبوتران در آن بصورت دسته جمعی لانه می سازند . مبتکر اولیه طرح چنین لانه هایی کشاورزان بودند که در نواحی مختلف ایران دست به ایجاد آن زدند . در این برج ها علاوه بر تولید کودی بسیار قوی ، تا حدودی گوشت مورد نیاز آنان را نیز تامین می نموده است . کبوترخانه ها معمولا" در کنار زمینهای کشاورزی و یا در چهار گوشه باغها احداث می گردید و کشاورزان و باغداران از این کودها برای زمینهای زیر کشت خود بسیار بهره می جستند . این بناها مانند دیگر ابنیه تاریخی کشورمان که از دوران گذشته برجای مانده اند ، از نظر فنی ، مهندسی و زیبایی به گونه ای طراحی شده اند که در طی قرنها و سده های مختلف بخوبی دوام آورده اند . بطور کلی داخل بنای برجها دیواره مشبکی قرار دارد که در زمستان گرم و در تابستان خنک بوده است تا کبوتران بهنگام جوجه آوری دچار مشکلی نشوند و همچنین در طراحی آنها دسترسی به تمامی قسمتهای مختلف سازه ، همواره مد نظر بوده است . ارتفاع این برجها در مناطق مختلف و بر حسب سلیقه سازندگان آنان گوناگون است بطوریکه ارتفاع برخی کبوترخانه ها از 60 الی 85 متر بوده و قطرشان نیز مابین 10 الی 30 متر بوده است . فضای داخلی این کبوترخانه ها معمولا" بنوعی طراحی شده اند که قابلیت گنجایش تا 5000 کبوتر را دارا می باشند . امروزه این کبوترخانه ها بیشتر در نواحی آشتیان و گلپایگان گرفته تا اطراف اصفهان و بخش فلات مرکزی و نواحی کویری ایران تا حد فاصل برخی از شهرهای آذربایجان بطور پراکنده موجود می باشند . از معروف ترین برجهای کبوترخان باقی مانده می توان به برج هزار جریب اصفهان اشاره کرد که ساخت آن به سده 16 می رسد و مورد توجه گردشگران و سیاحان داخلی و خارجی قرار گرفته است . این برج به شکل چند استوانه کنار هم که در هم ادغام شده اند ساخته شده و در طراحی بنای آن 8 نیم دایره در ارتفاع تعبیه شده که نشانگر معماری غنی ، آگاهانه و زیبای زمانه خود دارد .

برخی ویژگی های آناتومی ، فیزیکی و رفتاری در کبوتران : این پرنده زیبا با استخوانهای تو خالی یکی از سبکترین اسکلتها را در بین همقطاران خود ( از لحاظ جثه ) را دارد . عضلات سینه کبوتر مانند موتور هواپیما عمل کرده و انرژی لازم را برای بال زدن و پرواز تامین می کند . جناغ سخت ، مانند یک سپر در برابر سقوط احتمالی پرنده از ارتفاع عمل کرده و برای محافظت از قفسه سینه است . پرهای موثر در پرواز کبوتر شامل 10 تیزه یا شاه پر ، بانضمام پرهای گرده یا حرامی است که بالهای تا شونده با کمک پرهای دم ، قدرت مانور بالایی را در اختیار پرنده قرار می دهد . تعدادی پر هم بعنوان پشت پری برای پوشش دادن و استحکام ، به پایه های شاه پرها و حرامی ها وجود دارد که در مباحث آموزش و کبک کردن مفصلا" در مورد آنها سخن گفتیم . آناتومی بیرونی این پرنده آیرودینامیک است و براحتی هوا را می شکافد و در آن پیش می رود و می تواند در ارتفاع بالا تا سقف 3000 متر( خصوصا" برای کبوتراصیل شمیران ) پرواز کرده و خود را اثبات نماید . چشم این پرنده از تیزبینی و بزرگ نمایی ویژه ای برخوردار است و هدفها و نقطه های خاص را در ارتفاع بالا می بیند بطوریکه گاهی برای پیداکردن گمشده ها در دریا و یا روی زمین ، از حساسیت چشم این پرنده استفاده می کنند . همانگونه که قبلا" توضیح دادم حس بویایی یک سگ در حدود چهار هزار برابر انسان است در حالیکه حس بویایی یک کبوتر در حدود بیست هزار برابر سگ تخمین زده می شود ! علاوه بر حس بویایی فوق العاده قوی ، بر روی بینی این پرنده پرزهایی وجود دارد که نسبت به مغناطیس زمین حساس است لذا هنگامی که کبوتری را در مسافت دوری رها می کنند وی بواسطه حس بویایی بی نظیر و همچنین قطب نمای حساس بینی خود بطرف آشیانه پرواز می کند . بعنوان مثال در برخی از گونه های کبوتران ، از قطب شمال به آمریکا یا انگلیس ( قاره پیما ) و یا دیگر مسیرها این پرنده مسیر خود را شناسایی و بطرف آن پرواز می کند که نمونه آن یکی از کبوتران ملکه انگلستان می باشد که به نام موتور شهرت دارد و پیشتر مطالبی را در مورد آن عنوان نمودم .

ویژگی های رفتاری کبوتر : کبوتر نر معمولا" از سر و جثه بزرگتری نسبت به ماده با نوکی پهن تر برخوردار است و در حالت ایستادن و غروری بی مانند ، با سینه ای کاملا" بر آمده از ماده تفکیک می شود . کبوتر نر دائما" به نشانه حضور و جلب نظر کبوتر ماده ، بالهای خود را باز کرده و بق بقوکنان بدور خود می چرخد و برای اثبات عشق خود ، دم را بحالتی جارو مانند بر زمین می کشد . پس از انتخاب جفت ، کبوتر نر آشیانه ای را که از هر نظر امن باشد انتخاب کرده و با صدای مخصوصی به ماده پیشنهاد می دهد و از ماده می خواهد که در آنجا تخمگذاری کند . در حدود یکهفته تا ده روز بعد از جفت شدن ( بسته به دما و فصل ) ، کبوتر ماده 2 تخم با فاصله دو روز می گذارد . نر و ماده به نوبت و با مهربانی و عشق و رعایت احتیاط کامل بر روی تخم ها می خوابند . کبوتر نر معمولا" شبها بر روی تخم نمی خوابد و بیشتر وظیفه نگهبانی را بر عهده دارد و از ورود هر غریبه ای به لانه ممانعت کرده و با شجاعت از حریم لانه دفاع می کند . بعد از 17 الی 20 روز ( بسته به دما و فصل ) اگر مراحل شکل گیری جوجه به سلامت طی شود جوجه ها سر از تخم بیرون می آورند . در ساعتهای اولیه تولد ، نر و ماده مایعی لعابدار و شیر مانند به جوجه می دهند . پس از چند روز جوجه ها به شکلی باورنکردنی بزرگ شده و در حدود دو الی سه هفتگی آنها ، کبوتر ماده سری دوم تخم هایش را خواهد گذاشت . جوجه ها بعد از شش هفته جثه شان تقریبا" به اندازه والدینشان می شود . ناگفته نماند که پس از تولد جوجه ها ، کبوتر نر عمدتا" وظیفه بیشتری را در تغذیه جوجه ها بعهده خواهد داشت که این عمل از طریق قی کردن مخلوط آب و دانه به جوجه ها انجام می شود . پس از پنج هفتگی جوجه ها با حضور در کنار والدین ، تمرین دانه و آب خوردن را انجام می دهند . در شش هفتگی جوجه ها بتدریج پرواز کردن را نیز تمرین می کنند . توضیح : به زمان و نحوه واکسیناسیون و هنگام جداکردن جوجه ها در مباحث اولیه آموزش ، بحد کفایت و همراه با تصاویر گویا پرداخته ایم . با در آمدن جوجه های سری دوم ، در صورتیکه جوجه های سری اول ، از پدر و مادر جدا نشده باشند با سختگیری و بد اخلاقی والدین برای ترک لانه مواجه شده که گاهی این بد خلقی ها به نزاع نیز می انجامد که برای پرهیز از آسیب دیدن جوجه های تازه از تخم در آمده در زیر پای کبوتران در حال نزاع ، می بایست حتما" جوجه های بزرگتر را جدا نمائیم . کبوتران اصواتی را تولید می نمایند که هر کدام از آنها دارای معنی خاصی می باشد . معمولا" صدای مقطع و بلند ، و گاهی پر زدن از سر ترس ، نشانه اعلام خطر می باشد . فراموش نکنید که کبوتران ، پرنده های تمیزی هستند و باید هر چند روز یکبار ( بسته به فصل و نیاز ) آب تنی نمایند تا پرها و بدن خود را شستشو داده و بدینوسیله چربی های زائد بدن را از خود بزدایند زیرا وجود این چربی ها در چسبندگی پرها و بالطبع کمتر شدن قدرت پروازی آنها تاثیر بسزایی دارد . کبوتران بر روی زمین زیبایی و لطافت را به انسان عرضه می نمایند و در آسمان ، قدرت شگرف پرواز با مانورهای زیبا و معلق های آکروباتیک بسیار جالب که برای رفع خستگی انجام می دهند را هیچ ژیمناست و آکروباتیستی نمی تواند انجام دهد پس بیاد داشته باشید که این حیوان ، پرنده ای جادویی است و وقتی روح وی به روح انسان و روح انسان به روح وی گره بخورد ، انسان از این پرنده و این پرنده از انسان ، به آسانی دل نخواهد کند .

حضور کبوتران در اماکن مقدس و مکانهای عمومی : وقتی حیوانی احساس امنیت نماید به انسان نزدیک می شود ، کبوتر نیز چنین احساسی دارد و وقتی احساس امنیت نماید به انسان نزدیک شده و حتی ممکن است تا جایی پیش رود که بر روی دست و شانه وی بنشیند اما اگر احساس ترس و ناامنی نماید با دیدن انسان ، فوری به پرواز در آمده و دور می شود . در مکانهای مقدس و میدانهای شهر و بالاخص هر جائیکه مردم از شکار و کشتن این پرنده زیبا بنابر آموزه های دینی دوری کرده و آنرا حرام می پندارند و همچنین در چنین محلهایی که برای پرندگان و عمل به نذورات ، دانه تهیه کرده و در دسترس کبوتران قرار می دهند این پرنده با حضور خود ، جلوه ای روحانی به آن مکان مقدس و مذهبی می دهد که امام زاده ها ، مساجد ، معابر عمومی خاص و بارگاه ائمه مطهر(ع) از این امر مستثنی نیستند . عنصر آب ، مانند حوض ها ، آب نماهای زیبا و جوی های روان آب در تکمیل معماری کهن ، نقش پایان دهنده داشته است . از طرفی ، لذت بردن مردم از دانه دادن به این پرنده که به آن کبوتر حرم نیز می گویند باعث شده که این پرنده بعد از آب ، کامل کننده این معماری سنتی باشد . تصور کنید اگر درختان ، باغات ، بام ها و آسمان ، از حضور و صدای پرنده ها خصوصا" کبوتران ، خالی و تهی باشند ، جهان چقدر ملال آور و یکنواخت می شود ؟!

نقش کبوتر در فرهنگ و هنر ملتهای مختلف :  انسانها در طی دوران طولانی با مشاهده رفتار و حرکات هر حیوانی برایش سمبلی ساخته و آن دسته یا گروه را با این صفات بیان شده خودش می شناسند . مثلا" کبوتر ، سمبل وفاداری ، زیبایی ، عشق و صلح شناخته شده و در گوشه و کنار جهان ، در شعر ، ادبیات و نقاشی حضور پیدا کرده و برای آن اهمیت و ارزشی فراوان قائل شده اند . حال که فرصتی ایجاد شد تا از نگاه فرهنگی و ادبی به این مقوله بپردازیم ، ناگزیریم اشاره کنیم که گاه در ادبیات ما از واژه های نامناسبی مانند : حیوان ، کثیف ، حیوان پلید ، حیوان زبان نفهم و .... در مورد حیوانات استفاده می شود که این واژه ها پیشداوری نادرست در اذهان عمومی ایجاد می کند . هر ساله هزاران و شاید میلیونها گلوله به سوی حیوانات شلیک می شود و بسیاری از آنها بر اثر جراحات با مرگهای دردناک و فجیع می میرند .... اسم اینرا چه باید گذاشت ؟ وقتی ببری انسانی را که به محیط زیست وی تجاوز کرده می درد به آن توحش و آدمخواری و ددمنشی می گوئیم اما وقتی انسانی ببری را می کشد آنرا ورزش مردانگی و شجاعت نام می گذاریم ! تفاوت عدالت و بیعدالتی در قاموس بشر، چیزی جز این نیست .... بنابراین نگاه انسان به این پرنده زیبا باعث شده که در سرتاسر جهان بویژه در شعر ، ادبیات ، هنر و خصوصا" نقاشی ، توجه را بخود جلب کرده و باعث ایجاد آثاری ماندگار شده است : در هوا چند معلق خوری و چرخ زنی --------- ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد ..... این شعر حافظ  بیانگر اینست که او هم به آسمان و حرکات و هنرنمایی این پرنده افسانه ای نظر داشته است . ملک الشعرای بهار ، از ابتدای جوانی به افسون و عشق این پرنده گرفتار شده ، علاقه فراوانی به نگهداری و پرواز دادن این پرنده افسانه ای پیدا می کند بگونه ای که در باغچه خود از حضور و پرواز کبوتران رنگارنگ و زیبا لذت می برده و دلباخته رفتار و اوج پرواز آنها بوده است . نخستین طراحی های نقاش پر آوازه جهان پیکاسو ، از کبوترهای خانگی پدرش بوده است و از آخرین طراحی های دوران پختگی و شهرت او نیز باید از کبوتری سفید با شاخه ای زیتون بر منقار ، که همان کبوتر صلح است می توان نام برد .

کبوترداران نامدار از اوائل قرن حاضر : معیرالملک ، پسر شاهزاده قاجار ، در مقاله ای که در سال 1336 منتشر شد در باره علاقه خود و پدرش به این پرنده چنین نوشته است : پدرم دوست محمدخان از کودکی به کبوتر عشق فراوان داشت و در زمان حیات پدرش بیش از 1000 کبوتر گرد آورده بود . چند تن از کبوتربازان معروف آنزمان مانند : شاهزاده حاج نصرالله میرزا ، میرزا آقا سلطان ، و حاج قربان اغلب نزد پدرم می آمدند و هربار برایش تحفه هایی تازه می آوردند . حاج قربان از نقش بازان معروف بود و کبوترهای زرد خال سیاه او را کسی نداشت . وی پیرمردی لاغر و بلندبالا بود که ریش سپید و درازش را حنا می گذاشت و کلاهی پوستی که از ریشش درازتر بود بر سر می نهاد . اغلب اوقات که پدرم سرگرم رسیدگی به کبوترهایش بود او سر می رسید و دست در جیب های فراخ جامه بلندش برده ، از هر جیب ، چند کبوتر ممتاز بیرون می آورد و پس از بیان ویژگیهای آن کبوتران ، آنها را میان دیگر کبوتران رها می ساخت . در سال 1306 ق که پدرم به اروپا رفت در بازگشت ششصد کبوتر از شصت نوع مختلف از جمله نامه بر با خود به ایران آورد . جلوداری داشتیم به نام علی سیاه که در کبوتر شناسی خٌبره بود . او برای بدست آوردن کبوترهای زیبا و ممتاز مدام به قزوین ، همدان ، کرمانشاه ، خراسان ، کاشان و بروجرد می رفت و هر بار با چند قفس کبوتر نخبه بازمی گشت . پدرم در سالهای 1307 – 1323 ق در لانه های واقع در خانه های شهرری ، باغ فردوس ، تجریش و مهرآباد بر روی هم 5000 کبوتر داشت . کبوتربازان معروف از طبقات دیگر نیز ، روزها به دیدار پدرم می آمدند که مٌرشد آنان مردی بود بنام علی حاج حسن آقا . در عمرم کسی را به استادی و تمام عیاری او در فن کبوتر بازی ندیدم . او به تمام معنا دلداده دیوانه و در عین حال در کار خود خٌبره بود . او سرانجام در تابستان 1320 شمسی روی بام خانه در کنار کبوترانش جان سپرد . مرا با آنکه هشتاد و چند سال از عمرم می گذرد ، هنوز میل روزهای نخست در دل من باقیست و نزدیک به دویست کبوتر دارم . هر روز ساعتی چند به آنها می پردازم و سیگارکشان زمانی به آنها خیره می شوم .... نقش های محو شده گذشته را در نقش و نگار دل انگیز بالهایشان تماشا می کنم و روزگاران بیخبری را در عالم خیال باز می جویم . از ناله عاشقانه کبوتران ، نغمه های دلنواز بهشت جوانی را در دوزخ پیری میهمان می کنم ....  

نام ها ، رنگ آمیزی ، نقش ها و شناسایی و تفکیک نژادهای کبوتر : بدلیل اینکه مبحث مورد اشاره ، دارای حجم بسیار بالایی می باشد ممکن است که در آینده ابتدا به معرفی نقش ها پرداخته و سپس به ویژگیهای نژادهای مختلف بپردازیم .

معرفی پیشکسوتان قدیم و جدید ( بیوگرافی ها ) : در مباحث آموزش تنها به چند معرفی منجمله شادروانان ایرج بختیاری و اکبر بیگلو پرداختیم که امیدوارم در پستهای بعدی به معرفی کامل دیگر عزیزان بپردازیم اما برای این قسمت از شما دعوت می کنم به چند بیوگرافی کوتاه که قبلا" بصورت کامنت در اختیار عزیزان گذاشته شده توجه فرمائید :

1 - حاج احمد خان رحمانی ( احمد شیر محمد خان ) قلهک  : حاج احمدخان حسابدار قدیمی کشتارگاه بوده و بسیار سرشناس بودند .  ایشان حدود 40 سال پیش در کوچه آشفیع صراف در خیابان دولت داخل حیاط بودند و در آن زمان بالغ بر دویست کبوتر داشتند و دو ناخن شست عقب را هم می زدند و بوم داری داشتند به نام مشت علی که به تمام معنی خبره بودند و در بین نام آوران آن زمان جزء نفرات ممتاز بودند اما اهل مصاحبه و سرو صدا نبودند و افرادی مانند رحمان خان ، تقی ارباب ، حسین لرزون ، مشهدی رجب ( رجب تنبل ) ، دکتر قاسمی ، سرتیپ سیاه پوش ، سرهنگ وقار ، علی خان و عباس آقا شیبانی ، ابوالقاسم خان لحافدوز ، علی آقا بهروزی ( علی ذکی ترکه ) ، علی نصیبی ( علی شیشه بر ) ، حسن آقا شاه بابک ، رضا نیکو سخن ( رضا عبدالله بلبل ) ، سید محمد شکرآبی ( محمد سید هاشم ) ، اسماعیل بقال ، منصور شکرآبی ( منصور کدخدا) ، رحیم امام بخش ( میزرا رحیم رنگساز) ، معیری ،  مجتبی رضازاده ( مجتبی گل فروش ) ،  تقی امام بخش ( عمو تقی ) قربان خان ، آقای کهن ، اسدالله محمدیان ( باغبان ) ،  احمد رجبی ( احمد شوفر احمد یحیی) ، دکتر صعودی پور و ..... از معاشرین ایشون طی زمانهای مختلف بودند که در آینده و اگر عمری باقی بود شرح حال کاملی از تک تک نامبردگان بالا ارائه خواهم نمود . ( نکته :  اما در بین تمامی این نام آوران شاید تنها کسیکه از همه آن عزیزان یک سر و گردن بالاتر بود اما هیچوقت آنطور که باید و شاید و بقولی حق مطلب در مورد وی ادا نشد میرزا رحیم رنگساز ( امام بخش ) برادر عمو تقی بود که به جرات عرض می کنم می بایست از وی بعنوان یک اعجوبه و در راس این هرم نام ببریم . نژاد کبوتران ایشان نزد فرزند ایشان آقا جواد ، برسم یادگار باقی بود که متاسفانه ایشان نیز دعوت حق را لبیک گفتند . روحش شاد ) بهر تقدیر ، عجیب بود حاج احمدخان  جوجه هایی را که امسال می کشیدند قلم می کردند و سال بعد هوا می کردند و علاوه بر ساعت عالی که می آوردند باخت هم انگشت شمار داشتند ؟! سفید مهر، خال پیس ، کله برنجی ها ، خال قرمزها و سرورهای ایشان بسیار عالی بودند و در هنگام بیماری ، ایشان کبوتر ها را به یک سئله دار ( علی شیطون ) و او هم تعدادی از آنها را  به حاجی سئله دار دادند و تا ماهها و شاید سالها بعد نیز کبوترانی از ایشان به منزل و محل سابق ایشان بر می گشتند که اهالی عشق باز منطقه قلهک ، شاهد این مسئله بودند و تا مدتها از آن کبوترها نصیب آنان و خصوصا" آقای جنانی در همسایگی آنان می شد .

2 – دکتر مصطفی خان قاسمی : کبوترداری در خاندان ایشان که از سیاسیون برجسته هم بودند اما بنا بدلائلی از پرداختن بدان معذورم موروثی بود . ایشان دارای رکورد 30/6 ( شش ساعت و سی دقیقه ) می باشند که بعد از تقی ارباب بالاترین رکورد را در آن زمان دارا بوده اند . علاوه بر دکتر جهانشاه لو ، نجاتی ، سرهنگ اعیانی و انصاری ،  بسیاری از سرشناسان و عشق بازان خصوصا" شمرونی ها با ایشان در رفت و آمد و مراوده بودند .  دکتر قاسمی در دو قسمت کبوتر داشتند یکی بر روی بام مطب در منطقه سه راه زندان که کبوتران هوایی دکتر آنجا بودند و دیگری منزلشان ( منطقه فرمانیه کوهستان ) که کبوترهای قیچی شان آنجا بودند . بدلیل اینکه منزل ایشان در فرمانیه بود ایشان در بیشتر میهمانی ها و گروهای شمیران خصوصا" منطقه کاشانک ، منظریه و فرمانیه مثل منزل آقای مجید پشت کوهی ( داماد زنده یاد عباس شفیعی از بزرگان ورزش باستانی ) ، آقای داود درگاهی ،  آقا علیرضا عباسی  ( رضا معمار ) ، عمو تقی و .... شرکت می کردند  از نژادهای معروف ایشان قارا سیاه ، چلچله سینه سفید و پلنگ سیاه بودند که قدری نسبت به دیگر نژادها بلندتر بودند اما در پرش استثنایی بودند . اصل نژاد قارا سیاه و چلچله های ایشان از یک ماد زاغ سبز پس کاکل بود که از منزل دایی خود ( منزل پدر بزرگ و پدر حقیر ) آوردند . این ماد را که در پرش و فرم بازی بی نظیر بود طی شرط بندی دکتر با پدر حقیر از میدان قم رها کردند و کبوتردر کمال ناباوری به تهران برگشت !!! و دکتر که عاشق این ماد شده بودند سرانجام آن را برای ازدیاد نسل بردند و نژاد قارا سیاه و چلچله های خودشان را تکثیر کردند که فوق العاده از لحاظ پرش و سو عالی بودند . اکنون گونه هایی از این نژادها در ترکیب با خال پیس ها ، با قالبی کوتاه تر اما کمی زشت تر، در اختیار حقیر و خانواده اقوام پدری ام موجود می باشند که بزودی و پس از لک در آمدن ، عکسهایی از آنها را نیزتقدیم علاقمندان خواهم کرد  . 

 3 – باقر خان اسفندیاری : ایشان نیز در خانواده ای متولد شدند که کبوتر دار بودند . پدر ایشان اوس محمد در منطقه دروازه شمیران ( پل سنگی ) قهوه خونه داشتند و در آنجا همیشه تعدادی کبوتر روی جوجه بودند و همین باعث تقویت علاقه باقرخان گردید که از عنفوان جوانی طی معاشرت با افراد خبره و آگاه این رشته روزی یکی از سرشناسان این رشته گردیده و بهترین نژادهای عالی قرمز ، قرمز خال سیاه و سرور ، پیس و بدرنگ ، جهنمی از خال های معروف ایشان هستند . ایشان کبوتران زیر ساعت مورد نظر را به دوطریق رد می کردند یعنی کبوتران خوش بر و رو را جداگانه می فروختند و کبوتران درجه دو و سه را به یک مغازه پرنده فروشی که در نزدیکشان مقابل حمام روزبه در همان خیابان مازندران بود می بردند و بصاحب آن پرنده فروشی که بنام بابا خان شهرت داشت می دادند . باقرخان با بسیاری از سرشناسان این رشته دوستی و صمیمیتی دیرینه داشتند و در تمام میهمانی های زمان خودشان شرکت       می کردند و یک معدل بالای پنج ساعت نیز در کارنامه خودشان دارند که با توجه به زمان خود بسیار رکورد با ارزشی محسوب می شود . هم اکنون پسر ایشان آقا بهرام از این نژادها تکثیر کرده اند و طی معاشرتی که با بسیاری از دوستان دارند از این نژادها ( البته نه با کیفیت قدیم آنها ) در اختیار دوستان زیادی قرار داده اند که کم و بیش پرشهای نسبتا" خوبی هم دارند اما بهیچ عنوان آن نژادها را نباید با هم مخلوط کرد .

 4 – آقا نوری : از اقلیتهای بسیار گرامی و بسیار با شخصیت و اصیل بودند که روبروی عشرت آباد فعلی کبوتر داشتند . ایشان بجز با آقا کهن ، آقا سیون و آقای هارون روزخوش که کبوتران عالی داشتند ( آقا هارون چون پارچه فروش بودند بعدها معروف به علی آقا بزاز شد و از دوستان نزدیک و خوب خانوادگی ما بودند و اوان انقلاب به همراه خانواده و فرزندانش بنامهای موسی و نجات به ارض موعود و کشور اسرائیل مهاجرت کردند . راستش ، بنا بر نقل پدرم ، این آقا هارون  که اقلیت مذهبی بودند وقتی بچه بودند بسختی مریض می شوند و اما مادر ایشان به توصیه پدربزرگ حقیر، نذری کرده و بچه را به حرم علی ابن موسی الرضا ( ع ) برده و از قضا شفا می گیرند و از اینجهت اسم بچه را علی گذاشتند . ) کمتر با کسی دیگری رفت و آمد و مراوده داشتند اما با توجه به اینکه به خالهای روشن علاقه وافری داشتند سفید مهر و خال قرمزهای خوبی تکثیر کرده بودند . صحبت کوتاهی که متعاقب عرض می کنم زبانزد خاص و عام شد که متاسفانه یکروز ایشان می آیند روی بام و می بینند که کبوتران را برده اند و جالب بود که آقا دزده چند تا شکلات و یک برگ کاغذ بجا گذاشته بودند که روی آن نوشته شده بود : بخور تا دهنت شیرین بشه !!! و ایشون بعد از این جریان کبوترداری را جمع کردند و حداقل کسی نشنید که ایشون کبوتر داشته باشند ...

5– منصور تهرانی : بالغ بر شصت سال پیش در منطقه ناصرخسرو انتهای شمس العماره کوچه عکاسخانه پاشنه طلا دو همسایه بودند که هر دو از عشق بازان سرشناس آن منطقه بوده اما با هم حریف بودند یکی مرحوم عباس آقا طلاکار( برادر دکتر طلاکار در آلمان ) بود که زاغ ها و سبزهای ایشان بسیار عالی بودند و بعدها به جاده تهران نو قاسم آباد نقل مکان کردند  ( روبروی بوم محسن عرب شا گلی از گروبندان بنام قاسم آباد در سالهای قبل ) وداخل گاراژ کبوترانشان را نگه داشتند . برای حقیر درآن منطقه باعث مزید افتخار بود که سعادت آشنایی با این بزرگوار را از بیش از بیست وپنج سال قبل داشتم و بسیار در آنزمان از ایشان آموختم .  نفر دوم منصور خان تهرانی بودند که برادر ایشان یک کتاب هم نوشتند . ایشان کبوتران بسیار عالی پرورش داده و تکثیر کردند که  عمدتا" خال پیس و سفید هایی بودند که بیش از صد سال قدمت دارند . ایشان جزء اولین کبوترداران تعداد بالا محسوب می شوند بطوریکه  بیست و چند سال قبل طی ملاقاتی که داشتم مثلا" بالغ بر پانصد کبوتر داشتند که این تعداد در زمان خود بسیار جالب توجه بود . منصور خان از سالها قبل طی یک نقل مکان به منطقه اطراف خیابان زمرد و حوالی حسینیه ارشاد آمدند و نسل کبوتران اصیل خود را بیش از پیش تکثیر کردند و البته ناگفته نماند که اگرچه که رفت و آمدی محدود داشتند اما جزء کسانی هستند که با قدمت ، صاحب سبک و بقول معروف با کلاس در این رشته بوده اند .

کلامی دیگر : دوستان و مهربان یاران ، خانواده بزرگ وبلاگ ارباب خسرو سلام . همانگونه که مستحضرید در طی هفته های اخیر ، وقایع گوناگون و عجیبی بوقوع پیوست که برخی از آنها شیرین و برخی دیگر تلخ بودند ! خوشبختانه با همکاری مدیران محترم وبلاگها جو مناسبی بر محیط وبلاگها حاکم شده است که در اینجا از تمامی این عزیزان تشکر نموده و آرزوی توفیق و دیدار ایشان را دارم . حقیر و دست اندرکاران وبلاگ ارباب خسرو قصد داریم طی هفته های آتی برنامه ای را تدارک و تنظیم نمائیم تا در ابتداء با دعوت ازمدیران وبلاگهای تهران و حومه ( کمتر از 3 ساعت مسافت زمینی ) دیداری داشته باشیم و پس از این دیدار ، یک دیداری نیز با عزیزان وبلاگهای شهرستانها خواهیم داشت که در طی این دیدارها ، برنامه تشکیل یک انجمن مقتدرکبوتر ایرانی را پایه ریزی خواهیم نمود . لذا با توجه به زمان پیش رو و قبل از شروع فصل سرما خواهشمندم تا مدیران بزرگوار وبلاگها و یا نمایندگان محترم ایشان ، برنامه اوقات فراغت خود را در هر روزی که فرصت دارند برای ما ارسال دارند تا بتوانیم در اسرع وقت ، ترتیب انتخاب یک روز مناسب ، مطابق با ساعات آزاد همه دوستان را پایه ریزی و تدوین نمائیم . شایان ذکر است جهت رفاه حال آندسته از عزیزانی که در خارج از کشور بسر می برند تمهیداتی اتخاذ گردیده که از نمایندگان این دوستان دعوت می گردد تا در این امر خطیر، پیشقدم شده و با حضور گرم خود به این محفل صمیمی رونق ببخشند . همچنین برای هر کدام از وبلاگها در ابتداء یک دعوتنامه خصوصی ارسال خواهد گردید تا متقابلا" طی یک نظر سنجی خصوصی ، از ساعات مورد نظر این دوستان آگاهی یابیم .

 

سخن پایانی : در انتها از استاد خشایار نازنین نیز خواهشمندم تا چنانچه مطالب وبلاگ را دنبال می کنند بزرگواری فرموده و بار دیگر با حضور خود در وبلاگ کبوتر تهران ، زینت بخش وبلاگهای موجود کبوتر باشند و بدانند که هیچ چیز مهم نیست و گذشته ها گذشت و باید از نو شروع کرد و تنها وجود سبز و با ارزش ایشان در این جمع خالیست . با امید به اینکه هیچکدام از دوستان ، انجمن و این سرگرمی مفرح را از نعمت ارزشمند وجود خود محروم ننمایند .  ارادتمند شما . 

مقدمه : برخی از دوستان شاید معتقدند که هوا کردن کبوتران کار سختی نیست و نیاز به تبحر خاصی هم ندارد و همچنین استفاده از شیوه ها و داروهای توصیه شده در وبلاگ را نیز کاملا" غیر ضروری و منتفی می دانند !؟ ....

سئوال مسابقه : آیا هواکردن حرفه ای کبوتران ، کاری ساده است یا خیر ؟ لطفا" بصورت علنی پاسخ دهید . به بهترین جواب تا تاریخ 1/8/89 یک جفت کبوتر نفیس اهداء می گردد . با تشکر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 11:51  توسط شهاب حسین زاده  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 13:57  توسط شهاب حسین زاده  | 

 

گذر    ز دانه و دام  جهان  و  خویش   مباز
که      مرغ    با    پر  آزاد  می‌کند     پرواز
به  کوهپایه  «زان»   بامداد       با      یاران
که  دور  باد  دل  پاکشان  ز  سوز   ‌و  ‌گداز
چه گویمت که چه می‌گفت باد مشک‌فشان
که  می‌گشود  به  گفتار  خود  هزاران   راز
ز  من  نیوش و  میاسا  در این دو روز  جهان
که پیش روی تو راهیست سخت دور و دراز
درختان   کهنسال    ورس    بر    سر    کوه
که  دیده‌اند  به  دامان  کوه  بس  تک  و تاز
بگوش  هوش  شنیدم  که دوش  می گفتند
که  همچون  ناله  نی  بودشان  نوا  و  نواز
بسی   دمیده   در   این   جویبار   سبزه  نغز
بسی  شکفته  در این  بوستان شکوفه ناز
بسی   چمیده  در  این  کوهسار  کبک  دری
بسی   رمیده  بر   آن   آهوان  مشک  انداز
نشان  مهر  که  دیده  است در سرای سپنج؟
جهان   به   کس   ننماید  دو  روز  چهره  باز
همی    برد   پی    امروز    آنچه    در    دیروز
همی   کند   به   سر  انجام   آنچه  در  آغاز
به   ساز   و  سوز  بهار  و  خزان شکیبا  باش
به    تنگنای   جهان   باش   ورس   را   انباز
به  هرزه  راه  مپیما  و خویش  خسته  مساز
 که پیش  پای  تو  باشد بسی نشیب و فراز


 

 

سید محمد حسین طباطبایی معروف به علامه طباطبایی (زادهٔ ۱۲۸۱ ه.ش.- درگذشتهٔ ۱۳۶۰ه.ش.) فقیه شیعه، مفسر قران و فلسفه‌دان ایرانی ‌است.
اهمیت وی به جهت احیای حکمت و فلسفه و تفسیر در حوزه‌های تشیع بعد از دوره صفویه بوده‌است. به ویژه اینکه وی به بازگویی و شرح حکمت صدرایی اکتفا نکرده، به تأسیس معرفت‌شناسی در این مکتب می‌پردازد. همچنین با انتشار کتب فراوان و تربیت شاگردان برجسته نظیر مرتضی مطهری در دوران مواجهه با اندیشه‌های غربی نظیر مارکسیسم به اندیشه دینی حیاتی مجدد بخشیده، حتی در نشر آن در مغرب زمین نیز می‌کوشد.
زندگی علامه طباطبایی را می‌توان به چهاردوره تقسیم کرد:
1.       دوره کودکی و نوجوانی که در تبریز سپری شد
2.       دوره تحصیل در حوزه علمیهنجف
3.       دوره بازگشت به تبریز و اشتغال به کشاورزی
4.       دوره هجرت به قم و تدریس و تالیف و نشر معارف دینی
دوره کودکی و نوجوانی
وی از دودمان سادات طباطبایی آذربایجان است. در سال ۱۲۸۱ در تبریز متولد شد. در پنج سالگی مادر و در نه سالگی پدر خود را از دست داد. وصی پدر او و تنها برادرش علامه الهی را برای تحصیل به مکتب فرستاد. تحصیلات ابتدایی شامل قرآن و کتب ادبیات فارسی را از ۱۲۹۰ تا ۱۲۹۶ فراگرفت و سپس از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۴ به تحصیل علوم دینی پرداخت و به تعبیر خود «دروس متن در غیر فلسفه و عرفان» را به پایان رساند.
خود درباره دوران تحصیلش نوشته‌است:«در اوایل تحصیل که به صرف و نحو اشتغال داشتم، علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این رو هر چه می‌خواندم نمی‌فهمیدم و چهار سال به همین نحو گذراندم. پس از آن یک باره عنایت خدایی دامن گیرم شده عوضم کرد و در خود یک نوع شیفتگی و بیتابی نسبت به تحصیل کمال، حس نمودم. به طوری که از همان روز تا پایان ایام تحصیل که تقریباً هفده سال طول کشید، هرگز نسبت به تعلیم و تفکر درک خستگی و دلسردی نکردم و زشت و زیبای جهان را فراموش نموده و تلخ و شیرین حوادث در برابر می‌پنداشتم کذا. بساط معاشرت غیر اهل علم را به کلی برچیدم. در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی، به حداقل ضروری قناعت نموده باقی را به مطالعه می‌پرداختم. بسیار می‌شد به ویژه در بهار و تابستان که شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه می‌گذرانیدم و همیشه درس فردا را شب پیش مطالعه می‌کردم و اگر اشکالی پیش می‌آمد با هر خودکشی بود حل می‌نمودم و وقتی که به درس حضور می‌یافتم از آنچه استاد می‌گفت قبلا روشن بودم و هرگز اشکال و اشتباه درس را پیش استاد نبردم»
 
 
 
دوره بازگشت به تبریز و کشاورزی
به هر حال علامه طباطبایی بعد از مدتی اقامت در تبریز تصمیم می‌گیرد تا به قم عزیمت نماید و بالاخره این تصمیم خود را در سال ۱۳۲۵هـ.ش عملی می‌کند. فرزند علامه طباطبایی در این مورد می‌گوید: «هم‌زمان با آغاز سال ۱۳۲۵هـ.ش وارد شهر قم شدیم... در ابتدا به منزل یکی از بستگان که ساکن قم و مشغول تحصیل علوم دینی بود وارد شدیم، ولی به زودی در کوچه یخچال قاضی در منزل یکی از روحانیان که هنوز هم در قید حیات است اتاق دو قسمتی، که با نصب پرده قابل تفکیک بود اجاره کردیم، این دو اتاق قریب بیست متر مربع بود. طبقه زیر این اطاقها انبار آب شرب منزل بود که، در صورت لزوم بایستی از درب آن به داخل خم شده و ظرف آب شرب را پر کنیم. چون خانه فاقد آشپزخانه بود پخت و پز هم در داخل اطاق انجام می‌گرفت - در حالی که مادر ما به دو مطبخ (آشپزخانه) ۲۴ متر مربعی و ۳۵ متر مربعی عادت کرده بود که در میهمانیهای بزرگ از آنها به راحتی استفاده می‌کرد ـ پدر ما در شهر قم چند آشنای انگشت شمار داشت که یکی از آنها مرحوم آیت الله حجت بود. اولین رفت و آمد مرحوم علامه به منزل آقای حجت بود و کم کم با اطرافیان ایشان دوستی برقرار و رفت و آمد آغاز شد.
لازم به ذکر است که علامه طباطبایی در ابتدای ورودشان به قم به قاضی معروف بودند، چون از سلسه سادات طباطبایی هم بودند، خود ایشان ترجیح دادند، که به طباطبایی معروف شوند. ایشان عمامه‌ای بسیار کوچک از کرباس آبی رنگ و دگمه‌های باز قبا و بدون جوراب با لباس کمتر از معمول، در کوچه‌های قم تردد داشت و در ضمن خانه بسیار محقر و ساده‌ای داشت.»
تدریس در قم
برطبق نقل دینانی، پس از مدتی که به‌اصرار برخی علما مجلس درس روزانهٔ اسفار علامه تعطیل شد، با اصرار طلاب، اجازهٔ تدرسی شفا به وی داده شد. در این میان، علامه به تشکیل کلاس‌های شبانهٔ اسفار پرداخت که هفته‌ای دو شب (شب پنج‌شنبه و جمعه) و به صورت سیار در خانهٔ شاگردان تشکیل می‌شد و تعداد معدودی (کمتر از ۱۰ تن) شاگرد ثابت در آن شرکت می‌کردند. حضور در این کلاس‌ها بدون اجازهٔ خود علامه مقدور نبود. دینانی معتقد است محتوای این کلاس‌ها بیشتر درس خارج فلسفه بود
عرفان
علامه قاضی، ایشان مهم‌ترین استاد علامه و موثرترین شخص در تربیت روحی علامه بوده‌اند.
فلسفه
سید حسین بادکوبی
ریاضیات
سید ابوالقاسم خوانساری
خارج فقه و اصول
محمد حسین اصفهانی و میرزا حسین نائینی
رجال
حجت کوه کمری
تألیفات و آثار
آثار علامه طباطبایی (به استثنای تفسیر المیزان؟ ) را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد: الف- کتاب‌هایی که به زبان عربی نگاشته شده‌اند. این کتاب‌ها عبارتند از: ۱- کتاب توحید که شامل ۳ رساله‌است: رساله در توحید رساله در اسماء الله رساله در افعال الله ۲- کتاب انسان که شامل ۳ رساله‌است: الانسان قبل الدنیا الانسان فی الدنیا الانسان بعد الدنیا ۳- رساله وسائط که البته همگی این رساله‌ها در یک مجلد جمع آوری شده و به نام هفت رساله معروف است. ۴- رسالة الولایه ۵- رساله النبوة و الامامه
ب- کتاب‌هایی که به زبان فارسی نگاشته شده‌اند: ۶- شیعه در اسلام ۷- قرآن در اسلام (به بحث درباره مباحث قرآنی از جمله نزول قرآن، آیات محکم و متشابه ناسخ و منسوخ و ... پرداخته‌است.) ۸- وحی یا شعور مرموز ۹- اسلام و انسان معاصر ۱۰- حکومت در اسلام ۱۱- سنن النبی (درباره سیره و خلق و خوی پیامبر اسلام در بخش‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی ایشان است.) ۱۲- اصول فلسفه و روش رئالیسم (در مورد مبانی فلسفی اسلامی و نیز نقد اصول مکتب ماتریالیسم دیالکتیک است. ۱۳- بدایة الحکمة ۱۴- نهایة الحکمة (این دو کتاب از متون درسی فلسفی بسیار مهم حوزه و دانشگاه محسوب می‌شود.) ۱۵- علی و فلسفه الهی ۱۶- خلاصه تعالیم اسلام ۱۷- رساله در حکومت اسلامی
علامه طباطبایی دو اثر شاخص دارد، که بیشتر از سایر آثار وی مورد توجه قرار گرفته‌است. نخست تفسیر المیزان است، که در ۲۰ جلد و طی ۲۰ سال به زبان عربی تالیف شده‌است. در این تفسیر، از روش «تفسیر قرآن به قرآن» استفاده شده‌است، و علاوه‌بر تفسیر آیات و بحث‌های لغوی در بخش‌هایی جداگانه با توجه به موضوع آیات مباحث روایی، تاریخی، کلامی، فلسفی و اجتماعی نیز دارد. این اثر به دو شکل منتشر شده‌است: نخست در چهل جلد، و سپس، در ۲۰ جلد. این اثر توسط سیدمحمد باقر موسوی همدانی به زبان فارسی ترجمه شده‌است.
اثر مهم دیگر او اصول فلسفه و روش رئالیسم است. این کتاب شامل ۱۴ مقالهٔ فلسفی است، که طی دهه‌های ۲۰ و ۳۰ شمسی تالیف شده و توسط مرتضی مطهری و با رویکرد فلسفهٔ تطبیقی شرح داده شده‌است.4 این کتاب نخستین، و یکی از مهم‌ترین کتاب‌هایی است که به بررسی مباحث فلسفی، با توجه به رویکردهای حکمت فلسفی اسلامی و فلسفهٔ جدید غربی پرداخته‌است.
شرحی کوتاه بر دیگر آثار
  • بدایه الحکمه:
کتابی که یک دوره تدریس فشرده فلسفه برای دوستداران علوم عقلی در قم و سپس دانشگاه‌های کشور شد.
  • نهایه الحکمه:
این اثر برای تدریس فلسفه با توضیحی بیشتر، عمقی افزون تر و سطحی عالی تر تدوین شده‌است.
  • حاشیه بر کفایه:
کتابی اصولی پیرامون قوانین استنباط است.
  • مجموعهٔ مذاکرات با پروفسور هانری کربن:
او که محققی فرانسوی است پیرامون چگونگی شیعه و مباحث اعتقادی و... مذاکراتی با علامه داشته که در این کتاب وجود دارد.
  • رساله انسان قبل از دنیا، در دنیا و بعد از دنیا:
این کتاب که اکنون با نام «انسان از آغاز تا انجام» ترجمه شده‌است مباحثی مفید از عوالم سه گانه ماده، مثال و عقل مطرح کرده و پیرامون شبهات و دغدغه خاطر جوانان مطالبی بسیار مفید و لازم ارائه کرده‌است.
  • در محضر علامه طباطبائی:
این کتاب توسط محمد حسین رخشاد نوشته شده‌است و شامل پرسش‌ها و پاسخ‌های زیادی در موضوعات مختلف از علامه‌است.
  • شیعه در اسلام:
علامه این کتاب را برای معرفی عقاید شیعه به طور عقلانی نوشته‌است.
  • ولایت‌نامه:
این یک رساله عرفانی از علامه‌است که همایون همتی آن را ترجمه کرده‌است و انتشارات روایت فتح آن را منتشر کرده‌است.
شاگردان
قابل توجه‌است بخش بزرگی از رهبران روحانی انقلاب ایران شاگردان مشترک سیدمحمدحسین طباطبایی و روح الله خمینی هستند. علامه شاگردان زیادی تربیت کرد، که در زیر نام مهم‌ترین آنها ذکر می‌گردد:
1.       امام موسی صدر
2.       مرتضی مطهری؟
3.       محمد شجاعی
4.       محمد صادقی تهرانی
5.       سید محمد حسینی بهشتی
6.       سید جلال الدین آشتیانی
7.       علی قدوسی (داماد علامه)
8.       سید مرتضی جزایری
9.       سید محمد حسین حسینی طهرانی
10.   محمد اسماعیل صائنی زنجانی
11.   عبدالحمید شربیانی
12.   غلامحسین ابراهیمی دینانی
13.   ابراهیم امینی
14.   عبدالله جوادی آملی؟
15.   حسن حسن زاده آملی
16.   علی میانجی
17.   محمد جواد باهنر(شهید باهنر)
18.   عباس ایزدی
19.   ابوطالب تجلیل
20.   عزالدین حسینی زنجانی
21.   سید عبدالله جعفری(تهرانی)
22.   علی سعادت‌ پرور(پهلوانی تهرانی)
23.   دکتر جواد مناقبی (داماد علامه)
24.   محمدی گیلانی
25.   یحیی انصاری
26.   سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
27.   سید محمد باقر ابطحی
28.   سید محمد علی ابطحی
29.   سید مهدی روحانی
30.   حسین علی منتظری
31.   محمدتقی مصباح یزدی
32.   محمد مفتح
33.   ناصر مکارم شیرازی
34.   حسن نوری همدانی
35.   حسین نوری همدانی
36.   سیدابراهیم خسروشاهی
37.   سید محمد خامنه‌ای
همچنین بسیاری از روشنفکران در جلسات مباحثه از ایشان بهره گرفتند. از آن جمله می‌توان به جلسات مباحثه با پرفسور هانری کربن اشاره کرد، که دکتر سید حسین نصر و بسیاری دیگر در آن حضور داشتند و یا جلساتی که در تهران برگزار می‌شد و افرادی نظیر داریوش شایگان در آن حاضر بودند.
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 13:52  توسط شهاب حسین زاده  | 

يكي از همرزمان شهيد نواب صفوي
 
 
 قيام امام خميني (ره) خون تازه‌اي در رگ‌هاي فدائيان اسلام جاري
 
كرد

مهدي عبدخدايي با بيان اينكه قيام امام خميني (ره) خون تازه‌اي در رگ‌هاي فدائيان اسلام جاري كرد،‌ گفت: تنها گروهي كه بعد از مشروطيت براي حكومت اسلامي برنامه داشت، فدائيان اسلام بود و امام خميني (ره)‌ بعد از شهيد نواب، تنها مرجعي بودند كه خواهان براندازي حكومت استبداد بود.


محمدمهدي عبدخدايي در خصوص نحوه آشنايي‌اش با شهيد «سيد مجتبي نواب صفوي» اظهار داشت: پدرم شيخ غلامحسين تبريزي يكي از علماي تبريز بود كه در مدرسه طالبيه با احمد كسروي هم حجره بود.
وي افزود: پدرم مدتي به نجف رفت ولي دوباره به تبريز بازگشت و با شروع كشف حجاب و تغيير لباس رضاشاهي به يكي از مخالفين سرسخت شاه تبديل شد؛ اين موضع‌گيري موجب تبعيد پدرم به مشهد شد و او قبل و بعد از انقلاب امام جمعه مردم مشهد بود.
عبدخدايي بيان داشت: پدرم در سال 1305 نخستين مجله ديني را به نام «تذكرات ديانتي» منتشر كرد و بعدها توانست كتاب‌هاي تفسير بنويسد؛ در همين ايام احمد كسروي اقدام به انتشار نشريه «پرچم» كرد كه در اين نشريه در خصوص موضوعات شيعه‌گري، صوفي‌گري و شيخي‌گري مطلب نوشت؛ از آنجا كه او در اين نشريه به شيعه حمله مي‌كرد، پدرم نيز در پاسخ كسروي جزواتي را چاپ و منتشر كرد.

*نواب در ديدار با كسروي به يقين رسيد كه به دنبال ايجاد اختلاف بين شيعه است

وي در ادامه افزود: در ايام شهيد نواب صفوي كه در نجف تحصيل مي‌كرد، برخي مطالب و كتاب‌هاي احمد كسروي به دستش مي‌رسد؛ بعد از مطالعه اين كتاب‌ها به قصد هدايت كسروي به تهران مي‌آيد؛ در تهران به دفتر نشريه پرچم مراجعه مي‌كند و در آنجا به يقين مي‌رسد كه كسروي با اعتقاد عليه شيعه حمله نمي‌كند؛ بلكه با نوعي عناد و شايد هم مأموريت دارد بعد از شهريور 20 در ميان تشيع در ايران اختلاف بيندازد.

*«چهره حضرت علي‌اكبر را در وجود نواب صفوي مي‌بينم»

عبدخدايي گفت: در آن زمان اغلب روزنامه‌هاي شهر به منزل ما مي‌آمد؛‌ من در روزنامه حزب توده عكس سيدجواني را ديدم كه عمامه‌اي به سر بسته است و درباره او نوشته بود «نواب صفوي و هوچي‌گري‌هاي او در پايتخت»؛‌ بعد از اين ماجرا نام نواب صفوي در منزل ما زياد بيان مي‌شد.
اين مبارز قبل از انقلاب بيان داشت: در اسفندماه سال 1324 من 9 ساله بودم؛ وقتي سيد حسين امامي به همراه چند تن ديگر كسروي را مقتول كردند،‌ نواب صفوي براي مخفي شدن از تهران به مشهد آمد؛ يك روز كه داشتم به مدرسه مي‌رفتم، متوجه شدم صداي در خانه مي‌آيد؛ در را كه باز كردم، پشت در همان سيدي را ديدم كه عكسش را در روزنامه ديده‌بودم.
هم‌رزم شهيد نواب صفوي يادآور شد: نواب مدتي در منزل دوستان پدرم بود؛‌ تا اينكه سرهنگ باستي، قتله كسروي را به دليل فتواي مراجع تقليد كه او را مهدور الدم اعلام كرده بودند، تبرئه كرد؛ در اين مدت من با حرف‌ها و رفتار نواب صفوي و نوع نگاه او به زندگي آشنايي بيشتري پيدا كردم.
وي افزود: درمنزل ما از نواب صفوي زياد تقدير و تعريف مي‌شد و حتي مادرم مي‌گفت «چهره حضرت علي‌اكبر را در وجود نواب صفوي مي‌بينم»؛ شهيد نواب نقش عجيبي در روحيه من داشت.
عبدخدايي با بيان اينكه در شهريور 1329 به تهران آمدم،‌ افزود: اين ايام همزمان با غوغاسالاري ملي شدن صنعت نفت، اسم نواب و فدائيان اسلام در جرايد زياد بود چون در اين سال‌ فدائيان اسلام عبدالحسين هژير كه در انتخابات شانزدهم دخالت كرده بود را از بين بردند و سيدحسين امامي كه احمد كسروي را ترور كرده بود، اعدام شد.

*نواب و يارانش مبارزان شاخص سياسي مذهبي دوران بودند

وي با اشاره به اينكه فدائيان اسلام در اين دوران به عنوان مبارزان سياسي و مذهبي و حلقه اطرافيان آيت‌الله كاشاني شاخص شده بودند،‌ گفت: اين شاخصيت با كشته شدن رزم‌آرا در سال 1329 به اوج خود رسيد؛ من كه در آن موقع تمام روزنامه‌ها را مطالعه مي‌كردم، كم كم به شهيد نواب صفوي علاقه‌مند شدم و ريشه‌هاي اين علاقه در وجودم گسترش يافت؛ وقتي نواب صفوي در سال 1330 دستگير و به زندان قصر منتقل شد، از آنجايي كه به او علاقه‌مند بودم چندين بار به ملاقاتش رفتم و او هم با شناختي كه از من و پدرم داشت به من خيلي محبت مي‌كرد.
اين مبارز پيش از انقلاب اظهار داشت: يك شب در جلسه فدائيان اسلام، مرحوم سيدعبدالحسين واحدي مرد شماره 2 فدائيان اسلام، گفت «30 نفر را مي‌خواهم كه يا بروند زندان يا نواب‌صفوي آزاد شود»؛ من نخستين كسي بودم كه دستم را بلند كردم؛ من را روي منبر بردند و به همه معرفي كردند؛ روز بعد به همراه شيخ محمد نيكنام به عنوان سخنگوي جمع به اتاق دادستان رفتيم.

*يا نواب را آزاد كنيد يا استعفا بدهيد

عبدخدايي ادامه داد: من كه در آن زمان يك نوجوان 15ساله بودم، لب به سخن گشودم و گفتم «آقاي دادستان به صراحت به شما بگويم؛ يا استعفا دهيد يا حضرت نواب را آزاد كنيد» كه او گفت «بچه! به اندازه قدت حرف بزن!» و من هم در پاسخش گفتم «من به اندازه عقلم حرف مي‌زنم». مرحوم آقاي نيكنام گفت «بچه‌هاي ما نمايندگان ما هستند و اين نوجوان، نماينده ما است».
وي افزود: از همان موقع وارد فدائيان اسلام شدم تا طي جرياناتي از بهمن سال 1330 تا مهرماه 1332 در زندان بودم؛‌ وقتي آزاد شدم، يكي از اعضاي شوراي مركزي فدائيان اسلام بودم و در جلسات و فعاليت‌هاي خصوصي و به ويژه كنسرسيوم نفت كه طرح ترور زاهدي، اميني، تيمور بختيار و سرلشگر دادستان بود، از اين جريانات با اطلاع مي‌شدم.
عبدخدايي اظهار داشت: در سال 34 قرار شد ايران وارد اردوگاه غرب شود و پيماني به نام پيمان بغداد منعقد شود كه طي آن ايران، تركيه، پاكستان، عراق، انگلستان و آمريكا درصدد بودند با پيوستن پيمان آسياي جنوب شرقي و پيمان اروپاي غربي كشورهاي اطراف كشورهاي شوروي و چين را به محاصره در بياورند.
همرزم شهيد نواب صفوي گفت: حسين علا به نمايندگي از ايران مي‌خواست در اين جلسات به بغداد سفر كند و مظفر ذوالقدر، كانديد از ميان برداشتن او شد؛ تا اينكه در 25 آبان 1334 در مسجد شاه قديم و «امام خميني» فعلي با يك اسلحه برونينگ به سمت علا توسط ذوالقدر هدف قرار گرفت؛ ولي گلوله هفت‌تير گير كرد و علا كشته نشد.

*تنها بازمانده گروه ده نفره فدائيان اسلام

وي ادامه داد: بعد از اين ماجرا، بنده به همراه سيد نواب صفوي و خليل طهماسبي فراري شديم و چند شبي را در منزل آيت‌الله طالقاني بسر برديم و بعد از 5 شب از يكديگر جدا شديم؛ طي ماجرايي آنها دستگير شدند و من زنده ماندم؛ بعد از 8 ماه من هم دستگير شدم و با گروه دوم فدائيان اسلام كه ده نفر بودند و در حال حاضر، من بازمانده آن گروه هستم، به دادگاه رفتم و سرهنگ فيض كه من نوه عمه او بودم، به متهمان ديگر يك سال محكوميت داد اما مرا به 4 سال زندان محكوم كرد.
اين عضو جمعيت مؤتلفه اسلامي گفت: در دادگاه تجديد نظر، سرتيپ والي، مسئول اين پرونده شد و همراهان مرا تبرئه كرد و 4 زندان مرا به هشت سال تبديل كرد؛‌ چون مي‌دانستند من عضو شوراي مركزي فدائيان اسلام هستم و به خوبي از آرمان‌هاي نواب صفوي دفاع مي‌كردم.
عبدخدايي با بيان اينكه چهار سال از دوران محكومبت را به زندان برازجان تبعيد شدم، ادامه داد: من در دهه 40 يكي از قديمي‌ترين زندانيان سياسي مذهبي بودم؛ چون زندانيان آن زمان، همه كمونيست بودند و فقط من بودم كه در داخل زندان نماز مي‌خواندم و روزه مي‌گرفتم؛ تا اينكه از سال 42 به بعد با شروع حركت‌هاي مبارزاتي از قم، در زندان به روي بچه مسلمان‌ها باز شد.

*با شنيدن خبر شهادت نواب تا صبح گريه كردم

وي افزود: من در تبريز مخفي بودم كه خبر شهادت نواب صفوي را شنيدم؛ نواب در 27 دي‌ماه 34 به شهادت رسيد؛ من در منزل خاله‌ام مخفي بودم كه شب‌هنگام به من خبر دادند نواب و يارانش به جوخه اعدام سپرده شدند؛ از شنيدن اين خبر بسيار متأثر شدم و تا صبح نخوابيدم و بسيار تأسف خوردم كه چرا همراه آنها نبودم.
عبدخدايي با بيان اينكه بعد از شهادت نواب صفوي، گروه فدائيان اسلام از هم پاشيد و مبارزان باقي‌مانده به شدت احساس يأس مي‌كردند، اظهار داشت: وقتي حضرت امام (ره) در سال 40 و 42 حركت مبارزاتي خود را آغاز كرد، خون تازه‌اي در رگ‌هاي اعضاي فدائيان اسلام جاري شد و افرادي همانند مهدي عراقي، اماني، نيك‌نژاد و حتي طلبه‌هايي چون شهيد محمدجواد باهنر و رهبر معظم انقلاب اطراف امام خميني (ره) حلقه زدند.
وي ادامه داد: وقتي سال 43 از زندان آزاد شدم، آقاي عراقي به ديدنم آمد و گفت كه «براي مبارزه آماده‌اي؟» و من كه از زندان و شكنجه خسته شده‌بودم و شهادت نواب هم در من نااميدي به وجود آورده بود، گفتم مواظب من باشيد، اگر زندان بروم همه شما را لو مي‌دهم.
عبدخدايي افزود: در هر صورت با دعوت شهيد عراقي، دوره جديد مبارزات خود را به همراه اعضاي جمعيت مؤتلفه اسلامي آغاز كرديم؛‌ به طوري كه شاخه نظامي اين جمعيت را باقي‌مانده‌هاي فدائيان اسلام تشكيل مي‌داد؛ بعد از ترور حسنعلي منصور در جريان كاپيتولاسيون، مهدي عراقي دستگير شد و تمامي روزنامه‌ها نوشتند «حسنعلي منصور با هفت‌تير نواب‌صفوي كشته شد».
اين مبارز انقلابي گفت: در حقيقت در سال‌هاي نخست مبارزات امام خميني (ره) افرادي كه در اطراف ايشان حلقه زده بودند، اغلب از مجاهدان جمعيت فدائيان اسلام بودند؛ چون تنها گروهي كه بعد از مشروطيت براي حكومت اسلامي برنامه داشت، فدائيان اسلام بود و امام خميني (ره)‌ نيز تنها مرجعي بودند كه خواهان براندازي حكومت استبداد بود.

*نواب شبانه 4 هزار تومان اهدايي گچ‌سازان را ميان فقراي دولاب تقسيم كرد

اين همرزم شهيد نواب صفوي با ذكر خاطراتي از رهبر فدائيان اسلام گفت: نواب صفوي خيلي شجاع، عاقل و زاهد بود و اغلب شب‌ها نماز شب مي‌خواند؛ آن روزهايي كه در دولاب با نواب زندگي مي‌كردم، وضعيت معاش‌مان خوب نبود و بسيار در مزيقه بوديم، يك شب گچ‌سازان دولاب چهار هزار تومان، دو عدد فرش، لحاف‌كرسي و يك بخاري هم آوردند؛ يادم نمي‌رود نواب اجازه نداد اين پول و اجناس به صبح برسد و همان شب همه را بين فقراي دولاب تقسيم كرد؛ او يك مرد استثنايي بود.
انتهاي پيام/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 13:41  توسط شهاب حسین زاده  | 

نقدي بر يادداشت منسوب به هاشمي رفسنجاني/ محمد سعيد ذاكري/
 
 
پائيزخواني بهار انقلاب؛ خروج از حيطه منطق

خبرگزاري فارس: آيا روزي كه مرجعيت شيعه مورد تمسخر قرار گرفت و تقليد، حركتي «ميمون‌وار» لقب داده شد، مقاله هتاكانه روزنامه متعلق به مشاور رئيس جمهور دولت اصلاحات، كربلا و شهادت حسين بن علي (ع) را ماحصل خشونت پيامبر اكرم (ص) در جنگ بدر ناميد، پائيز عدم توجه و توهين و تهمت به روحانيت شيعه نبود؟


طي هفته‌ گذشته و به مناسبت سالگرد قيام تاريخي مردم انقلابي قم در 19 ديماه 1356 سايت آقاي هاشمي رفسنجاني يادداشتي منسوب به وي منتشر كرد كه بازتاب مختلفي در فضاي سياسي كشور، حتي برخي رسانه‌هاي خارجي و مغرض همچون رسانه دولت انگليس (بي‌بي‌سي) يافت. در اين يادداشت نكات مختلفي حائز اهميت است كه در اين زمينه نكاتي قابل طرح مي‌باشد.

بخش اول كه شايد اصلي‌ترين بخش اين يادداشت را نيز تشكيل مي‌دهد نقبي بر تاريخ اوج‌گيري انقلاب اسلامي ملت ايران در 19 ديماه سال 56 است.نويسنده يادداشت مذكور در اين رابطه آورده است: «مردم همه شهرهاي ايران، به خصوص مردم شهر قم كه امام(ره) را با همه سوابق مي‌شناختند، چون آتشفشاني به خروش آمدند و اگرچه در 19 دي در خيابان‌هاي قم در خون خويش غلتيدند، اما گدازه‌هاي خشم و نفرت خويش را بر كاخ‌پوشالي و سست بنياد پهلوي ريختند».

نويسنده در اين بخش به درستي از پيوند عميق ميان مردم مؤمن و متدين ايران اسلامي و رهبري كبير انقلاب اسلامي سخن گفته و اين پيوند ناگسستني را كه حتي منجر به شهادت جمع زيادي از مردم ايران شد مورد بغض و كينه دشمن جلاد و ستمگر مردم - پهلوي خائن - دانسته است.رمزي كه نه تنها در 19 ديماه 56 كه در طول دوران اوج‌گيري، به ثمر نشستن ، باروري و نيز شكوفايي آن، همواره مورد كينه بدخواهان و حقد بدانديشان بوده است.

نگارنده اين سطور با نويسنده يادداشت منسوب به آقاي هاشمي رفسنجاني هم‌عقيده است كه اگر نبود اين هم‌‌راستايي ناگسستني و جدايي‌ناپذير، اساساً چيزي به نام انقلاب اسلامي شكل نمي‌گرفت و اگر بعدها نيز اين پيوند از بين مي‌رفت، شدت دشمني‌ها و فتنه‌ها عليه نظام و انقلاب اسلامي، به سرعت موجوديت و هستي انقلاب و نظام را تحت تأثير خود قرار داده و آن را به افول مي‌كشيد.همچنانكه نويسنده يادداشت منتسب به رئيس مجمع تشخيص مصحلت نظام در ادامه آورده است:«همراهي پير و جوان و زن و مرد قم با طلبه‌ها، فضلا، علماي بيدار و مراجع بزرگوار براي دفاع از حقانيت وجود يك سيد جليل‌القدر از سلاله پاكان، ثابت كرد كه تقدير الهي در قرار دادن مضجع شريف حضرت معصومه(س) در قم و بعدها تأسيس حوزه علميه در اين خطه از جغرافياي وسيع ايران بي‌حكمت نبوده است.».

آري؛ بصيرت‌، هوشياري و بيداري تمام اقشار جامعه ايران و مردم قم در طول دوران انقلاب اسلامي و زمان سي ساله پس از آن بوده است كه فلسفه تلألو امروزين انقلاب اسلامي در سراسر عالم را تشكيل داده و امروز نام بلند ايران اسلامي را به عنوان برترين مردم تاريخ عصر معاصر مبدل ساخته است. و اين نه يك بار و دوبار و ده بار كه هر روزه و همه ماهه و همه ساله در حال تجديد حيات و نوبه‌نو شدن بوده است.

اين قلم حتي پا را فراتر نهاده و معتقد است كه - بنابر شواهد متقن و اسناد معتبر - حتي امروزه اين بصيرت ، بسي عميق تر و مفومي‌تر از بصيرت مردم ايران و قم در ديماه 56 شده است.
شاهد سخن آنكه دشمن قدّار در ديماه 56 با لباس كفر، شمشير بر حلق مظلومين و محرومين از ملت ايران كشيد و علناً با علم كفر و عصيان، رهبري فرزند پيامبر و «سيد جليل‌القدر سلاله پاكان» را به تمسخر نشست و طلاب، مرجعيت و مردم قم را به غيرت ديني و انقلابي واداشت اما سي‌وسه سال پس از آن حقيقت بصيرت ‌بخش، همان دشمن اما با لباس نفاق و نيرينگ به ميان آمد و انقلاب اسلامي و رهبري فرزانه و تيزبين آن را با ابزار فريب مورد هجمه قرار داد.همان دشمن در اوج فتنه‌اي كه با سردمداري سران فتنه ترتيب داد، علاوه بر ترويج شايعات خودساخته دست كشيدن مردم از انقلاب ، امام(ره) و رهبري، به ترويج گسترده و فزاينده اختلاف، درگيري و حتي دشمني علما، طلاب، روحانيت و مرجعيت با نظام و انقلاب پرداخت و قم و مردم آن را جداي از رهبري و نظام اسلامي تعريف كرد.

نگارنده و خوانندگان و جيزه او از ياد نبرده‌اند شايعاتي را كه هر روزه نسبت به جدايي پايگاه اصلي انقلاب اسلامي - قم - از نهاد والاي رهبري انقلاب ساخته‌ و دهان به دهان، سايت به سايت و محفل به محفل مي‌گرداندند تا در آن به نحوي از انحاء نظام اسلامي، نظامي برخلاف موازين اسلامي و انقلابي ترسيم شده و مردم و مراجع را ناخشنود از آن نشان دهند.

اين شايعات به شدت دروغ و نفاق‌آلود اما با بصيرت همان مردم،‌مراجع، روحانيت و علماي قم در بيعت تاريخي آنان با مقام معظم رهبري در سفر اخير معظم‌له به قم به ديوار بي‌اعتمادي برخورد كرد و برزمين نقش بست.هم از اين‌رو بود كه تابناكي و نورافشاني اين سفر و اوج پيوند مردم، مراجع و علما با رهبري معظم انقلاب و نظام شكوهمند اسلامي، چشمان همان دشمنان كينه‌جو و فتنه‌گران دنباله‌رو آنان را نيز خيره ساخته و به اعتراف نسبت به ناكامي تلاش‌ها در دورانگاري اين حقايق با يكديگر واداشت.

نويسنده يادداشت منتسب به آقاي هاشمي رفسنجاني در ادامه مطلب به بخش ديگري پرداخته و برخلاف درست‌نگاري پيشين ،با قلب واقعيت موجود در گذر سي‌ساله اخير تاكنون، گويي فضاي فعلي را فضايي پائيزي و دوران ابتدايي انقلاب اسلامي را فضايي بهاري ترسيم نموده است.
در اين بخش از يادداشت مذكور ضمن آنكه ترجيع‌بند تكراري و مبهم «تهمت و توهين» به كساني كه جايگاهي در قلوب مردم دارند را ضميمه يادداشت كرده، آورده است: «اينك سي سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي‌گذرد و بقاياي فكري دين‌زدايي و روحانيت‌ستيزي كه در بهار هوشياري مردم ايران، چون مارهاي افسرده سر در خاك انتقام فرو برده بودند در پائيز بداخلاقي هاي سياسي و اختلافات سليقه‌اي، پوست‌اندازي كرده و سر برآورده‌اند و خاكريز به خاكريز جلو مي‌آيند و شاهديم كه پس از توهين و تهمت به سران روحاني عرصه سياست در 30 سال گذشته به فضلا، علما و مراجع قم رسيده‌اند.»

نگارنده معتقد است كه اين بخش از مطلب، گسست‌ نوشتاري و ادبي با بخش ابتدايي پيش‌ گفته داشته و از لحاظ مفهومي نيز داراي تناقضاتي چند است.شاهد براين مدعا آنكه در تحليلي كه شبكه سخن پراكني متعلق به رژيم استعمارگر و اشغالگر پير از يادداشت منتسب به آقاي هاشمي رفسنجاني انجام داده، به اين بخش از سخن توجه خاص و عمده‌اي روا داشته و اساساً از بخش ابتدايي آن كه منطقي بوده و براساس واقعيات بيروني نيز قابل رصد بود -به عمد - غفلت نموده است. از بي‌بي‌سي فارسي انتظاري جز اين نبايد داشت كه شخصيت انقلابي آقاي هاشمي رفسنجاني را در كنار شيخ ساده‌لوح - مرحوم آقاي منتظري - نشانده و سعي كند همتايي براي آن فقيد دست و پا كند. اما حقيقت آن است كه فرسنگ‌ها فاصله ميان عقايد و افكار اين دو شخصيت وجود دارد و اتفاقاً آقاي هاشمي رفسنجاني - بنابر اسناد و مدارك متقن و قابل ارائه - انتقادات جدي به عملكرد مرحوم منتظري - چه در دوران امام راحل(ره) كه منجر به عزل او از قايم مقامي رهبري شد و چه پس از رحلت امام راحل (ره) - داشته، فلذا تير شبكه خبري استعماري انگلستان نمي‌تواند اساساً در چلّه قرار گيرد تا مورد هدف واقع شود.

به يقين شخص آقاي هاشمي رفسنجاني نيز در صورت شنيدن قرار گرفتن نام وي در كنار حسينعلي منتظري آن هم در شبكه خبري استعمار پير قاعدتا نگران‌ شده و حتي شايد نويسندگان يادداشت مذكور را نيز نسبت به چنين ايهامي كه از يادداشت برداشت شده، بازخواست كرده باشد.نگارنده با نويسنده يادداشت منتسب به آقاي هاشمي رفسنجاني هم عقيده است كه بهار انقلاب اسلامي، همان پيروزي شكوهمند آن در بهمن 57 بوده است. اما اين سؤال خودنمايي مي‌كند كه چرا به زمان «حال حاضر» در يادداشت مذكور بي‌توجهي شده و از آن به عنوان پائيز نام برده شده است؟
البته اگر نويسنده يادداشت مذكور به فراخور مقتضاي توصيه اكيد رهبري معظم انقلاب اسلامي - دام ظله - در فضاي فتنه سال 88 مبني بر شفاف نمودن مواضع، قدري از ايهام، ابهام و مغلق‌گويي يادداشت منتسب به آقاي هاشمي رفسنجاني مي‌كاست و مقصود خود از «پائيز»، «تهمت و توهين»، «سنگر به سنگر» و... را روشن مي‌ساخت، نگارنده مجبور به بررسي احتمالات آتي نمي‌شد اما به ناچار بايستي به تفصيل مطلب را شكافت.

اگر مقصود نويسنده از گلايه نسبت به «توهين‌ها و تهمت‌ها به كساني كه جايگاهي در قلوب مردم سرزمين دارند» ،سيل شايعات و اتهامات ناروا و بي‌اساس به مسئولين، دلسوزان و معتقدين به پايه‌هاي انقلاب و نظام اسلامي است كه هر روزه از سوي دشمنان ملت و نظام روا داشته مي‌شود، اين گلايه‌ها را به حق دانسته و از شكوه نسبت به آنها ابراز خرسندي مي‌نمائيم. چرا كه بالاخره بنابر تصريح امام راحل - ره- و رهبري معظم انقلاب اسلامي - دام ظله - در هيچ مقطعي از تاريخ - حتي تاريخ صدر اسلام - چنين امتي پاي‌بند به اصول و ارزش‌ها و دلبسته به نظام اسلامي مشاهده نشده و مسئولين نيز كه برآيند خواست، اراده و عصاره فضليت‌هاي ملت‌اند نيز تاكنون چنين دلبستگي به موازين انقلاب و نظام برخواسته از ارزش‌هاي اسلامي نداشته‌اند.

نمونه‌ عالي و اعلاي آن جسارت ها و هتاكي‌هايي است كه از سوي دشمنان كينه توز انقلاب امروزه نسبت به شخصيت فرزانه، عاليقدر، جامع و مجسمه‌ تقوا و فضليت و هدايت كننده راس هرم و كشتي انقلاب اسلامي صورت مي‌گيرد. شخصيت بي بديلي كه جناب هاشمي رفسنجاني نيز بارها در سخنان و مواضع خود، ضمن تصديق فضايل و ويژگي‌‌هاي برجسته ايشان عنوان نموده كه تبعيت از مقام معظم رهبري را براي خود فرض مي‌داند. هم از اين رو است كه نگراني نويسنده يادداشت منتسب به آقاي هاشمي رفسنجاني از توهين و تهمت‌ها، اگر نگراني نسبت به توهين‌ها و تهمت‌هايي است كه امروزه بيش از همه به سمت رهبري معظم انقلاب يعني ركن اصلي انقلاب اسلامي كه بيش از هر كس ديگر نيز در قلوب ملت ايران داراي جايگاه است، نشانه رفته و از سوي فتنه‌گران داخلي و دشمنان خارجي بر آن دميده مي‌شود، نگراني بس به‌جا و لازم است.

البته احتمال ديگري هم از مقصود نويسنده يادداشت مذكور قابل برداشت است كه به دليل پرابهام بودن متن بايد بدان پرداخت. اين احتمال، همان برداشتي است كه تحليل‌گر بي‌بي‌سي فارسي از اين بخش استفاده كرده و سعي نموده تا خزان مورد نظر نويسنده ياد شده را فضاي كنوني انقلاب، برداشت و از آن افول انقلاب اسلامي را برداشت نمايد.
نگارنده اين سطور از عمق جان خواستار تكذيب چنين - سوء - برداشتي از اين يادداشت بوده و معتقد است نمي‌توان به آقاي هاشمي رفسنجاني كه خود از مبارزين انقلابي و زجر كشيده در راه پيروزي و تداوم انقلاب اسلامي است، يادداشتي منسوب نمود كه همزمان، وي و تحليل‌گر دشمن ديرينه ملت از آن برداشتي واحد اخذ و واقعيات چندي را همزمان مورد انكار قرار دهند. اين واقعيات اما به گونه‌اي درخشان و متعالي است كه جز تحليل‌گر مغرض و خائن بي‌بي‌سي نمي‌تواند آن را به انكار بنشيند.

كيست كه نداند اگر در بهار پيروزي انقلاب اسلامي مردم به صورت يكپارچه به ميان آمده و از «سلاله پاك و سيد جليل‌القدر» انقلاب حمايت كردند، امروز همان مردم به همراه نخبگان و دانشمندان حوزوي و دانشگاهي، اين پيروي از مقتداي بصيرشان را جهاني ساخته و بهاري پربارتر براي انقلاب اسلامي به ارمغان آوردند؟ همه مي‌دانند كه امروز، حوزه، روحانيت و مراجع عظام تقليد نه تنها نظام و رهبري انقلاب اسلامي - دام ظله - را از آن خود دانسته و متقابلاً انقلاب نيز خود را مديون حوزه برمي‌شمرد كه به فرموده رهبري معظم انقلاب - دام ظله - رابطه حوزه و نظام اسلامي، رابطه مادر و فرزندي بوده و اين رابطه، با هيچ‌ خدشه‌اي قابل محو نيست.

مگر حمايت‌هاي مكرر، صريح و علني مراجع عظام تقليد از نظام و رهبري به فراموشي سپرده شده و مي‌شود تبعيت ايشان در قول و عمل از رهبري معظم انقلاب - كه خود فرزند حوزه و صاحب كرسي متعالي و پرشأن مرجعيت عام است - را ناديده انگاشت؟ و در اين صورت آيا مي‌توان صفت خزان بر اين رابطه متعالي و پرجاذبه نواخت؟

آيا بهاري‌تر از واقعه پربصيرت 9 دي 88 در طول تاريخ انقلاب اسلامي حتي در 19 ديماه 56 مي‌توان جستجو نمود؟ چه وصفي از شئونات بهار طبيعت را مي‌توان برشمرد كه در حركت توفنده ملت مسلمان و غيور ايران اسلامي در دفاع از كيان رهبري، عاشورا، انقلاب، ولايت فقيه و دولت برخواسته از آراي عمومي ملت ايران در طول يكسال‌ و نيم گذشته وجود نداشته باشد؟ آيا شاداب‌تر از حماسه مردم قم در استقبال و جانفشاني نسبت به قدوم مبارك رهبري معظم انقلاب اسلامي - مدظله - در طول ساليان حيات قم مي‌توان يافت؟ و آيا ظلم و جفا نيست كه بر اين هوشياري همگاني كه در آن ابعاد بيشتر و عميق تري نسبت به ساليان قبل و دوران مبارزه عليه طاغوت يافته است،‌ وصف خود خوانده «خزان» نهاده شود؟

آيا در طول دوران انقلاب اسلامي مي‌توان زماني را يافت كه همچون حال حاضر، عموم مردم از خواص پر مدّعا، جلوتر بوده و آنان را به محاكمه علني و عمومي در عدم دفاع جانانه ايشان از انقلاب ، امام و رهبري فرا خوانند و آيا براي اين، جز وصف بهار انقلاب، عنوان ديگري مي‌توان لقب داد؟

آيا امروز كه رئيس جمهور ملت مسلمان ايران با پشتوانه بيشترين رأي مأخوذه در طول دوران حيات انقلاب اسلامي، شجاعانه همان فرياد خميني كبير -ره - در نفي استكبارطلبي دشمنان را در محافل جهاني صلا زده و مورد استقبال بي‌نظير از سوي ملت‌ها - همچون ملت لبنان و... - واقع مي‌شود، بهار انقلاب اسلامي نيست؟

آيا امروز كه دشمن كينه‌جو در پشت درب‌هاي بسته، بارها و بارها به التماس، خواستار مذاكره با مقام رسمي جمهوري اسلامي شده و اجازه به او داده نمي‌شود نشان‌‌دهنده پاييز انقلاب اسلامي است؟ اگر امروز صلابت و ثبات داخلي در جمهوري اسلامي ايران به حدي بالا و عيان است كه بزرگترين طرح اقتصادي كشور از ابتدا تاكنون با كمترين هزينه امنيتي ، سياسي ، اجتماعي و حتي اقتصادي عملياتي شده و هوش بالاي ايرانيان در پي‌گيري اهداف متعالي انقلابي به رخ دشمنان كشيده مي‌شود ،بهار انقلاب اسلامي نيست؟

امروز كه اقتدار امنيتي - اطلاعاتي نظام جمهوري اسلامي به حدي است كه تا عمق سرويس‌هاي بيگانگان و دشمنان ديرينه - كه خود را صاحب همه اطلاعات برمي‌شمرند - را در نورديده و سناريوهاي آنان، يكي پس از ديگري خنثي مي‌شود، نشان‌دهنده بهاري بودن فضاست و يا خزان نمايي از فضاي كنوني واقعيت دارد؟

امروز كه مردم ايران به حدي از هوشياري رسيده‌اند كه به محض لب گشودن مقام يا مسئول و نخبه‌اي، مي‌توانند عمق مقصود او را در دفاع و يا هدم انقلاب اسلامي بازشناخته و در صورت اخير، به شدت او را طرد مي‌نمايند؛ امروز كه مردم، تمامي اهداف منافقانه حتي در پس پرده لايه‌‌هاي به ظاهر ديني و مذهبي را بازمي‌شناسند، بهار هوشياري مردم نيست؟آيا گذراندن فتنه‌اي عميق كه قصد براندازي نظام و اسلام و بازگشت به حاكميت طاغوت و آمريكا را در پس عناوين انقلابي‌گري و طرفداري از امام راحل - ره - تعقيب مي‌كرد، نشان پائيز انقلاب اسلامي است؟

پر واضح است كه اگر مقصود نويسنده يادداشت منتسب به آقاي هاشمي رفسنجاني چنين بوده باشد، نه وضعيت كنوني را شناخته و نه چيزي از بهار و پائيز مي‌داند.آيا امروز كه به فرموده رهبري معظم انقلاب اسلامي - دام ظله - دولت برخواسته از آراي ميليوني ملت، كمر به خدمت به خلق‌الناس بسته و مشكلات عديده را بازيابي و اصلاح نموده، دولت را به متن ملت و در ميان توده‌ها و آحاد عمومي كشانده است، تجلّي بارز بهار انقلاب اسلامي نيست؟

نگارنده اين سطور عليرغم اطلاع از فضاي سياسي و رسانه‌اي كشور، در جستجو از عنوان موهوم «روحانيت ‌ستيزي» كه در يادداشت منسوب به آقاي هاشمي رفسنجاني از آن گله شده بود پرداخت اما جز يك گروه «روحانيت‌ ستيز»، شخص يا گروه ديگري را كه درصدد هدم روحانيت باشد نيافت.اين گروه نيز اتفاقاً همان جريان برانداز و فتنه‌جويي است كه در دوران حاكميت خود، همين شخص آقاي هاشمي رفسنجاني را «عاليجناب سرخ‌پوش» لقب داده و با تاخت و تاز به سوابق انقلابي و حزب‌الهي وي، او را مورد تخطئه قرار داد.

سؤال اينجاست كه آيا روزي كه مرجعيت شيعه مورد تمسخر قرار گرفت و تقليد، حركتي «ميمون‌وار» لقب داده شد، چرا عده‌اي درصدد پائيزنمايي براي انقلاب و روحانيت برنيامدند؟آيا پائيز ياد شده عليه روحانيت، زماني نبود كه كاريكاتورهاي توهين‌آميز در مطبوعات زنجيره‌اي عليه شخصيت بصير و انقلابي و استوانه حوزه علميه حضرت آيت‌الله مصباح يزدي - دامة بركاته - يكي پس از ديگري منتشر و از سوي دولت وقت و رئيس آن حمايت مي‌شد؟

آيا زماني كه به طور سازماندهي شده، هجمه عليه دين و مقدسات در مطبوعات زنجيره‌اي به راه افتاد و بارها و بارها سخنان ائمه جمعه و مراجع عظام تقليد، سوژه طنز صفحات آخر روزنامه‌هايي همچون صبح امروز، عصر آزادگان، نشاط، جامعه، توس، خرداد، بيان و... مي‌شد پائيز نبود؟آيا هنگامي كه همين ابوذرهاي امروزي فتنه‌گر لجوج حال حاضر، مقاله هتاكانه "خون به خون شستن محال آمد محال " را در روزنامه متعلق به مشاور رئيس جمهور دولت اصلاحات به چاپ رسانيده و در آن، كربلا و شهادت حسين بن علي (ع) را ماحصل خشونت پيامبر اكرم (ص) در جنگ بدر ناميد، پائيز عدم توجه و توهين و تهمت به روحانيت شيعه نبود؟

آيا زماني كه سخن از به موزه تاريخ فرستادن افكار خميني كبير - رحمة الله عليه - شد و يا هنگامي كه در معرض ديد يك به ظاهر روحاني در كنفرانس صهيونيستي ننگين برلين، با بدني لخت و عور به رقص و پايكوبي و عربده‌كشي پرداخته و شخص ملبس به لباس پيامبر(ص) نيز با تشويق خود، سخن از پايان دوران دين‌مداري و انقلابي‌گري مي‌زد، پائيزي براي روحانيت نبود؟

چرا دست دادن رئيس جمهور سابق -كه اتفاقا ملبس به لباس روحانيت نيز بود -با زنان ايتاليايي و حتي دختركان جوان ايراني - در همايش‌ها و محافل موسوم به عباي شكلاتي و... - و يا نشست و برخواست و التماس‌هاي او با جرج سوروس صهيونيست براي براندازي ايران، از سوي نويسنده يادداشت مذكور توهين به مقام روحانيت و حوزه و علما تلقي نشد و مرثيه‌اي براي پائيزخواني برپا نگشت؟

چرا آن هنگامي كه اصل و اساس فرهنگ ناب شيعي و روحانيت كه همان وجود مقدس حضرت بقية‌الله الاعظم -ارواحنافداه - و فلسفه انتظار است، در نشريات دانشجويي دوران باصطلاح اصلاحات مورد هجمه واقع شد و اين حركت از سوي دولتمردان با بهانه «آزادي بيان»، «تحمل صداي مخالف» و «تبديل معاند به مخالف» به گرمي استقبال شده و در پس پرده نيز با اختصاص بودجه‌ها، حمايت‌هاي سياسي، صنفي، اعطاي تسهيلات اقتصادي و بورسيه‌هاي تحصيلي مورد تشويق قرار گرفتند، عده‌اي به يادداشت نويسي و مرثيه‌خواني اينچنين براي اساس روحانيت نپرداختند؟

چرا آن هنگام كه مراجع عظام تقليدي همچون حضرات آيات فاضل لنكراني - ره - مشكيني -ره -، مصباح يزدي، جوادي آملي، مكارم شيرازي، نوري همداني و... به علت دفاع قاطعانه از ولايت و ولي فقيه مورد هجو و تمسخر رسانه‌اي پايگاههاي دشمن در داخل قرار گرفته و مطبوعات زنجيره‌اي، وقيحانه به تهديد آنان مبادرت ورزيده و اعلام نمودند كه حتي عليه خدا نيز مي‌توان راهپيمايي كرد، كسي به اين مظلوميت‌ها نگريست و عنواني پائيزگون لقب نداد؟

چرا هنگامي كه جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه متشكل از مراجع و علمايي صاحب‌نام و با نفوذ همچون مرحوم آيت‌الله مشكيني -اعلي الله مقامه الشريف- بوده و رسماً و علناً با صدور بيانيه، تشكل‌ مخفي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي را غير مشروع اعلام نمود و رسانه‌هاي جريان موسوم به اصلاحات، خواستار محاكمه ايشان و ساير مراجع و علماي اين جامعه به دليل صدور اين حكم بصيرت آفرين شدند، پائيزي براي توهين و تهمت به ساحت روحانيت تلقي نشد؟

و چنانچه مقصود نويسنده يادداشت منتسب به آقاي هاشمي رفسنجاني، انتقادات عمومي ملت به عدم موضع‌گيري و يا موضع‌گيري نابخردانه چند چهره‌ خاص جامعه - كه شايد ملبس به لباس روحانيت هم باشند - به نفع جريان نفاق جديد و فتنه‌گران مورد حمايت و تأييد صهيونيست‌ها، «تهمت و توهين» لقب يافته و آن انتقادات، به خزاني براي كل روحانيت تعميم يافته، خود خطايي واضح‌تر و فاحش‌تر از خطاي گذشته است.

انتظار عمومي مردم در اين زمان، شفافيت مواضع، موضع‌گيري قاطع عليه فتنه‌گران، دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌هاي اسلامي و انقلابي، پاسداشت حرمت ولايت فقيه و مرزبندي با دشمنان از سوي خواص است. معيار دوستي و محبت مردم، ميزان پاي‌بندي به دستاوردها و ارزشهاي انقلاب اسلامي است و آنكه درصدد كسب حمايت عمومي و يا نگران از دست دادن وجاهت سابق خود در نزد مردم است بايد رابطه خود با انقلاب اسلامي و رهبري را مستحكم‌تر نمايد والعاقبه للمتقين.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 13:37  توسط شهاب حسین زاده  | 

فارس از ديدار اعضاي جهاد دانشگاهي با خانواده شهيد گزارش مي‌دهد؛
 
 
تعبير آيت‌الله جوادي آملي از جايگاه شهيد شهرياري در سراي باقي

خبرگزاري فارس: جمعي از مسئولان جهاد دانشگاهي به همراه رئيس اين نهاد علمي و فرهنگي كشور در منزل استاد شهيد شهرياري حضور يافته و با خانواده آن شهيد ديدار كردند.


گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري فارس، بهجت قاسمي همسر شهيد مجيد شهرياري استاد برجسته فيزيك هسته‌اي دانشگاه شهيد بهشتي در ديدار مسئولان جهاد دانشگاهي بعدازظهر روز دوشنبه در منزل شهيد شهرياري برگزار شد با قدرداني از حضور مسئولان جهاد دانشگاهي گفت:‌ من هم عضو جهاد دانشگاهي هستم و اطلاع دارم كه كار و فعاليت در اين نهاد مقدس بسيار زياد است اما لطف داشتيد و در منزل شهيد شهرياري حضور يافتيد.

وي با اشاره به اينكه من و شهيد شهرياري خود را از اعضاي دانشگاه صنعتي اميركبير مي‌دانيم، افزود: زماني وارد دانشگاه صنعتي اميركبير شدم كه به تازگي دوره كارشناسي خود را به اتمام رسانده بودم و هنوز شهيد شهرياري را نمي‌شناختم.

قاسمي خاطرنشان كرد: چند سالي را در دانشگاه صنعتي اميركبير حضور داشتم و بالاخره در مقطع كارشناسي ارشد در رشته مهندسي هسته‌اي از دانشگاه صنعتي شريف قبول شدم و در اين دانشگاه بود كه با شهيد شهرياري آشنا شدم.

اين استاد دانشگاه در ادامه تصريح كرد: شهيد شهرياري دانشجوي نمونه و به قولي تاپ دانشكده مهندسي هسته‌اي دانشگاه صنعتي شريف بود.

وي در ادامه گفت: شهيد شهرياري را در ابتدا در ترم اول تحصيل خود ديدم و هميشه وي در سايت دانشگاه حضور داشت و به قولي مرجع دانشگاه و دانشجويان بود.

همسر شهيد شهرياري در ادامه تصريح كرد:‌ همسرم فردي آرام و ساكت بود و دائماً با دانشجويان در مباحث علمي به بحث مي‌پرداخت و اساتيد دانشگاه صنعتي شريف بسيار وي را دوست داشتند.

قاسمي اظهار داشت: در ترم دوم تحصيلي خود كرسي درسي برپا داشت تا در اين كلاس بيشتر با شهيد شهرياري آشنا شدم
اين استاد دانشگاه بيان داشت: شهيد شهرياري ترك‌زبان بود و كلاس درسي كه با وي داشتم در هنگام تدريس با لهجه شيرين تركي سخن مي‌گفت كه البته پس از ازدواج با وي گفتم "بايد يا تركي صحبت كني و يا كاملاً فارسي نمي‌شود هر دو زبان را با هم مختلط كني. "

همسر شهيد شهرياري خاطرنشان كرد: مراسم ازدواج من و شهيد شهرياري در سلف‌سرويس اساتيد دانشگاه صنعتي اميركبير برگزار شد كه به نظرم اكنون اين محل به يك محل اداري تبديل شده است و به ياد دارم كه پس از آن با لباس عروس به خوابگاه رفتيم و زندگي بي‌تكلف خود را آغاز كرديم.

قاسمي تأكيد كرد: شهيد شهرياري از نظر رفتاري بسيار نمونه بود و فردي بسيار متشرع بود. در كلاس درس سن و سال من از بقيه دانشجويان بيشتر بود و در آن حين كارمند دانشگاه صنعتي اميركبير هم بودم و دانشجويان جوانتر از متشرع بودن شهيد شهرياري بسيار تعريف و تمجيد مي‌كردند و اين امر باعث مي‌شد تا وي را بيشتر بشناسم.

اين استاد دانشگاه گفت: پس از ازدواج با شهيد شهرياري عمق رفتار نمونه و متشرع بودنش را در زندگي شخصي خودمان ديدم و نماز شب‌ خواندن همسرم را ديدم. در شب اول ازدواج‌مان سجاده نماز شب شهيد شهرياري پهن بود.

قاسمي اظهار داشت: شهيد شهرياري بسيار مبادي اخلاق بود و ادب،‌نگاه، صحبت، رفتار و تقدم سلام وي هميشه زبان‌زد بود.

همسر شهيد شهرياري در ادامه بيان داشت: در زماني كه قرار بود تز خود را ارائه دهم تا ساعت 22 يا 23 در خارج از منزل حضور داشتم و وي در اين برهه فعاليت‌هاي منزل نيز كمك مي‌كرد.

اين استاد دانشگاه به بيان خاطره‌‌اي از شهيد شهرياري پرداخت و گفت:‌ يادم هست براي انجام كاري به كرج رفته بودم با شهيد شهرياري تماس گرفتم و به وي گفتم براي فرزندان‌مان غذا درست كن كه وي بدون ريختن روغن و نمك براي فرزندان نيمرو درست كرده بود.

قاسمي تصريح كرد: سالهايي كه با شهيد شهرياري زندگي كردم بسيار مرا رعايت مي‌كرد و به جرأت مي‌توانم بگويم لقمه غير حلالي وارد زندگي‌ ما نشد.

وي با بيان اينكه شهيد شهرياري در كار علمي خود بسيار جدي بود، خاطرنشان كرد: شهيد شهرياري هنگامي كه مي‌خواست تز كارشناسي ارشد خود را ارائه دهد استادش فكر مي‌كرد چون وي شهرياري است و همه اساتيد و دانشگاهيان وي را حمايت مي‌كنند شايد تز مناسبي را ارائه ندهد اما شهيد شهرياري تز درسي خود را بسيار قوي ارائه داد و اين استاد بسيار متعجب بود.

قاسمي با تأكيد براينكه شهيد شهرياري علاقه داشت آنچه را كه فرا گرفته به همه منتقل كند، تصريح كرد: شهيد شهرياري بارها تا ساعت يك تا دو نيمه‌شب در خارج از منزل و هنگامي كه از وي مي‌پرسيدم كجا بودي؟ مي‌گفت تز درسي يكي از دوستان به مشكلي برخورده بود و در سايت كامپيوتري دانشگاه براي رفع اين مشكل حضور داشتم.

وي افزود: شهيد شهرياري به دانشجويان خود بسيار كمك مي‌كرد و وقت مي‌گذاشت كه در اين خصوص به وي مي‌گفتم وقت خودم را حلالت مي‌كنم اما بايد براي فرزندانمان وقت صرف كنيم.

اين استاد دانشگاه با بيان اينكه همسرم با دانشجويان خود بسيار صميمي بود، اظهار داشت: در دانشگاه صنعتي اميركبير درگيري‌هاي داخلي وجود داشت كه شهيد شهرياري به من مي‌گفت نمي‌توانم در دانشگاه اميركبير فعاليت كنم و در اين زمان رشته مهندسي هسته‌اي در دانشگاه شهيد بهشتي راه‌اندازي شد و با تقاضايي كه اين دانشگاه از شهيد شهرياري براي حضور در اين دانشگاه داشت وي با اشتياق فراوان به اين دانشگاه رفت و من نيز از دانشگاه صنعتي اميركبير به دانشگاه شهيد بهشتي انتقالي گرفتم.

همسر شهيد شهرياري با تأكيد براينكه همسرم با دانشجويان و همكاران خود رابطه صميمي داشت و آنان را همانند خانواده خود مي‌دانست، گفت: شهيد شهرياري در كلاس‌هاي درس خود بسيار جدي بود اما در خارج از كلاس درس حتي به مشكلات شخصي دانشجويان نيز رسيدگي مي‌كرد.

قاسمي تأكيد كرد:‌ شهيد شهرياري به دانشجويان خود HOME WORK داده بود تا كد MCMP را كاملاً ياد بگيرند و دانشجويان وي اكنون در فراگيري اين كد كاملاً وارد هستند.

اين استاد دانشگاه با بيان اينكه شهيد شهرياري در بحث هسته‌اي كشورمان واقعاً طراز اول بود، خاطرنشان كرد: اساتيد بسياري در اين حوزه مشغول تدريس بودند اما تنها در يك زمينه تخصص دارند. در دانشكده مهندسي هسته‌اي دانشگاه شهيد بهشتي چند گروه درسي وجود دارد و تنها استادي كه در هر چهار رشته تدريس مي‌كرد شهيد شهرياري بود.

همسر شهيد شهرياري با بيان اينكه همسرم در انجام واجبات و ترك محرمات نيز به اندازه‌ جديت در مسائل علمي جدي بود خاطرنشان كرد: شهيد شهرياري حتي در برخي عروسي‌ها حضور پيدا نمي‌كرد و با كسي هم تعارف نداشت. مي‌گفت "وقتي قرار است حلالي حرام شود در آن محل حضور پيدا نمي‌كنم ".

قاسمي با اشاره به اينكه همسرم بسيار مراقبت مي‌كرد تا حلال را حرام نكند تأكيد كرد: شهيد شهرياري مطالعه تفسير قرآن را هرگز رها نمي‌كرد و تفسير آيت‌الله جوادي آملي را به صورت كتاب و نرم‌افزار هميشه همراه خود داشت. در خانه بخش‌هايي از تفسير قرآن را به من و فرزندان بيان مي‌كرد و همچنين ارادت خاصي به حافظ داشت.

وي افزود: شهيد شهرياري شعرهاي حافظ را مي‌خواند و آرام‌آرام اشك مي‌ريخت. برخي اوقات روبروي من مي‌نشست و شعر مي‌خواند و نمي‌دانم در اين اشعار چه مي‌ديد كه اشك مي‌ريخت.

قاسمي تأكيد كرد:‌ به نظرم اين قانون الهي بود كه همسرم شهيد شود و واقعاً لياقت وي شهادت بود. و به اين دليل است كه خداوند صبر عظيمي به من داده است.

همسر شهيد شهرياري اظهار داشت: آيت‌الله جوادي آملي در مراسم چهلم همسرم در اطلاعيه‌اي اعلام داشتند "همسر و خانواده شهيد شهرياري مطمئن باشند كه وي در روح و ريحان است. اگر با دو دست پر به بارگاه الهي راه يافت، نه تنها مشكل خودش را حل مي‌‌كند بلكه مشكل ديگران را هم برطرف مي‌‌كند و از ديگران شفاعت خواهد كرد. "

وي افزود: آيت‌الله جوادي آملي شخصيت كمي نيست و طي چند سال اخير با ايشان حشر و نشر داشتيم و به صورت خانوادگي خدمت ايشان مي‌رسيديم.

قاسمي با بيان اينكه يقين دارم جايي كه اكنون دكتر شهرياري است بسيار خوب است و به منزل خود نيز نظر دارد، گفت:‌ از دو يا سه روز پيش از حادثه تا آخرين لحظاتي كه با همسرم بودم ارتباط عاطفي بسياري بين ما برقرار شده بود.

اين استاد دانشگاه تصريح كرد: اگر آرامش دروني من نبود فكر مي‌كنم نمي‌توانستم دوري شهيد شهرياري را تحمل كنم و بايد باور داشته باشيد كه حضورش را در منزل حس مي‌كنم.

همسر شهيد شهرياري تصريح كرد: شهيد شهرياري به من و فرزندانم حتي اكنون كه به شهادت رسيده آرامش مي‌دهد و بايد اين نكته را توجه داشت كه خداوند توفيق داد كه به عنوان همسر در كنارش بودم.

وي در پايان خاطرنشان كرد: شهيد شهرياري از نظر روحي بسيار به من نزديك بود و در همه موارد زندگي با يكديگر مشورت مي‌كرديم. اميدوارم همسرم در پيشگاه خداوند متعال ما را از ياد نبرد و شفيع ما باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 13:32  توسط شهاب حسین زاده  | 

وصیت نامه شهید نواب صفوی

شهید نواب صفوی

هوالعزیز

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام مقدس آخرین وصی و قائم آل محمد پیشوای غایب جهان و بشر وجود منزه امام زمان اعلی منزلت والا پایگاه مهدی عجل الله تعالی فرجه و حقق آمالنا و فیه آمین الله العالمین

 

برادران مسلمانم در سراسر دنیا، دوستان ثابت قدم خدا و محمد و آل محمد (ص) السلام علیكم و رحمه الله و بركاته ان الدنیا قد ادبرت و ان الاخره قد اقبلت. همانا دنیا از ما رو گردانده و آخرت به ما رو كرده است، آنچه از عمر ما گذشت و فانی شد از دنیا بود و آنچه بسوی ما رو كرده و بسویش شتابان می‌رویم آخرت است. پس بكوشید از ابناء این گذشته فانی نبوده از ابناء آن آینده حتمی باشید و خود را برای آن سرای جاوید آماده نمایید.

(آه من قلة الزاد و بُعد السفر) امیر المومنین وجود اقدس علی (ع) كه جهانی پر از عشق و معرفت خدا بود و جهانی معرفت باید تا به شخصیتش كمی پی برد و جهان، وجود همانندش را پس از پسرعموی كرامش صلی الله علیه و آله ندیده و نخواهد دید, از قلت توشه و دوری و هیبت این سفر می‌نالید، بیایید و از خواب خرگوشی برخیزید و بپرهیزید از اینكه به بازی آزمایشی دنیا فریب خورده و آلوده شوید و تمام براهین استوار و آیات منیره خدا و حقایق نوربخش جهان را كه بسوی خدا و معاد از راه انبیاء عظام علیهم السلام و محمد و آل محمد (ص)  رهبری می‌كنند فراموش كنید.

ندایی در رویا رسیده كه گویا رفتنی هستم

آه، آه، حاشا و كلا خدا نخواهد كه من و شما در زمره خاسرین و بدبختان قیامت و اصحاب جحیم شمرده شویم.

آه، بشری كه تاب مشقات آسان و زودگذر دنیا را نداشته در مصیبت كوچكی متزلزل و عاجز گردیده بی‌تاب می‌شوی چگونه تن ناتوان و زبون را مهیای آن آتشی می‌كنی كه از غضب قهار خدای آتش و آب مشتعل گردیده است.

آه، عجبا این بشر ضعیف كه با این سرعت ورود و خروجش از این آزمایشگاه دنیا طی گردیده هم آغوش خاك تیره می‌گردد با اینكه برای اصطبل و رباط هم معتقد است كه باید از سوی صاحبش قانون و دین و مقصودی باشد چگونه قانون و نظام دین و مقصود خدای جهان و نماینده و نماینده عزیزش وجود اقدس پیغمبر اسلام حضرت محمد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله توجهی نكرده محیط فكر و زندگی خود را از طویله و اصطبل هم تنزل داده خود را برای همیشه در آتش جهل و شهوت پستش كه افروزنده آتش غضب خداست می‌سوزاند؟

(اولئك كالانعام بل هم اضل) اینان مثل حیواناتند بلكه گمراه‌ترند.

آه، ای برادران،  شما برای اتمام حجت حق و كسب رضای رحمان و طاعتش و برای نجات و تبرئه خود در پیشگاه عظیم خدای عزیز (و معذره الی ربكم) حق را بگویید و تبلیغ كنید و این بیچارگان را از بیچارگی فردا خبر دهید. و انذار نمایید و عدم رضای خودتان را نسبت به معاصی و نافرمانیها و تبهكاریها و طغیانهای آنها اعلام دارید (اما شاكراً و اما كفوراً) یا هدایت پذیر گردیده و یا كفران می‌كنند.

شهید نواب صفوی

خدای عزیز از طاعتشان بی‌نیاز بوده از معصیت آنها هم حكومت بی‌زوالش زیانی نبیند و جهنمش وسیع بوده (تقول هل من مزید) میگوید آیا سركش و عاصی بیشتری هستی؟ و الفاظ و فلسفه‌های پوچ و مظاهر رنگین و قدرتها و ژست‌ها و لباسهای فریبنده دنیا در آنجا ذلیل و پوسیده گردیده و دردی دوا نمی‌كند و به كاری نمی‌خورد.

آه از این غیبت طولانی، آه، برادران،‌ من دیدم و دیده هر عاقلی می‌بیند كه محبت خدا از هر محبتی شیرین‌تر و اطاعت فرمانش از اطاعت شیطان و شهوت و نفس گرامی‌تر و پرهیز از عذاب آینده جاویدی كه انبیاء برای بدكاران وعده كرده‌اند از پرهیز معصیتهای زودگذر دنیا عاقلانه‌تر و امید به رحمت و نعمت و لذت الهی حتمی و بی‌آلام بهشت از امید به ذلت فانی و خیالی احتمالی دنیا پابرجاتر و استوارتر می‌باشد و گردانیدن عنان وفا و عاطفه و محبت و غیرت بسوی آفریننده عزیز وفا و غیرت و محبت و غیرت نزدیكتر و صحیح‌تر و به حق و به جا بوده و پروانه شمع محبت او گردیدن و در راهش سوختن و به دریای رحمت و لطفش پیوستن سعادتی است كه در زیر آسمان علم و عقل و وجود شهیرش فوق هر عنقا و همایی است كه در خاطرها خطور كند و در تصور اندیشه كنندگان بگنجد.

آه به راه او خواستم كه دنیا را در برابر  حقایق اسلام تسلیم نموده اسلام و مسلمین جهان را از چنگال جهل و شهوت و ظلم نجات داده احكام منور اسلام را اجرا نموده حیات نوینی با نشر اشعه معارف اسلام بر پیكر مردگان بشر امروز به یاری او ببخشم و حقیقت حیات انسانیت را جلوه‌گر سازم و اگر هزار سال هم بر این منوال پرچم فداكاری راه خدا و محمد و آل محمد را به یاری ذات اقدسش بدوش ناتوان خویش می‌كشیدم عاقبت مرگ بوده باید همه اینها مقدمه تحصیل رضای خدا می‌بوده باشد تا برای قلب شفا و نوری و برای آخرت، سرافرازی و سودی داشته باشد و الا هیچ، و خدا از اینها همه بی‌نیاز بوده و می‌باشد (نیته المومن خیر من عمله) و نیت مومن بهتر از عملش بوده خدا به نیت پاك لطف می‌كند و بس. امید است به لطفش نیت پاكی و عشق سرشاری نسبت به ذاتش مرحمت فرموده به فضلش با ما رفتار فرماید.

الحقنا الله بالحسین و جده و امه و ابیه و اخیه و ولده آمین الله العالمین.

فراموش نكنید كه راه راست از هر كجا كج شد بیراهه و به سوی هلاكت است.

و پس ای پیغمبر، راه از خانه اوصیاء او علی و یازده فرزند عزیزش تا امام زمان بوده كه زنده و غایب است (و بملا الله الارض به قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا) كه به اتفاق احادیث مسلمین (شیعه و سنی) خدا به وسیله او زمین را پر از عدل و داد می‌كند بعد از آنكه پر از ظلم و جور شود، انشاء الله.

خداحافظ، بر شما وفاداران راه خدا همگی سلام. تهران، به یاری خدای توانا.

 

برادر شما سید مجتبی نواب صفوی

24جمادی الاولی 1374 هجری قمری  29 دیماه 1333 هجری شمسی

منبع: کتاب جمعیت فداییان اسلام  - مرکزاسناد انقلاب اسلامی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 16:23  توسط شهاب حسین زاده  | 

زندگی آسمانی درمجموعه آبی آسمانی " چاپ ارسال به دوست

 

برنامه ترکیبی آبی آسمانی کاری از گروه معارف و علوم قرآنی شبکه قرآن و معارف سیما است که بهمن ماه از آنتن این شبکه پخش می شود .

این برنامه با آیتم های متنوعی پیرامون مباحث اخلاقی چون کسب روزی حلال ، توسل ، ایثار ، یاد مرگ و معاد ، تکریم استاد ، خدمت به مردم و نظم است .

آبی آسمانی در 30 قسمت 20 دقیقه ای به تهیه کنندگی محمد هادی مجتهد و کارگردانی علی آقاجانزاده در بهمن ماه از شبکه قرآن و معارف سیما پخش می شود .

2

در این برنامه ترکیبی از سخنان کارشناسان مذهبی از جمله حجت الاسلام و المسلمین تحریری ، علم الهدی ، مهدویان و حائری زاده بهره گرفته شده است .

آبی آسمانی پاسخگوی سئوالات و شبهات جوانان در راستای دست یافتن به یک الگوی اخلاقی متعالی تهیه وتولید شده است که در آن از شهدا به عنوان بهترین نماد و الگوی امروزی یاد شده است .

این برنامه ترکیبی با بخش های مهمی چون پخش گزارش مستند متنوع از افراد مختلف پیرامون موضوع برنامه ، پخش وله و تصاویر زیبای گرافیکی روی آنتن خواهد رفت .

در این برنامه سید حمید شاهنگیان نویسنده و شاعر شهاب حسین زاده مجری و گوینده حضور دارند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 13:22  توسط شهاب حسین زاده  | 

اینجا ایستگاه آخرت و آئینه عبرت است. و اینها شغلشان شستن اموات. انسانهایی که تا دیروز روی دو پایشان راه می رفتند و زبان می چرخاندند ؛ اکنون روی سنگ سرد خوابیده اند. یاد مرگ تذکری برای ایمان به روز جزا و شتاب در عمل صالح است. آری اینجا غسالخانه بهشت زهرا (س) ی تهران است...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 11:59  توسط شهاب حسین زاده  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 11:49  توسط شهاب حسین زاده  | 

چ

 

آقا سید مهدی قوام (رضوان الله تعالی علیه) مرد بسیار بزرگ و با سعه صدری بود؛ اعجوبه ای!

شبی دزدی وارد منزلش میشود؛ همین که فرشی را جمع کرده و در حال بردن بود، آقا سید مهدی بیدار میشود، با کمال خونسردی به او میگوید: می خواهی این فرش را چه کنی ؟

دزد می گوید : میخواهم آن را بفروشم.

آقا سیدمهدی میگوید: اگر بفروشی، آن را از تو خوب نمیخرند؛ من آن را به تو مباح کردم، حلالت باشد! برو آخر بازار عباس آباد، بگو: سیدمهدی فرستاده! آن را بفروش و برو کاسب شو!

بعداً دیدند همان شخص، اهل عبادت و تقوی شده؛ و از همان فرش کاسبی و مغازه راه انداخته است.

**********

در زمان طاغوت که فسق و فجور و فساد همه جا را فرا گرفته بود، یک شب آقا سیدمهدی قوام منبری میرود در همان بالاشهر تهران؛ به ایشان پاکتی پر از پول میدهند.

در حال رفتن به منزل، در مسیر یک زنی را میبیند، وضعیت نامناسبی داشته و معلوم بوده اهل فساد و فحشا است!

آقا سیدمهدی به یک پیر مردی میگوید: برو آن زن را صدا کن بیاید!

آن مرد تعلل میکند و میگوید: وضعیت آن زن و بی حجابی اش مناسب نیست او را صدا بزنم. خلاصه با اصرار سید و با کراهت می رود و او را صدا می زند که آن آقا سید با شما کار دارند!

زن می آید، آقا سیدمهدی از آن زن می پرسد: این موقع شب اینجا چه می کنی؟!

زن می گوید: احتیاج دارم، مجبورم!

سید آن پاکت پر از پول را از جیبش در می آورد و به زن می دهد و می گوید: این پول، مال امام حسین - ع - است، من هم نمی دانم چقدر است؛ تا این پول را داری، از خانه بیرون نیا!

مدتی از این قضیه می گذرد، سید مشرف می شود کربلا. (در آنجا) زنی بسیار مجبه را می بیند با شوهرش ایستاده اند.

شوهر می آید جلو و دست سید را می بوسد و می گوید: زنم می خواهد سلامی به شما عرض کند!

زن جلو می آید و سلام می کند و می گوید: آقا سید! من همان زنی هستم که آن پاکت را در آن شب به من دادید؛ ایشان هم شوهر من است که با هم مشرف شده ایم زیارت؛ من آدم شدم!

حسن رضایی گروه حوزه علمیه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 11:47  توسط شهاب حسین زاده  | 

حضرت آيت الله حسن زاده آملي

 حکيم عارف و فقيه عالم آية اللّه حسن زاده آملي يكي از اين نوابغ و نوادر روزگار و گوهر گرانبهاي علم و فضل و کمال به شمار مي روند. اين دانشور گرانمايه در علومي چون قرآن و تفسير، نهج البلاغه و حديث، کلام اسلامي، فقه و اصول، حکمت و عرفان، رجال، رياضيات، نگارش و خوش نويسي، ادبيات و شعر، نجوم، هيأت و علوم غريبه تبحر داشته، تدريس نموده، در بسياري از اين رشته ها صاحب نظر بوده و در برخي از اين معارف صاحب سبک و نوآوري مي باشد اين ويژگي ها موجب شده که ايشان به عنوان شخصيتي جامع و عالمي ذوفنون به شمار آيد و خاطره مشاهير صاحب عنوان و علماي برجسته سلف را در اذهان تداعي کند، او جامع علم و عمل و برخوردار از علوم رسمي و عرفاني و حامل نور ظاهر و باطن است.

او نمونه اي نادر از تربيت يافتگان حوزوي است که درک محضر اعاظمي چون آيات گرامي محمد تقي آملي، ابوالحسن شعراني، رفيعي قزويني، مهدي الهي قمشه اي، فاضل توني، ميرزا احمد آشتياني، علامه طباطبايي و برادرش محمد حسن الهي از معظم له شخصيتي بي بديل ساخته است.

 زندگينامه علامه حسن زاده آملي

حسن طبري آملي مشهور به حسن حسن‌زاده آملي، فرزند عبدالله در اواخر سال ۱۳۰۷ هجري خورشيدي در روستاي ايراي لاريجان  آمل متولد شد.

در سن شش سالگي، به مکتبخانه رفته و خواندن و نوشتن ياد گرفت. تعدادي از جزوات متداول در مکتبخانه‌هاي آن زمان را خواند و در خردسالي تمام قرآن را ياد گرفت. سپس وارد دورهٔ ابتدايي دروس حوزوي شد. تاريخ ورود وي به حوزهٔ علميه مهرماه سال ۱۳۲۳ هجري شمسي بود.متون ابتدائيهٔ درس حوزه را در آمل در نزد محمد غروي و عزيزالله طبرسي و شيخ احمد اعتمادي و عبدالله اشراقي و ابوالقاسم رجائي وآيت الله فرسيو و سايرين فرا گرفت و در آمل آغاز به تدريس چند کتاب مقدماتي نمود.   

مهاجرت به تهران

در شهريور ۱۳۲۹ خورشيدي به تهران آمد و چند سالي در مدرسهٔ حاج ابوالفتح به سر برد و باقي کتب حوزوي را نزد آيت‌الله سيد احمد لواساني خواند. چندين سال در مدرسهٔ مروي به سر برد و زير نظر آيت‌الله محمد تقي آملي و حاج ميرزا ابوالحسن شعراني طهراني (به مدت ۱۳ سال) تلمذ نمود و از همو اجازهٔ اجتهاد دريافت داشت. 

 مهاجرت از دارالعلم تهران به قم

 در سال ۱۳۴۲ هجري شمسي به قصد اقامت در قم ، تهران را ترک گفته و پس از ورود به قم، آغاز به تدريس معارف حوزوي و فنون رياضي نمود. 

بارقه اي الهي  

نکته اي که در دوران تحصيل و پس از آن در سيره و شيوه زندگي ايشان مشاهده مي گردد، توجه به لطف خداوند، توکل و استعانت  از فضل پروردگار است. خودش مي نويسد: در سن چهارده سالگي به فضل پروردگارم بارقه مشرقيه الهيه و شهاب قبسي به من رسيد که به اقتضاي عين ثابته ام مطلوب من بود، اين بارقه همانند نوري پيش رويم شتافته، مرا به کسب معارف الهي راهنمايي و به تخلّق به اخلاق ربوبي ترغيب و به تأدّب به آداب انساني تحريض مي کرد و مرا به فرار و انزجار از آيين هاي تباه و پست تحريص مي نمود. ايشان متذکّر مي گردد: زماني شبهات گوناگون بر من روي مي آورد و از تطبيق مسايل عرفاني عاجز مانده بودم و از کثرت فکرت به فرسودگي مبتلا گشته بودم ولکن در درس ها حاضر مي شدم و از خويش ابراز نمي کردم، تنها چيزي که مرا از اين ورطه هولناک هلاک رهايي بخشيد لطف خدا بود، سرانجام بارقه هاي الهي چون نجم ثابت بر آسمان دل طارق آمد و در پناه ربّ ناس از وسواس خنّاس نجات يافتم. 

 اشتياق به آموختن

علامه حسن زاده از همان آغاز فراگيري تا رسيدن به مراحل عالي علمي و معرفتي نوعي شور، شوق، اشتياق و علاقه وافر را در خود به شکوفايي رسانيده بود. استاد حسن رمضاني از مشاهير شاگردان علامه حسن زاده مي‌نويسد: به خاطر همين عشق پيوسته و لازمي که حضرت استاد نسبت به علم داشته است همواره تحت هر شرايطي که بوده است در مسير کسب آن از بذل هيچ گونه کوششي و تلاشي دريغ نکرده است تا پايه اي در راه طلب دانش مجاهده کرده که اگر بخواهيم عينيت جامعيت حوزه هاي علميه قديم و اصيل عالم اسلام را که در تمام علوم و فنون رايج زمان خويش صاحب نظر بوده اند، مشاهده کنيم بدون اغراق بايد به سراغ ايشان برويم. خود علامه در اين باره مي گويد:   

منم آن تشنه دانش که گر دانش شود آتش /  مرا اندر دل آتش همي باشد نشيمنها 

 اهتمام و جديت

يکي از خصالي که در زندگي علمي و آموزشي علامه حسن زاده مشاهده مي گردد و آثار متعددش در  عرصه هاي گوناگون و نيز اعتراف استادانش مؤيّد آن است، همّت بلند، کوشش مداوم و تحمّل مشقات در اين مسير  مي باشد، مرحوم شعراني در اجازه روايي که براي علامه حسن زاده صادر نموده، يادآور شده است: بيست سال بلکه بيشتر او را آزمودم و امتحان نمودم. در اين مدت در او چيزي جز جد و اجتهاد نديدم.

او را به حق مي توان استوانه اي از تلاش و همت در راه تحصيل و کسب فنون و علوم مختلف دانست، استاد حسن زاده متذکر مي گردد: روزي مرحوم ناصح به اين کمترين گفت که در جلسه اي که استاد شعراني تشريف داشت به مناسبتي سخن از دانش، پژوهش و درس خواندن و اهتمام به تحصيل به ميان آمد استاد شما را ضرب المثل قرار داد و به حضّار گفت: درس خواندن را از فلاني ياد بگيريد.

اين علامه ذوفنون عقيده دارد شاگرد بايد تا حدودي قوانين حساب و هندسه را فرا گيرد زيرا اينها در تعديل و تقويم ذهن، فکر و قلم و بيان تأثيري بسزا دارد. خود به اين شيوه ملتزم بود: اکثر کتابهايي را که مي خواندم، مباحثه نيز مي کردم، کفايه را يک ساعت به اذان صبح مانده، اسفار يا مکاسب يا جواهر را پيش از صبح (بين الطلوعين) و اشارات را ساعت يک بعدازظهر مباحثه مي کرديم. 

 قدردان استادان

علامه حسن زاده آملي بر اين باور بوده و هست که براي فراگيري مباني و مفاهيم علوم و رسيدن به تبحّر لازم در معارف ديني و علمي مراجعه به استاد دانشور و متخصص هر فن و دانشي لازم مي باشد ايشان مي گويد: براي طالب کمال، استاد کامل خيلي دخيل است، آن مفاتيحي که از استاد عائد شاگرد مي شوند، آن کُدهايي که از استاد استفاده مي‌کردند، آن اصول و امّهاتي که از استاد به دست مي آيند اهميت بسزا دارند.

علامه حسن زاده آملي بر اين باور بوده و هست که براي فراگيري مباني و مفاهيم علوم و رسيدن به تبحّر لازم در معارف ديني و علمي مراجعه به استاد دانشور و متخصص هر فن و دانشي لازم مي باشد ايشان مي گويد: براي طالب کمال، استاد کامل خيلي دخيل است، آن مفاتيحي که از استاد عائد شاگرد مي شوند، آن کُدهايي که از استاد استفاده مي‌کردند، آن اصول و امّهاتي که از استاد به دست مي آيند اهميت بسزا دارند.از نکته هاي ديگر اين که ايشان در برخورد با اساتيد روشي توأم با ادب و احترام و قدرداني را بروز مي داد، شبي مرحوم الهي قمشه اي به ايشان گفته بود: شما خير مي بينيد، پرسيده بود از چه جهت، وي پاسخ داده بود: شما را نسبت به اساتيد بسيار مؤدّب مي بينم، استاد حسن زاده پس از نقل اين موضوع مي‌گويند: آري من هيچ گاه نزد اساتيدم يک زانو يا چهارزانو ننشستم و به ديوار تکيه نمي دادم و خيلي با ادب و احترام مي پرسيدم و در حضور و غيابشان وظيفه شاگردي را بيش از حدّ وظيفه پدر و فرزندي مراعات مي نمودم.

در جايي پس از ذکر نام آن ستارگان معرفت مي گويد: به خدا سوگند قلم و زبان به اداي شکر معشار نيکي هايي که اين مشايخ  عظام در حق ما نموده اند وافي نيست اگرچه علّة العلل ربّ العالمين است.شاگردان و آشنايان از فروتني زايدالوصف استاد خويش درشگفتند، وقتي در منزل به ديدنش مي روند، خود شخصاً به پذيرايي از آنان مي پردازد و به هنگام خداحافظي با پاي برهنه آنان را بدرقه مي کنند، اين شگفتي مراجعين را به شيفتگي و اشتياق وا مي دارد يکي از شاگردانش مي گويد پس از اين ملاقات ها ارادات قلبي خود را نسبت به ايشان احساس کردم و به تدريج ارادت قلبي من به شيفتگي انجاميد. 

توصيه‏هايى از علامه حسن‏زاده آملى 

 

دهان روح و تن

انسان دو دهان دارد: يکى گوش که دهان روح او است و ديگر دهان که دهان تن او است. اين دو دهان خيلى محترم‏اند. انسان بايد خيلى مواظب آن‏ها باشد. يعنى بايد صادرات و واردات اين دهنها را خيلى مراقب باشد. آن‏هايى‏که هرزه خوراک مى‏شوند، هرزه کار مى‏گردند. کسانى که هرزه شنو مى‏شوند، هرزه گو مى‏گردند.

وقتى واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پليد و کثيف مى‏شود. يعنى قلم او هرزه و نوشته‏هايش زهرآگين خواهد داشت. حضرت وصى، اميرالمؤمنين، عليه السلام فرمود: عمل نبات است و هيچ نبات از آب بى‏نياز نيست و آب‏ها گوناگون‏اند. هر آبى که پاک است، آن نبات هم پاک و ميوه‏اش شيرين خواهد بود; و هر آبى که پليد است، آن نبات هم پليد و ميوه او تلخ است.

خود عمل، حاکى است که از چه آبى روييده شده است.

وقت اندک و کار بسيار 

بدان که بايد تخم و ريشه سعادت را در اين نشأ، در مزرعه دلت‏بکارى و غرس کنى. اين‏جا را درياب، اين‏جا جاى تجارت و کسب و کار است; و وقت هم خيلى کم است. وقت‏خيلى کم است و ابد در پيش داريم. اين جمله را از اميرالمؤمنين عليه السلام عرض کنم، فرمود: «ردوهم ورود الهيم العطاش‏» ; يعنى شتران تشنه را مى‏بينيد که وقتى چشمشان به نهر آب افتاد چگونه مى‏کوشند و مى‏شتابند و از يکديگر سبقت مى‏گيرند که خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پيغمبر و جوامع روايى که گنج‏هاى رحمان‏اند اين چنين باشيد. بياييد به سوى اين منبع آب حيات که قرآن و عترت است. وقت‏خيلى کم است و ما خيلى کار داريم. امروز و فردا نکنيد. امام صادق عليه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببينيد، خواهيد ديد اکثر مردم به علت تسويف، به کيفر اعمال بد اين‏جاى خودشان مبتلا شده‏اند .» تسويف يعنى سوف سوف کردن، يعنى امروز و فردا کردن، بهار و تابستان کردن، امسال و سال ديگر کردن.  وقت نيست، و بايد به جد بکوشيم تا خودمان را درست‏بسازيم. 

در عرصه پژوهش

معني واقعي عشق به علوم و معارف و کتاب و تحقيق در آثار وجوديشان از قبيل تدريس و تصنيف مشاهده مي شد.

موارد ذيل در تلاش هاي پژوهشي و کارهاي تحقيقاتي علامه حسن زاده قابل مشاهده است:

1ـ تکيه بر قواعد برهاني و عقلي: در پژوهش هاي کلامي در اقتفا به شيخ مفيد و شيخ طوسي بر قواعد برهاني و عقلي تکيه دارد. اگر روايتي قطعي الصدور نباشد آن را کنار مي نهاد و صرفاً امور معتبر، موثق و استوار را قبول مي کرد.

2ـ اجتناب از تکيه بر عرف و سخن عوام در تحقيق: علامه حسن زاده تأکيد مي نمايد: سعي کرديم از مسايل خطابي، عرفي و استحساني برکنار بوده باشيم چرا که عقيده، عَقد است، دل بستن است، دل دادن است و همه اين همه به برهان نياز دارد و به استحسان و امثال آن کار درست نمي شود. اين که بيائيم و بگوئيم چون بروج آسماني دوازده تاست پس بايد تعداد ائمه دين نيز به همين ميزان باشد، عقيده استوار نمي گردد.

 

3ـ حقيقت طلبي در پژوهش: در برابر عدّه اي که تلاش تحقيقي را همچون کارهاي بازاريان مي دانند ومي گويند  بايد محقق بر اساس کسادي و رونقي متاعي تصميم بگيرد، علامه حسن زاده صرفاً به حقايق توجه دارد و حاضر نيست اين حقيقت طلبي را با چيز ديگري معاوضه نمايد،در هر شرايطي براي کشف حقايق اهتمام مي ورزد و درهايي را به روي علاقه مندان مي گشايد، در واقع بدون هيچ قيد و شرطي در جستجوي حقيقت است.

4ـ برداشت کم و بازده زياد: مشي علمي علامه حسن زاده بدين گونه است که به رغم برخورداري از تسهيلات اندک، کارهاي مهمي به جامعه عرضه نموده است. ايشان در تهران به دليل مشکلات مالي، همسر و فرزندان را به شهرستان مي برد و در يک اتاق کوچک و ساده به کار علمي و تحقيقي مي پرداخت. اتاقي که يک چراغ خوراک پزي داشت که هم آن را در زمستان گرم مي کرد و هم براي طبخ غذا از آن استفاده مي شد! او با اين روش به علاقه مندان ثابت نمود مي توان کارهاي بزرگ را حتي با امکانات ناچيز انجام داد. اين باور کليد توفيق نسل دانش طلب امروز ايران است.

5 ـ دفاع از قرآن و عترت در برابر مخالفان: کوشش علامه حسن زاده در تأليف آثار بر اين است که از حقايق قرآني دفاع کند و از اهل بيت و سيره و سخن آنان صيانت نمايد. جرجي زيدان عيسوي مذهب گفته بود، نمي توان مطالب موجود در نهج البلاغه را به حضرت علي(ع) منسوب دانست و سيد رضي و سيد مرتضي که هر دو اديب بودند اين مطالب را نوشتند و براي ترويج کتاب خود، آن را به امام اول شيعيان نسبت دادند علامه حسن زاده از اين ادعا به شدت ناراحت گرديد و بر آن شد تا مصادر و مأخذ خطب و رسايل حضرت علي(ع) را که قبل از سيد رضي ساليان متمادي در دست مردم بود، فراهم آورد و ذکر کند تا جايي براي توهم و ترديدهايي اين گونه نباشد. تکمله منهاج البراعه و کتاب صادر و مأخذ نهج البلاغه در اين ارتباط نوشته شده است. 

 6ـ اغتنام از فرصت هاي مقتضي: علامه حسن زاده براي تحقيق، پژوهش و کاوش در آثار و انديشه هاي بزرگان از لحظات گوناگون زندگي بهره مي گيرد ، يکي از شاگردانش نوشته است يک بار وقتي به درب منزل استاد رفتم، آقازاده درب را گشودند و چون استاد به بيرون منزل تشريف آوردند ديدم قلمي در دست ايشان بود که نشان مي داد از هر فرصتي استفاده مي نمايد، آن روز مصادف با ششمين روز، از ماه مبارک رمضان بود و استاد بادهان روزه و ايام تعطيلي دست از کار تحقيقي نکشيده بود زيرا ذائقه پژوهش تعطيل بردار نمي باشد.

7ـ توجه به مسايل عيني: از آفات متداول در امر تحقيق اين است که آدمي به کتابها اکتفا کند و ارتباطش با موضوع علم قطع گردد يعني از همان پديده عيني که محقق قصد دارد آن را بفهمد يا بهتر درک کند، اعراض نمايد. روش علامه حسن زاده  آن است که با هر موضوعي که ذهن شان به آن درگير شده است رابطه اي مستقل از گفته هاي اين و آن و به صورت عيني و ملموس ايجاد کند. در درس هاي قبله و عيون مسايل نفس، ايشان چنين شيوه اي را پيش گرفته است. استفاده از روش هاي رياضي و تئوري بطلميوسي سماوات با روشني و رواني اعجاب بر انگيزي براي تعيين قبله از تلاش هاي عيني علامه حسن زاده است که در عين حال اعتماد به نفس ايشان را نشان مي دهد. 

 8 ـ گره گشايي از مباحث مشکل فلسفي و عرفاني: علامه حسن زاده در مسير تأليف و تحقيق به تلاش هايي روي آورده که به نحوي گرهي از مبحثي بگشايد و براي خوانندگان راهگشا باشد، کتاب فصوص الحکم را با توجه به چندين نسخه به دقت تصحيح و مقابله نموده و از آغاز تا انجام مطالب سودمندي در گشودن مشکلات و حل معضلات آن، به رشته نگارش درآورده اند، علامه حسن زاده کتاب تمهيد القواعد را نخست در محضر است‌‌اداني بزرگ چون علامه طباطبايي فرا گرفت و وقتي مشاهده کرد مطالبي غامض در آن وجود دارد با توضيحاتي به صورت حواشي ارزنده، دشواري‌هاي آن را بر طرف کرد.

9ـ جلوگيري از تصحيفات و تحريفات: از ديگر محورهاي تحقيقي و شيوه هاي پژوهشي علامه حسن زاده اين است که از غلط‌هاي راه يافته به کتاب‌هاي معتبر و معروف که موجب مغشوش گرديدن محتواي آنها مي باشد جلوگيري کند و رساله تحفة الملوک في السير و السلوک از آثار سيد مهدي طباطبايي در مسايل عرفاني و اخلاقي و كتاب  کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد خواجه نصير طوسي، از علامه حلي  منجمله اين آثار است كه به دليل كثرت تداول و فراواني تعاليق به نحوي تصحيفات و تحريفات بدان روي آورد و ايشان با وسواس علمي به تصحيح آنها پرداخت و نسخه اي صحيح از آن را به عالم دانش و انديشه عرضه کرد.

10 ـ نسخه شناسي: از مواردي که در عرصه کارهاي پژوهشي اين شخصيت علمي مطرح است، تسلط بر نسخه هاي گوناگون آثار معروف در زمينه فلسفه، عرفان و هيأت مي باشد، ايشان در کتابخانه هاي گوناگون، نزد اساتيد و نيز کتابخانه شخصي خويش نسخه هاي مخطوط بسياري را ملاحظه کرده و آنها را از نظر سبک نگارش، درستي استنساخ، نزديک بودن به زمان تأليف کتاب اصلي و نيز ارزش تاريخي و علمي مورد بررسي و ارزيابي قرار داده است. ايشان در مصاحبه اي مي گويد: کتاب شناسي هم يک فني است. آدم بايد خيلي کتاب ببيند تا آنها را بشناسد نمي دانم به نحوي تعبير کنم امّا اگر کتابي دستم دهيد به اندازه بينش خودم مي گويم اين کاغذش بايد مال چه وقتي باشد، اين خط از چه زماني است و... 

11ـ حوصله و بردباري در کاوش و پژوهش: اگر چه حضرت استاد حسن زاده در تحقيقات خويش، ابتکارات و نوآوري هاي فراوان دارد امّا نوعي تفحص و جستجو در آثار ديگران در شيوه پژوهشي ايشان قابل مشاهده است او با صبر و حوصله اي شگفت در کتابها و آثار علماي سلف به کاوش مي پردازد و پس از غوّاصي در اقيانوس معارف ديگران  مرواريدهاي انديشه و حکمت را صيد مي نمايد، او آگاهي از موضوع مورد بررسي و نيز اطلاع از سابقه پژوهش در موضوع خاص را از اين طريق بدست مي آورد و هيچ گاه در اين مسير خود را بي حوصله نشان نداده است.

  12ـ تتبع فراوان، باريک بيني و اتقان: ظرافت و باريک بيني ايشان در اغلب آثارشان بوضوح قابل مشاهده است، نمونه تتبع و اتقان را هم مي توان در تصحيح کتاب کليه و دمنه توسط ايشان مشاهده کرد. کليله و دمنه اي که به تصحيح و همت علامه حسن زاده چاپ شده، كاملترين كتاب است زيرا نسخه هاي متعددي را ملاحظه کرده و آنها را تطبيق داده است، صورت صحيح اشعار عربي را استخراج کرده و نام بسياري از گويندگان عربي را با فحص و تتّبع در دواوين شعراي عرب و متون معتبر ادبي و کتابهاي تاريخي و رجال بدست آورده است، موارد تحريف و نواقص کليله و دمنه چاپي را مشخص نموده اند، درباره امثال عربي توضيح لازم را داده اند، دو باب کليله و دمنه را که نصر اللّه منشي ترجمه نکرده است، علامه حسن زاده براي نخستين بار به فارسي برگردانيده است.

اساتيد ايشان

علامه شعراني 

 علامه حسن زاده آملي به ارشاد آيه الله حاج شيخ محمد تقي آملي(ره) به محضر مبارك علامه حاج ميرزا ابوالحسن شعراني طهراني(اعلي الله مقامه) رسيدند و آن بزرگوار چون پدري  مهربان ، سالياني دراز در كنف عنايتش، هم خويش را به مدت 13 سال به تربيت و تعليم ايشان مصروف داشتند و از فنوني چند در منقول، معقول، قرائت و تجويد، كتب رياضي و نجوم و كتب طب دري بروي ايشان گشودند.

آيت ا... رفيعي قزويني 

 در آن دوران آيت‌الله حاج ميرزا ابوالحسن رفيعي قزويني از قزوين به تهران آمده و در پايتخت اقامت گزيد. به راهنمائي استاد شعراني شاگرد وي به آيت‌الله رفيعي قزويني معرفي شد و حدود ۵ سال زير نظر وي به تحصيل علوم عقلي و نقلي و عرفاني مشغول گشت و به «فاضل آملي» از زبان او وصف مي‌شد.

مهدي الهي قمشه‌اي

 حکمت منظومه سبزواري و مبحث نفس اسفار و حدود نصف شرح خواجه بر اشارات شيخ رئيس را تلمذ نمود و نيز در مجلس تفسير قرآن استاد شرکت جست که همهٔ درسها بيش از ده سال در بيت الهي قمشه‌اي برگزار مي‌شد.

علامه طباطبائي 

 به مدت ۱۷ سال نزد علامه طباطبائي تحصيل کرده و کتابهاي زير را خواند:

«تمهيد القواعد» صائن الدين علي بن ترکه، که شرحي است بر «قواعد التوحيد» ابن حامد ترکه / کتاب برهان منطق / شفاء شيخ رئيس/جلد نهم اسفار ملا صدرا/کتاب توحيد بحار مجلسي/جلد سوم بحار در مورد معاد و مطالب ديگر.

همچنين زير نظر علامه طباطبائي  تحقيق در مورد شعب علم، بحث از واجب تعالي و صفات او، تفسير آيات قرآني و تنقيب در عقايد جعفري را دنبال نمود.

محمد حسن الهي طباطبائي 

 حاج سيد محمد حسن الهي طباطبائي تبريزي – برادر حاج سيد محمد حسين طباطبائي تبريزي – از اساتيد ديگر وي در فنون علوم غريبه اوفاق، جفر، رمل علم حروف، علم عدد و زُبُر و بيّنات و ديگر شعب ارثماطيقي بود.

حاج سيد مهدي قاضي تبريزي

 ايشان فرزند آقاسيدعلي قاضي بزرگ هستند . به مدت چهار سال يا بيشتر علوم ارثماطيقي را در حضور آيت‌الله حاج سيد علي قاضي تبريزي فرا گرفت.ايشان استاد علم اعداد و جفر حضرت علامه حسن زاده آملي هستند.

مدتي در تهران نيز در درس خارج آيت‌الله محمد تقي آملي شرکت کرد. همچنين در تهران در دروس محمد حسين فاضل توني و آيت‌الله حاج ميرزا احمد آشتياني نيز شرکت و نزد حاج شيخ علي محمد جولستاني نيز شاگردي نمود.

تدريس

برخي از دروسي که آيت‌الله حسن‌زاده آملي تدريس نموده است،به شرح ذيل مي‌باشد:

-چهار دوره اشارات با شرح خواجه /-مصباح الانس به مدت هشت سال در حوزهٔ علميهٔ قم براي حجت‌الاسلام سمندري نجف‌آبادي و دکتر امامي نجف‌آبادي و دوره دوم تدريس آن که در سال ۱۳۷۰ آغاز و به دليل کسالت وي در سال ۱۳۷۱ تعطيل شد /شرح فصوص الحکم قيصري چهار دوره که براي شاگردان املاء مي فرمود و آنان مي نوشتند/يک دوره کامل شفا شيخ رئيس که در ضمن تدريس از روي چندين نسخهٔ تصحيح شده و تعليقات و حواشي نمود /چهار دوره تمهيد القواعد در حوزهٔ علميهٔ قم که هر دوره‌ حدود چهار سال به طول انجاميد /«اُکَر مانالاؤس» که مدت سه سال در حوزهٔ علميهٔ قم بطول انجاميد /دو کتاب «اُکَر ثاوذوسيوس و مساکن» به تحرير خواجه طوسي /اصول اقليدس /دروس هيئت و ديگر رشته‌هاي رياضي 

تدريس همراه تحصيل

در مدت اقامت در تهران در طي سيزده سال يا بيشتر همراه با اشتغال به تحصيل علوم به تدريس در مدارس حوزوي نيز اشتغال داشت و کتاب‌هاي ذيل را تدريس نمود:

معالم الاصول / مطوّل تفتازاني /کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد در علم کلام که اينک به طبع رسيده است. /قوانين در اصول /شرح محقق طوسي بر اشارات شيخ رئيس در حکمت مشائيّه /شرح لمعه در فقه /ارث جواهر در فقه /لئالي منتظمه /جوهر نضيد /حاشيه ملا عبدالله /شرح شمسيه (چهار کتاب اخير در علم منطق است)/هيئت فارسي در قوشچي /شرح چغميني /تشريح الافلاک شيخ بهايي /اصول اقليدس /زيج بهادري (پنج کتاب فوق در رياضيات است)/هيئت /حساب /هندسه

تأليفات و تصحيحات

آثار عرفاني و اخلاقي

لقاء الله/وحدت از ديدگاه عارف و حکيم/انه الحق/ولايت تکويني/عرفان و حکمت متعاليه/الهي نامه متن الهي نامه/انسان در عرف عرفان/کلمه عليا در توقيفيت اسماء/اصول و امّهات حکمي و عرفاني/تصحيح رساله مکاتبات/تصحيح و تعليق تمهيد القواعد/تصحيح . تعليق شرح فصوص قيصري/تصحيح و تحشيه رساله تحفة الملوک في السير و السلوک/مفاتيح المخازن/شرح فصوص الحکم/مشکاة القدس علي مصباح الأنس/شرح طايفه‌اي از اشعار و غزليات حافظ/نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور/باب رحمت/نامه‌ها برنامه ها/قرآن و عرفان و برهان از هم جدايي ندارند

آثار فلسفي و منطقي

اتحاد عاقل به معقول/نصوص الحکم بر فصوص الحکم/رساله جعل/صد کلمه/تصحيح اسفار اربعه/تصحيح و تعليق کتاب نفس شفاء/رساله‌اي در تضاد/رساله‌اي در اثبات عالم مثال/رساله‌اي در حرکت جوهري/ممدّ الهِمَم في شرح فصوص الحِکَم/رساله نفس الأمر/نهج الولايه/درر القلائد علي غررِ الفَرائد/النور المتَجَلّي في الظّهور الظِّلّي/مفاتيح الاَسرار لسلّاک الأسفار/سرح العيون في شرح العيون/گشتي در حرکت/الحجج البالغة علي تجرد النفس الناطقة/گنجينه گوهر روان/رساله‌اي در اثبات عالم مثال‌رساله  مُثُل/تصحيح و تعليق شرح اشارات/ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات/تصحيح و تعليق شفا/ترجمه و تعليقِ الجمع بين الرَّأيَين/رساله اعتقادات/الأصول الحکميّة/رساله رؤيا/من کيستم/رسالة في التضاد/دروس معرفت نفس/نثر الدراري علي نظم اللئالي

آثار فقهي

رساله‌اي در مسائل متفرقه فقهي/تعليقات علي العروة الوثقي في الفقه/وجيزه‌اي در مناسک حج

آثار تفسيري

تصحيح خلاصة المنهج/انسان و قرآن

آثار کلامي

خير الأثر در رد جبر و قدر/تقديم و تصحيح و تعليق رساله قضا و قدر محمد دهدار/ليلةالقدر و فاطمه عليها السلام/رسالة في الإمامة/رساله‌اي در کسب کلامي/فصل الخطاب في عدم تحريف کتاب ربّ الأرباب/رسالة حول الرؤيا

آثار روايي

تصحيح نهج البلاغه/تصحيح سه کتاب (ابي الجعد ، نثر اللئالي ، طب الأئمّة)/تکملة منهاج البراعة/مصادر و مأاخذ نهج البلاغه/انسان کامل از ديدگاه نهج اليلاغه/شرح چهل حديث در معرفت نفس/رساله‌اي در اربعين

آثار رياضي و هيوي

دروس معرفة الوقت و القبلة/رساله کلّ في فلک يسبحون/رساله‌اي در تناهي ابعاد/تصحيح کتاب الإستيعاب في صنعة الأصطرلاب للبيروني/تعيين سمت قبله مدينه/الصحيفة العسجديّة في آلاتٍ رصديّة/الکوکب الدرّي في مطلع التّاريخ الهجري/رساله سي فصل/تعليق تحفة الأجِلَّة في معرفة القبلة/رساله قطب نما و قبله نما/تعليقه بر رساله مولا مظفر/رساله ميل کلّي/رساله ظِلّ/رساله تکسير دايره/تصحيح کتاب المناظر في کيفيّة الابصار/رساله‌اي در اختلاف منظر و انکسار نور/رسالة في تعيين البُعد بين المرکزين و الأوج/رسالة في الصّبح و الشّفق/رساله‌اي پيرامون فنون رياضي/رساله‌اي در مطالب رياضي/دروس هيأت و ديگر رشته‌هاي رياضي/تصحيح و تعليق شرح جغميني/تصحيح و تعليق تحرير اصول اقليدس/تصحيح و تعليق اُکَرِ مانالاؤس/تصحيح و تعليق تحرير اُکَرِ ثاوذوسيوس/شرح زيج بهادري/تصحيح و تعليق شرح بيرجندي بر زيج الغ بيک/تصحيح و تعليق شرح بيرجندي بربيست باب/تصحيح و تعليق تحرير مجسطي/استخراج جداول تقويم/تصحيح و تعليق الدّرّ المَکنون و الجوهر المَصون/دروس معرفت اوفاق/شرح قصيده کُنوز الأسماء

آثار ادبي

تقديم و تصحيح و تعليق نصاب الصِّبيان/تصحيح کليله و دمنه/تصحيح و اعراب اصول کافي/ديوان اشعار/قصيده يَنبوع الحياة/مصادر اشعار ديوان منصوب به امير المؤمنين/تعليقه بر باب توحيد حديقة الحقيقة/تصحيح گلستان سعدي/تعليقه بر قسمت معاني مطوَّل/امثال طبري

آثار متفرقه

تقديم و تصحيح و تعليق خزائن/هزار و يک نکته/هزار و يک کلمه/مجموعه مقالات/ده رساله فارسي/کشيکل و مصاحبات

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 11:44  توسط شهاب حسین زاده  | 

زندگينامه آيت الله سيد عباس حسيني قائم مقامي

تولد و خانواده : در تهران، در خانواده اي منسوب به يگانه سياستمدار دانشمند و پاك زيّ عصر خود ميرزا سيد ابوالقاسم حسيني قائم مقام فراهاني متولد گرديد. پدر او نبيرهء قائم مقام مي باشد بنابر اين نَسَب «قائم مقامي» با پنج واسطه به صدر اعظم شهيد (قائم مقام) مي رسد و نسب قائم مقام نيز با سي و چهار واسطه به امام زين العابدين (ع) منتهي مي گردد.

تحصيلات در تهران : او كه در سالهاي پيش از انقلاب اسلامي پس از چند مرحله آزمون، به عنوان دانش آموز برگزيده در مدرسه آلماني ها در تهران (كوچه يخچال) پذيرفته شده بود. در همان سالهاي نخستين تحصيلات رسمي، با تشويق پدر، انتخاب ديگري كرد و در حاليكه نوجوان نورَسي بود راهي حوزه علميه شد.

اساتيد در تهران: تا سطح عالي فقه و اصول را در تهران از محضر استادان بزرگي چون آيت الله ميرزا عبدالكريم حق شناس، آيت الله ميرزا حسن اصطهباناتي، آيت الله ميرزا ابوالقاسم تنكابني و آيت الله شيخ مرتضي انصاري اهوازي فرا گرفت. در فلسفه و عرفان و اخلاق نيز از اين استادان بيشترين بهره را برد:
آيت الله ميرزا عبدالكريم حق شناس –
آيت الله سيد رضي شيرازي آيت الله شيخ محمد رضا رباني خراساني – آيت الله شيخ علي محمد جولستاني – آیت الله سید مرتضی ایروانی 

تحصيلات در قم: در حوزهء قم، جهت بهره گيري از
آيت الله محمد تقي ستوده براي بار دوّم كفاية الاصول را در نزد ايشان فرا گرفت و بخش پاياني مكاسب (خيارات) را نيز در محضر آيت الله پاياني به اتمام رساند و هم زمان در دروس خارج فقه و اصول نيز شركت نمود.

استادان در قم: وي از استادان متعددي در حوزه علميه قم بهره برد و برخي از آنان كه از يك تا دوازده سال (بصورت هم زمان و يا طولي) شاگردي شان را كرده است چنين نام دارند:

در «فقه» :
آيت الله ميرزا جواد تبريزي – آيت الله شيخ حسين وحيد خراسانيآيت الله سيد محمد روحانيآيت الله ميرزا هاشم آملي – آيت الله يوسف صانعي – آيت الله فاضل لنكراني – آيت الله شيخ محمد علي اراكي.

در «اصول فقه» : آيت الله شيخ حسين وحيد خراساني – آيت الله سيد محمد روحاني – آيت الله سيد كاظم حايري .

در «رجال و درايه» : آيت الله شيخ محسن حرم پناهي – آيت الله سيد محمد مددپور

در «فلسفه» : 
آیت الله حسن زاده آملی – آیت الله سید رضا صدر – آيت الله انصاري شيرازي – آيت الله جوادي آملي

در «عرفان» : آيت الله حسن زاده آملي – آيت الله سيد كمال موسوي شيرازي

تدريس در حوزهء علميه : گذشته از تدريس متون ادبي و سطوح مقدماتي از ابتداي تحصيل، تدريس سطوح عالي فقه و اصول (مكاسب و كفايه) ، تدريس خارج فقه و اصول (بخشي از مباحث قطع – الاصول اللفظيه – المسائل المستحدثه :گزيده اي از مسائل مهم فقهي نظير الفجر في الليالي المقمره– الملاك في وحدة الأُفق – ثبوت الهلال و حكم الحاكم – حكم التداوي بالاعيان النجسه – مصافحه : الاجنبيه – حدّ الستر – الكفر و الكافر – احكام الارتداد – منكر الضروري – احكام الكتابي – الملكية و المالية – عمل الصور – حكم الاستنساخ – ملكية الخمس – الاستنباط في مجال الفراغ التشريعي )

سطوح عالي فلسفه و عرفان : نهاية الحكمة – منظومه حكمت – شرح فصوص الحكم – منازل السائرين – رسالة الولاية – مصباح الهداية.

تدريس در دانشگاه : وي سالها به عنوان عضو هيئت علمي و در سمت استاديار در دانشگاههاي مختلف در دوره تحصيلات تكميلي به تدريس در رشته هاي فلسفه و كلام اسلامي، اديان و عرفان و فقه و مباني حقوق اسلامي اشتغال داشته و راهنمايي و مشاوره دهها رساله دكتري و فوق ليسانس را عهده دار بوده است.

همچنين در سال 1374 از سوي دپارتمان مطالعات خاور نزديك
دانشگاه بر كلي آمريكا به تدريس در دوره هاي عالي در رشته اي عرفان و الهيات دعوت گرديد.

آثار و تأليفات : از سال 1362 كه نخستين كتاب وي منتشر گرديد تاكنون در طول بيش از 20 سال حدود ده جلد كتاب و بيش از يكصد مقاله در موضوعات تخصّصي و فرهنگي از او منتشر شده است و اين علاوه بر دهها مصاحبه انجام گرفته با روزنامه ها و نشريات مختلف داخلي و خارجي می باشد.

برخي از اين آثار به زبانهاي عربي، انگليسي و آلماني ترجمه شده اند.

كتاب «كاوشهاي فقهي» كه در برگيرندهء مجموعه اي از آراي فقهي اوست در نخستين جشنواره كتاب سال حوزه هاي علميه در دو رشتهء فقه و اصول رتبهء نخست را به خود اختصاص داد.

انديشه : در سلسله مقالات «نقش شناختهاي بشري در معرفت ديني» به قلم وي سال 1368 با بررسي فنّي استنباط در منطقة الفراغ شرعي، براي نخستين بار الگويي حداقلي از شريعت بر مبناي مباني پذيرفته شده اجتهاد و اصول فنّي فقه ارايه گرديد.

مشروعيت دخالت روشمند عقل بشري در فرايند استنباط حكم شرعي – تفكيك ميان مشروعيت سابژكتيو (حقانيت) از مشروعيت آبژكتيو (مشروعيت اقدام ) و تأكيد بر ضرروتِ شرعي دوّمي در استقرار حاكميّت سياسي و تصميم گيري هاي اجتماعي بر مبناي اصول فني فقه – نقد روش شناختي اجتهاد، تأكيد بر نقش محوريِ كتاب (قرآن) در منابع فقه به عنوان متن قانوني و تأسيس و استخراج اصول و قواعد كلّي حاكم از آن و ضرورت تأثير استنباط فقهي از قواعد كلامي و اصول مؤسّس قرآني در كنار قواعد فقهي تبيين اثبات اينهماني انسان و جهان از طريق اثبات اينهمانيِ وجود و معرفت ، تبيين نسبت توليدي ميان وجود و حقّ وبرگشت حقوق ذاتي به نفس وجود و …. از مهمترين نظريه هاي ارايه شده در آثار آية الله قائم مقامي مي باشد.

فعاليت ها : در كنار فعاليتهاي علمي كه هميشه اشتغال اصلي او بوده اند پاره اي مسؤليت هاي دانشگاهي و اجتماعي بخشي از فعاليتهاي او را تشكيل مي دهند: نماينده گي رهبري در دانشگاههاي تهران و علوم پزشكي – عضويت در شورايعالي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ايران – عضويت در هيأت امناي دانشگاه بين المللي مذاهب – عضويت در شوراي فرهنگي آموزش عالي – رياست گروه فلسفه و كلام شوراي بررسي متون دانشگاهي – عضو شوراي بررسي و اعطاي رتبهء علميِ مجلات و نشريات دانشگاهي – عضو گزينش تخصّصي (علمي) استاد در چند دانشگاه، از آن جمله مي باشد.

قائم مقامي كه پيشتر اجتهاد وي از سوي برخي از اساتيدش مورد تأييد قرار گرفته بود ، با وجود بي نيازي از تأئيديه اجتهاد، در سال 1367 پس از شركت داوطلبانه در آزمون اجتهاد خبرگان، امتياز عالي كسب نمود و به طور مستقّل در انتخابات خبرگان رهبري حضور يافت و حدود نيم ميليون از آراي شهروندان تهراني را به خود اختصاص داد.

وي در سالهاي اخير با اقامت در كشور آلمان در مسؤليت مركز اسلامي هامبورگ و رئيس آكادمي علوم اسلامي آلمان و رياست شوراي مسلمانان هامبورگ به فعاليت مشغول مي باشد. سازماندهي و تأسيس اتحاديه اروپايي علماي شيعه – فدراسيون اسلامي اروپا، ایراد دهها سخنرانی در کنفرانسهای علمی و بین الادیان، مصاحبه با روزنامه ها و رسانه های مهم اروپایی و ارتباطات گسترده و موثر با رهبران دینی . سیاسی اروپا به منظور شناساندن چهره حقیقی اسلام بر مبنای اعتدال و عقلانیت دینی از مهمترين اقدامات وي در مدت اقامت در آلمان مي باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 11:42  توسط شهاب حسین زاده  | 

پی نوشت ها:

موسیقی حرام؛ مسبب فقر!

راه نجات از فقر و تنگدستی (1)

امر به معروف و نهی از منکر

فقیر بودن به خودی خود عیب نیست؛ آنچه ناپسند است این است که انسان با سوء اختیار خویش مبتلا به فقر شده، خود و دیگران را به زحمت بیندازد. کم نیستند کسانی که مدام با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند و با وام بعدی قسطهای قبلی را می دهند؛ همیشه هشت شان گرو نُهشان است و اینگونه روزگار می گذرانند.

علاج این معضل چیست؟ و چگونه می توان از چنگال آن نجات پیدا کرد؟

 

پاسخ این سوال در آموزه های اسلامی

مردم با سه نوع فقر دست در گریبانند اول فقری که در اثر سوء تدبیر و یا ترک برخی از دستورات دینی نصیبشان شده است؛ دوم فقری که کفاره گناهان مومنین است 1 و سوم فقری که محصول کم کاری و یا بی دینی آنها نیست بلکه قرار است از تحمل آن پاداش و ترفیع درجه نصیبشان شود. 2

فقری که در سوال این نوشتار مطرح است از جنس اول است و ما برآنیم تا به پاسخ آن بپردازیم.

در متون دینی به سوء رفتارهایی اشاره شده که هر یک عاملی هستند برای فقر و تنگدستی و انسان می تواند با ترک آنها از چنگال فقر نجات یابد.

مهمترین چیزی که انسان را زمینگیر فقر می کند آلوده شدن به گناه و معصیت است. قرآن وعده داد که اگر مردم اهل تقوا و دوری از گناه باشند خداوند خیر و برکت آسمان و زمین را به سوی آنها سرازیر می کند؛ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض .3

و در سوره طلاق فرمود هر کس از گناه بپرهیزد خداوند روزی او را از جایی که هیچ گمان نمی کند تامین خواهد کرد؛ در کارش گشایش ایجاد کرده و سختی آن را برایش آسان می گرداند؛ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یجَْعَل لَّهُ مخَْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یحَْتَسِبُ ... وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یجَْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْرًا .4

تاثیر گناه در فقیر کردن انسان چنان جدی است که امیرالمومنین علی علیه السلام به ما آموخت تا در دعا اینگونه بخوانیم:

اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو إِلَى الْكُفْرِ وَ یُطِیلُ الْفِكْرَ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ یَجْلِبُ الْعُسْرَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِین 5 خداوندا از تو طلب آمرزش می کنم نسبت به هر گناهی که مرا به کفر می کشاند و توان فکر کردن را از من می گیرد و باعث فقر من شده و زندگی مرا به سختی می اندازد.

و نیز می فرماید:

اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ یَكُونُ فِی اجْتِرَاحِهِ قَطْعُ الرِّزْق 6؛ پروردگارا! از تو طلب بخشش دارم نسبت به هر گناهی که باعث قطع رزق می شود.

از آنچه تا کنون نقل شد به دست می آید که اصولا گناه برکت را از زندگی انسان برده و او را گرفتار فقر و تهی دستی می گرداند. در روایات نام برخی از گناهان که تاثیر جدی تری در فقر و تنگدستی دارند ذکر شده است که ما نیز آنها را بازگو می کنیم.

مردم با سه نوع فقر دست در گریبانند اول فقری که در اثر سوء تدبیر و یا ترک برخی از دستورات دینی نصیبشان شده است؛ دوم فقری که کفاره گناهان مومنین است  و سوم فقری که محصول کم کاری و یا بی دینی آنها نیست بلکه قرار است از تحمل آن پاداش و ترفیع درجه نصیبشان شود

1. رابطه نامشروع

خطرناک ترین گناهی که چندین روایت به فقرآور بودن آن اشاره دارد رابطه نامشروع جنسی یا همان زنا است.

نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: فِی الزِّنَا خَمْسُ خِصَالٍ یَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ یَنْقُصُ الْعُمُرَ وَ یُسْخِطُ الرَّحْمَنَ وَ یُخَلِّدُ فِی النَّار 7؛ زنا پنج ضرر دارد: آبرو را می برد؛ باعث فقر می شود؛ عمر را کوتاه می کند؛ خشم خداوند را بر می انگیزد و انسان را در جهنم جاودان می گرداند.

امام صادق علیه السلام فرمود: الذُّنُوبُ ... الَّتِی تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنَا 8؛ زنا از گناهانی است که جلوی نزول رزق را می گیرد.

 

2. قطع ارتباط با خویشاوندان نزدیک

از دیگر گناهانی که موجب فقر است قطع رحم یا همان قطع ارتباط با بستگان نزدیک مانند: پدر، مادر، برادر، خواهر و مانند آن است.

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: قَطِیعَةُ الرَّحِمِ تُورِثُ الْفَقْر 9؛ قطع ارتباط خویشاوندی فقرآور است.

 

3. اسراف

تهیه کالا بیش از حد نیاز و تلف کردن بخشی از نعمتهای خدادادی سبب می شود که انسان از همان مقدار ضروری هم محروم شود.

امام صادق علیه السلام فرمودند: إِنَّ السَّرَفَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ إِنَّ الْقَصْدَ یُورِثُ الْغِنَی 10؛ اسراف انسان را فقیر می کند و مدیریت صحیح اقتصادی باعث بی نیازی انسان می شود.

موسیقی حرام

4. گوش دادن به آواز و ترانه های حرام

در دین اسلام برخی آوازها و ترانه ها حرامند و ملاک تشخیص هم این است که اگر آن ترانه مطرب بود؛ یعنی مناسب با مجالس بزن و برقص بود می شود حرام وگرنه از نظر شرعی گوش دادن به آن مانعی ندارد.

به هر حال یکی از گناهانی که سایه نحس فقر را بر روی زندگی انسان می گستراند همین گوش دادن به چنین آواز و ترانه هائیست که متاسفانه امروز رواج زیادی هم دارد. امام صادق علیه السلام فرمودند: الغِناءُ یُورِثُ الفَقر  11

 

5. سبک شمردن نماز و اهمیت کم دادن به آن

گاهی نماز خواندن و گاهی نخواندن، بی توجهی به نماز اول وقت، ترک نماز جماعت، فرار از شرکت در نماز مسجد و مانند آن همگی از مصادیق کاهلی در نماز است که در روایات از آن به الاستخفاف بالصلاة 12 تعبیر شده است. این کارها نیز بنا بر تصریح روایات باعث فقر می شوند.

 

6. عادت بر دروغگویی

برخی از بس که دروغ گفته اند این گناه به صورت عادتی زشت برای آنها تبدیل شده است. روایات به ما هشدار می دهند که این کار موجب فقر و تنگدستی می شود.

امیر المومنین علی علیه السلام فرمود: اعْتِیَادُ الْكَذِبِ یُورِثُ الْفَقْر  13عادت بر دروغگویی فقرآور است.

مهمترین چیزی که انسان را زمینگیر فقر می کند آلوده شدن به گناه و معصیت است. قرآن وعده داد که اگر مردم اهل تقوا و دوری از گناه باشند خداوند خیر و برکت آسمان و زمین را به سوی آنها سرازیر می کند؛ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض

7. قسم دروغ خوردن

این هم از جمله کارهای ناشایستی است که برکت را از زندگی برده و انسان را گرفتار فقر می کند.

امیر المومنین علی علیه السلام فرمود: الْیَمِینُ الْفَاجِرَةُ تُورِثُ الْفَقْرَ  14

 

8. لعنت کردن فرزند

لعنت فرزند

گاهی پدر و مادرها برای آنکه آب خنکی بر جگر تفتیده شده خود بپاشند دست به نفرین فرزند سرکش خود می زنند غافل از این که این کار پیامد ناگواری برای خودشان دارد به نام فقر.

رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند یکی از کارهایی که باعث تنگدستی می شود اللَّعْنُ عَلَى الْأَوْلَاد یعنی لعنت کردن فرزندان است. 15

در نهایت باز به همان سخن نخست بر می گردیم و می گوییم: اصلی ترین کار برای فقر زدایی از صحنه زندگی زدودن هر نوع گناه از صفحه دل است و نفس کشیدن در فضای پاک و فرح بخش دین است و بس.

این نوشتار را با نقل پرسش و پاسخی از محضر حضرت آیت الله العظمی مظاهری دامت برکاته به پایان می بریم:

 

سوال:

به خاطر مسائلی دچار مشکلات مادی بسیار بسیار شدیدی شده ام. آیا این به خاطر عذاب الهی است یا رحمت الهی که خودم از فهم آن عاجز هستم؟  آیا این امتحان الهی است؟ چگونه بر این امتحان بسیار مشکل غلبه کنم؟ چرا دست به هر کاری می زنم خراب می شود؟ استاد عزیز هزاران و هزاران سئوال دارم ولی واقعاً دلم پر از خون است و واقعاً مستاصل شده ام. وظیفه من چیست؟ 

پاسخ معظم له:

رضا به داده بده وز جبین گره بگشا

 

 كه بر من و تو در اختیار نگشودند

ما باید بدانیم كه خداوند قادر و عالم و جواد و حكیم است و هرچه جلو می آید از روی حكمت است. ولی ما برای رفع گرفتاری ها باید تلاش و کوشش كنیم. اگر گناهكاریم بدانیم گرفتاری ها از آنجا سرچشمه می گیرد، توبه كنیم و گناه را ترك كنیم. و اگر گناهكار نیستیم برای رفع گرفتاری ها تلاش كنیم، اگر رفع نشد، گله نكنیم و بدانیم مصلحتی در كار است. البته خداوند پاداش بزرگی در دنیا و آخرت عنایت می كند. 16

 

امید پیشگر – گروه دین و اندیشه تبیان


1 - بحارالانوار، ج 50، ص 229

2-  بحارالانوار، ج 69، ص 66

3-  اعراف / 96

4-  طلاق /2-4

5-  بحارالانوار، ج 84، ص 334

6-  همان.

7-  الكافی، ج 5، ص542

8-  الكافی، ج 2، ص447

9-  وسائل‏ الشیعة، ج 15، ص 347

10-من‏لایحضره‏ الفقیه، ج 3، ص 174

11-دعائم‏الإسلام، ج 2، ص 20

12-بحارالانوار، ج 73 ، ص 315

13-وسائل‏ الشیعة، ج 15، ص 347

14-همان

15-بحارالانوار، ج 73 ، ص 315

16-به نقل از پایگاه اطلاع رسانی معظم له

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 11:33  توسط شهاب حسین زاده  | 

پيش بيني ساعت ، روز و محل دفن آيت الله بهجت (ره) توسط

خودشان و حالات ايشان در هفته پاياني عمر مبارك

آيت الله احدي از اساتيد خارج اصول حوزه علميه قم (محرم 1388):

يك هفته قبل از مرگ آقاي بهجت، دور آقا نشسته بودند ؛

آقاي بهجت فرمودند :

امسال براي من ، مشهد خانه اجاره نكنيد من امسال حرم امام رضا نميروم .

علي آقا ( پسر آقاي بهجت ) گفت :

حاج آقا ما فرستاديم همان ساختمان سابق در كوچه باقري را اجاره كنند .

آقا فرمودند :

زنگ بزنيد و بگوييد برگرده ، من امسال مشهد نمي روم .

 

 

 
علي آقا از جا بلند شد و موضوع را به مادرش گفت ؛ مادرش گفت :

آشيخ محمد تقي چي گفتيد ؟

آقاي بهجت فرمود :

سر و صدا نكنيد ، من اين هفته يكشنبه ساعت پنج بعدازظهر مي ميرم ؛ عمرم ديگه تمام شده .

يك ربع مانده به ساعت پنج بيهوش شدند ؛ علي آقا ايشان را گذاشت داخل ماشين تا به دكتر ببرند ، يك لحظه آقا چشمانشان را باز كردند و آرام گفتند :

نبريد ! نبريد !

سر چهارراه بعدي كه رسيد

آقا بلند شدند و دستشان را روي سينه گذاشتند و گفتند :

" السلام عليك يا صاحب الزمان "

و دقيقاً راس ساعت پنج از دنيا رفتند .

آقا اين يك هفته آخر عمرشان را شبها تا صبح بيدار بود ، يك لحظه نخوابيد ؛ روزها كه برايشان غذا مي آوردند يك لقمه مي خورد و مي گفت :

" بسم الله و بالله و اليك اعود " خدايا به سوي تو ميام .

خانم شان ميگفت : آقا يك حال ديگري داشتند ، قرآن مي خواند و گريه مي كرد و مي گفت :

خدايا خيلي قرآن را دوست دارم ، روز قيامت هم برام قرآن مياري ؟ بعد فرمود برام گريه نكنيد.

آقا صبح دوشنبه مي آمدند حرم . علي آقا ميگويد :

صبح دوشنبه بعد از زيارت قبر آيات عظام ،

آقا دست من را گرفتند و گفتند : پسرم من را اينجا دفن مي كنند .

من اين مطلب را جايي نقل نكردم .

صبح روز دفن ، هنگامي كه جنازه را آورديم براي دفن ، ديدم همان جايي است كه پدرم آدرس داد ، به آقاي مسعودي (توليت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها) گفتم :

چه شد اينجا دفن كرديد ؟

آقاي مسعودي گفت :

هر كجا داخل حرم دنبال قبر رفتيم پيدا نشد ، فقط همين جا را پيدا كرديم !

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 11:23  توسط شهاب حسین زاده  | 

 ۲۶دي،

سالروز فرار شاه از ايران

سي وسه سال پيش در چنين روزي محمدرضا پهلوي كه سال‌ها لقب شاه ايران را يدك مي‌كشيد، به توصيه اربابان بيگانه خود از ايران فرار كرد.

 شكل گيري و گسترش نهضت اسلامي و هماهنگي قيام هاي مردمي به رهبري امام خميني و برگزاري مراسم چهلم شهدا در شهرهاي مختلف و كشتار 17 شهريور و اعتصاب كاركنان شركت ملي نفت، كنترل امنيت كشور را از دست نيروهاي رژيم و حتي حكومت نظامي خارج كرد و موجب شد كه در زمان كوتاهي، پايه هاي اقتدار رژيم 2500 ساله شاهنشاهي سست شده و منجر به فرار شاه شود.

شاه پس از عدم موفقيت دولت نظامي ازهاري در برقراري نظم و آرامش و رفع اعتصاب ها كه اقتصاد كشور را فلج كرده بود، به رهبران جبهه ملي روي آورد.

پس از ناكامي جمشيد آموزگار، جعفر شريف امامي و ازهاري در مهار كردن امواج خشم و نفرت عمومي مردم در جريان نهضت اسلامي، شاه آخرين تير خود را رها و سعي كرد با انتخاب يكي از اعضاي جبهه ملي كه بظاهر از مخالفان شاه باشد، خشم مردم را فرونشاند؛ به همين جهت شاپور بختيار به شرط گرفتن اختيارات كامل و خروج شاه از كشور بعد از راي اعتماد مجلسين به دولت، نخست وزيري را پذيرفت.

سرانجام در روز 26 دي 1357، شاه پس از سال ها ظلم و جنايت در حق مردم مسلمان ايران، به همراه همسرش، ايران را به سمت مصر ترك كرد؛ در حالي كه حتي نزديك ترين حاميان و اربابانش هم از پذيرفتن او امتناع كردند.

پس از فرار شاه، ملت با آمدن به خيابان ها و اظهار شادماني و پخش گل و شيريني، اين پيروزي بزرگ را جشن گرفتند و اين زماني بود كه رژيم پهلوي پس از 50 سال حكومت استبدادي، روزهاي پاياني عمر خود را سپري مي كرد؛ چنان كه در كمتر از يك ماه پس از فرار شاه، طومار عمر 2500 ساله شاهنشاهي ايران در هم پيچيده شد./

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامي

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 11:16  توسط شهاب حسین زاده  | 

 

عمليات كربلاي5؛ سرنوشت‌ساز در سال سرنوشت جنگ

 

عمليات كربلاي 5 مهمترين عمليات رزمندگان سپاه اسلام در طول هشت‌سال دفاع مقدس است، چرا كه سرنوشت جنگ را در سال سرنوشت رقم زد و دشمن تا بن دندان مسلح و حاميان او با پي بردن به قدرت سپاهيان اسلام، تلاش‌هاي خود را  براي پايان دادن به جنگ آغاز كردند و به اين ترتيب قطع‌نامه 598 از سوي سازمان ملل متحد صادر گرديد.

پس از متوقف شدن عمليات كربلاي 4 به دليل دست‌نيافتن ايران به اهداف پيش‌بيني شده، تصميمگيري براي عمليات بعدي بين فرماندهان آغاز شد. عمليات كربلاي4 شرايط خاص خود را داشت و دشمن با كمك‌هاي ويژه امريكا مواجه بود، چرا كه امريكايي‌ها بعد از ماجراي مك‌فارلين مي‌خواستند حسن‌نيت خود را به عراق به اثبات برسانند. لذا با كمك‌ آواكس‌هاي مستقر در عربستان و ساير منابع جاسوسي جزيي‌ترين اطلاعات را در اختيار نيروهاي بعثي قرار دادند. توقف نبرد در كربلاي 4  اوضاع را به هنگام انتخاب منطقه عملياتي پيچيده و دشوار مي‌ساخت، در چنين شرايطي تنها انجام يك عمليات نمي‌توانست راهگشا باشد، بلكه عمليات مي‌بايست از شرط تضمين پيروزي و همچنين شرايط و ويژگي‌هاي لازم مناطق آزاد شده به سود جمهوري اسلامي بهره‌مند باشد. از طرفي تجربه شكست در عمليات والفجر 8 درس‌هاي بزرگي براي عراقي‌ها داشت و آنها سعي داشتند تا آن ماجرا تكرار نشود و ...

فرماندهان نظامي جمهوري اسلامي ايران با بررسي‌هاي به عمل ‌آمده به اين نتيجه رسيدند كه منطقه عمومي كربلاي4 براي اجراي عمليات بعدي انتخاب شود، به اين ترتيب غرب نهر جاسم براي عمليات انتخاب شد.

ارزش سياسي نظامي منطقه، استقرار يگان‌هاي خودي در منطقه و نقش آن در غافلگيري دشمن،  تناسب منطقه با توان موجود، انطباق ويژگي‌هاي منطقه شلمچه با شعار «عمليات سرنوشت‌ساز» در سال سرنوشت، قابل پدافند بودن منطقه به دليل وجود عوارض مناسب، امكان اجراي آتش مناسب و موفقيت نيروهاي عمل‌كننده در محور شلمچه(5ضلعي) در عمليات كربلاي4 از جمله عواملي بود كه علت انتخاب عمليات را به خوبي آشكار مي‌سازد.

تأخير افتادن در عمليات ما موجب شده بود تا حدفاصل عمليات والفجر 8 و كربلاي 4، عراقي‌ها خود را تجهيز و نيروهايشان را تقويت كنند. تبليغات گسترده‌اي بعد از عمليات كربلاي 4 عليه ايران صورت گرفت و حتي گفته مي‌شود كه صدام حسين به حج رفت و در حالي كه كلت خود را هم بركمر بسته بود مي‌گفت:« به شكرانه شكست ايران آمده‌ام طواف كنم.»

 اهداف عمليات

منطقه شلمچه به لحاظ اهميت سياسي و نظامي آن، به عنوان يكي از محورهاي وصولي شهر بصره، همواره در زمره اهداف قواي نظامي جمهوري اسلامي ايران قرار داشت. در صورت تسلط بر اين منطقه، جمهوري اسلامي مي‌توانست برتري خود در جنگ را به اثبات برساند. تصرف كانال ماهي در شمال، منطقه 5ضلعي در مركز و جاده شلمچه اهداف اوليه عمليات بود كه دسترسي به آنها بسيار دشوار به نظر مي‌رسيد.

دشمن هم در راستاي سياست خود كه حفظ بصره بود از امكانات گسترده‌اي با حجم موانع زياد در منطقه بصره بهره مي‌برد.

موقعيت منطقه

منطقه عملياتي شلمچه كه در جنوب شرقي شهر مهم بصره قرار گرفته و تقريباً نزديكترين محور وصولي به اين شهر به شمار مي‌آيد، به مناطق و محورهاي زير محدود است: از شمال، به آبگرفتگي جنوب زيد از شرق، به دژ مرزي ايران و عراق از جنوب، به رودخانه اروند و اروند صغير از غرب، به كانال زوجي و شهرهاي تنومه و الحارثه. اين منطقه از تعداد زيادي نهر، كانال، خاكريز، جاده و ... تشكيل شده بود كه همه آنها در بخش شمالي اروند قرار داشتند.

 آب‌گرفتگي به وسعت 75كيلومتر مربع بي‌آنكه از عمق آن مطلع باشند يكي ديگر از موانع پيش‌روي رزمندگان اسلام بود. استفاده از كانال‌هاي فرعي براي عبور دشمن جهت ارتباط با سنگرهاي پياده و تانك نيز موجب سختي كار مي‌شد.

كانال زوجي، پنج ضلعي، ميدان‌هاي متعدد مين و سيم خاردار و خورشيدي‌ها نيز تكميل‌كننده موانع طبيعي و مصنوعي دشمن بودند. انواع مختلف موانع بلوكي و سيماني به همراه سنگرهاي مستحكم كار را بسيار پيچيده مي‌كرد. خاكريزهاي هلالي‌شكل (نوني‌شكل) به ارتفاع هفت متر و قطر 300متر و عرض سه متر از ديگر ابتكارات دست‌ساز دشمن بعثي با كمك‌هاي غربي‌ها بود.كارشناسان كشورهاي غربي از جمله امريكا، شوروي، آلمان، انگليس و فرانسه كه وارد منطقه شده بودند مدعي شدند كه 80 تا 90 درصد منطقه شلمچه مسلح به انواع موانع است و اگر ايراني‌ها از اين موانع عبور كنند ديگر هيچ مانعي در دنيا جلودار آنها نخواهد بود.

شرح عمليات

سرانجام عمليات كربلاي 5 در تاريخ 19 دي 1365 و در ساعت 1:35 بامداد با رمز مبارك يا زهرا(س) آغاز شد. مرحله اول عمليات 17 روز به طول انجاميد و حجم سنگين آتش در منطقه وجود داشت.

عمليات در شب دوم در حالي ادامه يافت كه دشمن با آگاهي از تلاش اصلي فرماندهي عمليات، يگان‌هايي را كه به فاو و ساير مناطق عملياتي برده بود، به سرعت به منطقه شلمچه منتقل مي‌كرد. بخش اعظم تلاش دشمن به عقب راندن نيروها از غرب كانال و نيز جلوگيري از ايجاد الحاق در مثلث نوك كانال معطوف شده بود. به همين خاطر، در اين شب كه قواي قرارگاه‌هاي قدس و نجف وارد عمل شده بودند، عواملي همچون آتش دشمن، نداشتن مواضع مناسب براي پدافند و ... موجب شد تا فقط به انهدام نيروي دشمن و استحكام مواضع متصرفه در روز اول و نيز بر‌هم‌ريختن آرايش نيروهايي كه خود را براي پاتك آماده مي‌كردند، بسنده شود. با آغاز روشنايي روز دوم عمليات، پاتك‌هاي سنگين دشمن - بيش از 20 مورد - در غرب كانال پرورش ماهي شروع شد كه در هر پاتك، رزمندگان خودي با تحميل تلفات به يگان‌هاي دشمن، آنها را عقب مي‌راندند.

در شب سوم، پد «بوبيان»، بخشي از جاده آسفالت در جنوب كانال پرورش ماهي، پل دوم و نيز مواضع هلالي شكل نوك كانال به تصرف نيروهاي قرارگاه كربلا درآمدند. نيروهاي قرارگاه نجف نيز ضمن تصرف سومين موضع هلالي شكل، روي دژ مرزي پيشروي كردند. همچنين، قواي قرارگاه قدس حركت خود را در شرق نهر دوعيجي آغاز كرده و ضمن پاكسازي مواضع هلالي شكل سوم و چهارم، به جاده شلمچه دست يافتند و در نتيجه، يگان‌هاي دو قرارگاه قدس و نجف موفق شدند اهداف مرحله اول عمليات را تامين كنند. در ادامه، يگان‌هاي قرارگاه قدس به منظور تصرف خط دشمن در مجاورت نهر جاسم به پيش رفتند، ليكن به دليل مقاومت نيروهاي عراقي كه تا صبح روز بعد ادامه داشت، مجبور شدند تا خط نهر دوعيجي عقب‌نشيني كنند. ساعت 9 صبح فشار هوايي و بمباران خطوط عملياتي و عقبه‌هاي خودي همراه با به‌كارگيري سلاح‌هاي شيميايي افزايش يافت و دشمن توانست نيروهاي مستقر در محور كانال ماهي را عقب براند. در شب چهارم نيز طرح عمليات شب قبل مجدداً تكرار شد و همه يگان‌ها - به جز يك يگان كه وارد بوارين شده بود - پس از انهدام نيرو و در نهايت با روشن شدن آسمان به خطوط پدافندي روز قبل خود بازگشتند تا براي آغاز ماموريت‌بعدي‌آماده‌شوند. در ابتداي روز چهارم، پاتك دشمن به جزيره بوارين آغاز شد كه با تلاش نيروهاي قرارگاه نجف اين پاتك با ناكامي مواجه گرديد. در محور قرارگاه كربلا نيز براي حفظ مواضع جناح راست و تثبيت موقعيت در منطقه كانال پرورش ماهي، نيروهاي خودي به رها كردن آب مبادرت ورزيدند. به اين ترتيب، پيشروي در اين محور متوقف شد و عمليات با دو هدف اصلي تصرف خط نهر جاسم و پاكسازي جزيره بوارين ادامه يافت. از ساعت 3 بامداد روز پنجم عمليات، دشمن پاتك خود را در غرب كانال ماهي همراه با شديدترين و پرحجم‌ترين آتش توپخانه در طول جنگ آغاز كرد و نهايتاً پس از حدود 5/2 ساعت تنها توانست دو موضع هلالي شكل را بازپس‌گيرد. با فرا رسيدن شب، يگان‌هاي قرارگاه نجف ماموريت ديگري را با هدف تصرف كامل بوارين و مقر دشمن آغاز كردند و موفق شدند فقط به هدف دوم (تصرف مقر دشمن) دست يابند. در روزها و شب‌هاي بعد نيز، رزمندگان خودي طي درگيري‌هاي متعدد توانستند علاوه بر استقرار در شرق نهر جاسم، قسمتي از غرب اين نهر را به عنوان«سرپل» به دست‌آورند. متقابلاً دشمن در حالي كه تلفات بسياري را متحمل شده و زمين ارزشمند شرق نهر جاسم را از دست داده بود، با تداوم عمليات در غرب اين نهر و پذيرش تلفات بيشتر، سرانجام براي جلوگيري از پيشروي قواي نظامي سپاه پاسداران،تعداد زيادي از يگان‌هاي خود را وارد منطقه كرد. در اين ميان، با توجه به مشكلات، موانع و كمبودهاي موجود به نظر مي‌رسيد تداوم عمليات در غرب نهر جاسم و دستيابي به كانال زوجي به سهولت امكان‌پذير نيست. بنابراين، در تاريخ 7/11/1365 مقرر شد مهلت دوهفته‌اي به يگان‌هاي عمل كننده -فرصت بازسازي و تجديد قوا - داده شود تا آمادگي لازم را براي ادامه عمليات بيابند. شامگاه سوم اسفند ماه مرحله تكميلي عمليات آغاز شد و نيروها با پيشروي در محور نهرجاسم موفق شدند چهارراه شلمچه را به تصرف خود درآورند. دشمن براي مقابله با رزمندگان سپاه اسلام دست به پاتك‌هايي زد و در نهايت به دليل شكست سنگين خود اقدام به استفاده از عوامل مختلف شيميايي كرد. نيروهاي اسلام موفق شدند تا روز 13 اسفند ماه ضمن پيشروي در غرب كانال ماهي و تصرف هلالي شكل و نيز تسخير يكي از مستحكم‌ترين قرارگاه‌هاي بعثي در منطقه به انهدام دشمن بپردازند.

تاكتيك‌هاي به‌كاررفته در اين عمليات كمك شاياني را جهت به‌دست‌آوردن پيروزي نصيب رزمندگان كرد.

 رزمندگان مانع تخليه آب‌گرفتگي منطقه شدند تا حجم آب افزايش يابد و تسهيل در حركت قايق‌ها و نفربرها از جمله نفربر خشايار صورت گيرد. جاده‌سازي‌ها و شناسايي‌هاي دقيق از مواضع دشمن نيز يكي از اقدامات موثر براي پيشروي يگان‌هاي عمل‌كننده بود.

نتايج عمليات

 رزمندگان با درهم شكستن مستحكم‌ترين خطوط دفاعي دشمن و انهدام قواي آنان موقعيت برتر سياسي نظامي ايران را كه با فتح فاو حاصل شده بود در عمليات كربلاي 5 تثبيت كردند و زمينه خاتمه جنگ را از موضع برتري ايران فراهم كردند. بعد از موفقيت بزرگ ايران و با توجه به اينكه بصره در موقعيت و تيررس ايراني‌ها قرار داشت، تلاش بين‌المللي براي پايان دادن به جنگ آغاز شد و به اين ترتيب قطع‌نامه 598 از سوي سازمان ملل متحد صادر گرديد.

روزنامه زود‌دويچه سايتونگ مي‌نويسد:« شكي نيست كه ايران در عمليات اخير خود تحت عنوان كربلاي5 مناطقي را در غرب شط‌العرب(اروندرود) به تصرف خود درآورد و عراق هم مجدداً به تلافي عمليات نظامي ايران، حمله به شهرها را شروع كرده و قصد دارد مردم غيرنظامي را با بمباران و پرتاب موشك بترساند. عمليات ايران نشان‌دهنده و ثابت‌كننده آن است كه با هر وجب پيشروي ايران موضع سياسي صدام در بغداد ضعيف‌تر مي‌شود و ايران در موضع برتري قرار مي‌گيرد.»

 عبور از موانع نفوذناپذير دشمن در شرق بصره و حضور در حومه اين شهر به گونه‌اي اهميت يافت كه متعاقب اين عمليات: - موقعيت سياسي و نظامي عراق تضعيف شد و در نتيجه حملات گسترده اين كشور به مراكز اقتصادي، صنعتي و مسكوني ايران بار ديگر آغاز شد. - اوضاع جبهه‌هاي نبرد به سود قواي نظامي ايران تثبيت شد و سپاه پاسداران يكي از ارزنده‌ترين تجارب نظامي خود را كسب كرد.

آمار انهدام نيروي دشمن از شروع عمليات تا پس از عمليات تكميلي كربلاي 5 الف- انهدام 55 تيپ زرهي، مكانيزه، نيروي مخصوص و پياده به ميزان 100درصد و 67 تيپ به ميزان 50درصد ب- كشته شدن حدود 30 هزار نفر و مجروح شدن حدود 70 هزار نفر. ج- به اسارت درآمدن 2650 نفر د- انهدام 870 تانك و نفربر، 1000 خودرو، 180 توپ صحرايي، 120 توپ ضدهوايي، 400 خمپاره انداز و تفنگ 106 ميليمتري، 45 هواپيما و 7 هلي‌كوپتر هـ- اغتنام 230 تانك و نفربر، 200 خودرو، 20 توپ صحرايي، 100 توپ ضدهوايي، 250 خمپاره‌انداز و تفنگ 106 ميليمتري و 100 دستگاه مهندسي.

آمارهاي متفاوتي از تلفات عراقي‌ها ذكر شده است. جلال طالباني رهبر اتحاديه ميهني كردستان عراق(رييس جمهور كنوني ) در آن زمان درباره تلفات زياد عراقي‌ها گفته بود:« خبري به دست ما رسيد كه فرمانده سپاه يكم گفته است ما در عمليات كربلاي 5 بيش از 50 هزار تن تلفات داشتيم.»

تلاش شبانه‌روزي عزيزان رزمنده موجب شد تا نتيجه عمليات به نفع جمهوري اسلامي ايران رقم بخورد. در اين عمليات بزرگاني چون شهيد حاج  حسين خرازي(فرمانده لشكر امام حسين)، شهيد عبدالله ميثمي(نماينده امام در قرارگاه خاتم‌الانبيا) و شهيد اسماعيل دقايقي( فرمانده لشكر بدر) و ... به شهادت رسيدند. ياد حماسه‌سازان اين عمليات كه با جاري كردن خون پاكشان عرصه را براي دشمن تنگ و تنگ‌تر كردند و با نداي الله اكبر خود لرزه‌اي بزرگ بر پيكر دشمن وارد ساختند، گرامي‌باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 11:7  توسط شهاب حسین زاده  |